انتقادات و پیشنهادات سوالات و مشکلات کاربران مكاتبه با گروه مديريت
انجمن پايان نامه ها بخش درخواست مقاله مجله الكترونيكي انجمن
بهترين كاربران هفته (به زودي) بهترين مديران هفته ( به زودي) جايزه ويژه ماه (به زودي)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

موضوع: مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب

  1. #1
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas

    مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب

    با سلام خدمت دوستان عزیز و معمار.
    میخوام تو این تاپیک متن کامل کتاب مبانی و مفاهیم در معماری غرب تالیف دکتر وحید قبادیان رو قرار بدم تا دوستان بتونن در صورت نیاز ازش استفاده کنن.
    در مورد تصاویر کتاب هم تا اونجایی که بتونم سعی می کنم در ذیل مطالب مربوطه قرار بدم.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات برای شما
    تاریخ عضویت
    همین الان !
    محل سکونت
    توی انجمن
    نوشته ها
    یه عالمه



     

  3. #2
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    بخش اول
    معماری مدرن
    مبانی معماری مدرن، که سبکی غالب و جهانگیر در سده بیستم میلادی بوده، ریشه در تحولاتی دارد که خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ایتالیا در حدود چهارصد سال پیش از ظهور معماری مدرن بوده است.
    بررسی معماری بدون توجه به زمینه های فکری و اجتماعی مدرنیته و تحولات متعاقب آن، همانند انسان گرایی، علم مداری، دین پیرایی، روشنگری و انقلاب صنعتی، امری ناقص و ابتر خواهد بود. هر یک از این تحولات در پیشبرد تفکر ذهنی مدرن و جهان مدرن نقشی اساسی و تعیین کننده داشته است و معماری مدرن حاصل و نمود کالبدی چهر سده اخیر است.
    بخش حاضر شامل چهار فصل است که در فصل اول مدرنیته و زمینه ها و خصوصیات آن تبیین شده است. پس از آن در سه فصل، معماری مدرن و زیر مجموعه های آن در سه دوره معماری مدرن اولیه، نتعالی و متاخر مورد بحث و شرح قرار گرفته است.
    فصل اول: مدرنیته
    جهان مدرن در مقابل دنیای کهن، منظر متفاوتی از هستی عرضه میدارد که برخاسته از باورهای عقلی و انسان مداری است. در جهان مدرن، داوریهای ارزشی بر اساس این باورهای جدید تعریف می شود. شروع چنین تفکری از زمانی است که انسان به عنوان محور سنجش تمام ارزش ها مطرح گردید. از زمانی که توجه به ذهن و تفکر عقلی به عنوان مبنای ارزیابی پدیده های جهان مطرح شد، باور به عقل ــ که در این دوره جانشین تفکرات ذهنی و روحانی دوران قرون وسطی گردید ــ انسان را به عنوان نماینده عقل و اندیشه، محور همه چیز قرار داد. انسان مداری، که بعدها مبنای شکل گیری جامعه مدرن شد، ریشه در همین جایگزینی دارد.
    دکتر هاشم آغاجری، استاد تاریخ، در تعریف مدرنیته چنین بیان می دارد: «چارچوب معنای مدرنیته به عصری گفته می شود که انسان در آن به عنوان فاعل شناسایی و اقتدار به گونه ای خود بنیاد همه عالم و آدم را تبدیل به آبژه معرفتی و اقتدار خود می کند. به عبارت دیگر مدرنیته به مثابه یک دوران تاریخی به عصری می گویند که اومانسیم (انسان گرایی) به معنی فلسفه کلمه ظخور پیدا میکند...
    در این دوران بشر معنای همه چیز می شود و طبیعت و جهان اخلاقی و روابط قدرت، علم و تکنولوژی خاستگاه بشری پیدا می کند و همچنین در خدمت بشر قرار می گیرد. طبعا مدرنیته به این معنی نوعی گسست از دوران ماقبل مدرن ـــ که عصر مسیحی اروپاست و در محور و مرکز عامل خدای مسیحی قرار دارد و همه ارزش ها به خداوند و مسیح و تسجد تاریخی و خارجی اروپا یعنی کلیسا ارجاع داده می شود ـــ است. در دوران ماقبل مدرن، نظام ارزش گذاری و اخلاقی و تمام نهادها و ساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و انوادگی مبتنی بر چنین انگاره خدا محورانه ای از عالم آدم است. مدرنبته به عنوان یک دوران تاریخی، عصر انسان محوری است و در مقابل نگاه سنتی ماقبل خودش قرار دارد که عصر کلیسا محوری یا خدا محوری است».

    در اینجا لازم است تفاوتی بین دو واژه مدرنیته و مدرنیسم تبیین شود: مدرنیته وضعیت و حالتی است که در تاریخ اتفاق افتاده و نوعی نگرش به هستی و زندگی است، ولی مدرنیسم ایدئولوی و بنابه رویکردی، فهم مدرنیته از خودش است.
    اکثر فلاسفه مدرن بر این نظر هستند که آغاز عصر مدرن با پیدایش انسان گرایی و خرد گرایی دوره رنسانس در قرن 15 میلادی در شمال ایتالیا همراه بوده است. از این دوره است که جهان بینی انسان غربی تغییر جهت داده و از آسمان به سمت زمین متوجه شده است. این تغییر و بینش فکری چنان گسترده و فراگیر بوده که باعث واژگونی بسیاری از باورهای ذهنی شد و تفسیر و قرائت جدیدی از اصول و چارچوب های هنری، مذهبی، علمی، فلسفی، سیاسی، تکنیکی، اجتماعی و فرهنگی ارائه گردید.

    1.1. رنسانس
    رنسانس نهضتی هنری، ادبی و فلسفی
    بود که نقطه عطفی در تمدن غرب محسوب می شود، زیرا با وقوع آن باورهای ذهنی قرون وسطی و جهان سنت مورد شک و تردید قرار گرفت.
    در اینکه چرا رنسانس در شمال ایتالیا اتفاق افتاد، دلایل مختلف ذکر شده که
    به اختصار عنوان می گردد.
    اولا در قرن 14 و 15 میلادی در شمال ایتالیا همانند یونان باستانف دولت مرکزی وجود نداشت بلکه یکسری دولت شهرها که هیچگونه اقتداری بر یکدیگر نداشتند وجود داشته است.
    دوما، فئودالیسم در شمال ایتالیا هیچگاه همانند سایر کشورهای اروپایی گسترش نیافت. شهرهایی مانند ونیز، فلورانس، جنوا و میلان شهرهای مهم تجاری و صنعتی به شمار می رفتند.
    سوما،در این زمان خطوط جدید دریایی به نقاط تازه کشف شده جهان گشایش یافت و تجارت با خاورمیانه و شمال آفریقا، به سرعت در حال گسترش بود.
    چهارما، به لحاظ وجود اختلاف بزرگ در کلیسا (1417-1378) قدرت و نفوذ روحانیت کاهش یافته بود.
    و بالاخره اینکه مدارس غیر دینی متعددی در ایتالیا برای آموزش اروپاییان دایر بود و طالبان علم از سرتاسر اروپا برای تحصیل به ایتالیا می رفتند.

    در مورد تاریخ آغاز رنسانس نظرات متفاوت است و سالهای مختلفی عنوان گردیده. سال 1420 میلادی، تاریخ احداث گنبد کلیسای جامع فلورانس توسط اولین معمار بزرگ عصر رنسانس، فیلیپو برولنسکی (1446-1377)؛ سال 1453، تاریخ سقوط قسطنطنیه، مرکز حکومت روم شرقی یا بیزانس توسط سلطان محمد فاتح پادشاه مقتدر عثمانی، و همچنین سال 1453، تاریخ پایان جنگ های صد ساله (1453-1337) بین انگلستان و فرانسه، به عنوان مبدا تاریخ رنسانس مطرح شده است.
    جنبش رنسانس در فلورانس آغاز گردید و از آنجا به شمال ایتالیا و رم و سپس فرانسه، اسپانیا، آلمان و سایر مناطق اروپایی غربی گسترش یافت. رنسانس تا سال 1530 در ایتالیا ادامه پیدا کرد.
    رنسانس به معنای زندگی دوباره و تجدید حیات و اصول و نمادهای روم باستان است. از نظر اندیشمندان رنسانس، عصر طلایی روم تمام شده و جای آن را دوران تاریک قرون وسطی گرفته و حال زمان روشنایی مجدد و تجدید حیات مجدد پدید آمده است. آنها دوره کلاسیک یونان و روم باستان را دوره منطق گرایی، خردورزی، علم و زیبایی می دانستند و رجعت به آن دوره برای گریز از دوران تاریک قرون وسطی را برای خود و هم عصران خود لازم و ضروری می دیدند.
    جورجیو واساری (1574-1511) معمار، نقاش و زندگینه نویس معروف ایتالیایی، در مقدمه کتاب خود به نام
    زندگی نقاشان و مجسمه سازان و معماران ایتالیایی می نویسد:«تمام این مردان روم باستان را عصر طلایی هنر می دانستند و با تلاش مردانی همانند خودشان، می خواستند این دوره را تجدید کنند». از نظر هنرمندان رنسانس، هنر قرون وسطی یا هنر گوتیک، هنر وحشی ها بود.
    اگرچه مذهب رنسانس همانند همانند مذهب قرون وسطای مسیح است، ولی سردرها و تناسبات معابد بت پرستان یونان و روم باستان بر روی کلیساهای رنسانس نمایش پیدا کرد. برای کشیدن تصاویر و ساختن مجسمه های حضرت مسیح و قدیسان نیز بت های یونان باستان الگو قرار گرفت. کتاب ویتروویوس به نام
    در باب معماری در ده جلد در سال 1520 زیر نظر رافائل، به ایتالیایی ترجمه شد. این کتاب مورد توجه بسیار زیاد معماران رنسانس قرار گرفت.
    خصوصیات اصلی عصر رنسانس را می توان در انسان گرایی، واقع گرایی و خردگرایی خلاصه کرد. رنسانس آغاز انسان گرایی و اعتقاد به انسان و توانایی های اوست. فرد و فردگرایی در عصر رنسانس اهمیت پیدا می کند و هنرمند و اثر هنری به نام هنرمند دارای ارزش می شود. این نگرش به انسان با بینش قرون وسطایی که انسان را موجودی گناهکار و رانده شده از بهشت تلقی می کرد که باید کفاره گناهان خود را پس بدهد به کلی متفاوت است.
    از نظر اندیشمندان عصر رنسانس، جهان به گونه ای که هست باید نظاره و مشاهده شود. واقع گرایی در نقاشی و مجسمه سازی در این زمان آغازشد. مازاچیو (1428-1401) نقاش فلورانسی، در نیمه اول قرن 15 پرسپکتیو را در نقاشی ابداع کرد. لئوناردو داوینچی (1519-1452) هنرمند و نابغه عصر رنسانس، اولین کسی است که کالبد شناسی را مطرح کرد و خود در بیمارستان ها به تشریح بدن انسان و حتی جنین در رحم مادر پرداخت. زیرا می خواست آنچه می کشد به واقعیت نزدیکتر باشد. «داوینچی در یادداشت هایش تاکید کرده که هدف اصلی تمام پژوهش های علمی او این بوده که از خود نقاش ماهرتر و برتری بسازد».
    نیکولو ماکیاولی (1527-1469) فیلسوف فلورانسی، در کتاب
    شهریار(1532)می نویسد: «در این جهان به گونه ای که هست، آن چیزی که به حساب می آید قدرت است». لذا وی جامعه آرمانی و معنوی قرون وسطی را با این گفته خود به زیر سوال برد.
    خرد گرایی دیگر خصیصه عصر رنسانس است. در این دوره با گسترش مدارس غیر مذهبی، ادبیات، هنرهای آزاد، فنون جنگی، ورزش، تاریخ و خصوصا تاریخ عصر کلاسیک تدریس می شود. در هنر و معماری، احجام اولیه مانند مکعب، استوانه، کره و هرم اهمیت پیدا می کند. زیرا این اشکال قابل ادراک و استنباط توسط ذهن انسان هستند و هیچگونه ابهامی در مورد آنها وجود ندارد. تناسبات ریاضی، همگونی و تقارن که در هنر کلاسیک یونان و روم باستان اهمیت داشت مجددا در دوره رنسانس واجد ارزش بسیار می شود. کلیساهای عصر رنسانس کاملا متقارن در نما و پلان هستند، چنانچه اگر انسان در مرکز کلیسا بایستد، از هر چهار طرف منظره ای مشابه و بدون ابهام مشاهده می کند. لذا عنوان شده که در هنر رنسانس ذهن انسان در مرکز پرگار است.
    اصول فکری معماری رنسانس مجددا در معماری نئوکلاسیک غرب در طی قرون 18 و 19 میلادی ــــ تقریبا همزمان با عصر قاجاریه ــــ و دو دهه پایانی قرن بیستم مطرح شد.
    داریوش آشوری در مورد عصر رنسانس می نویسد:
    «رنسانس عبارت است از چیرگی روح یونانیت بر مسیحیت قرون وسطی».
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  4. #3
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    2.1. دین پیرایی
    در زمینه دین و مذهبی نیز اروپای غربی شاهد دگرگونی های زیربنایی بود. در طی قرون وسطی بالاخص قرون 14 و 15 میلادی اوج اقتدار کلیسا و حکومت مذهبی در غرب بود. در طی این دوران هر تفکر و اندیشه ای که خلاف اعتقادات و رسوم کلیسا بود، با شدت هرچه تمام تر توسط کلیسا و دادگاه های تفتیش عقاید پاسخ داده می شد. «از برقراری دادگاه های تفتیش عقاید در سال 1525 میلادی تا انقراض آن در عصر روشنگری، یعنی در بیش از پنج قرن، روحایت مسیحس کاتولیک جای پایی مرگبار و خونین از خود به جا گذاشت... مورخان محافظه کار تعداد قربانیان این دادگاه ها را یک میلیون نفر و برخی حتی تعدادشان را تا مرز 10 میلیون نفر تخمین می زنند». حکم ارتداد، تکفیر و سوزاندن از جمله اقدامات این دادگاه ها بوده است.
    اقتدار و سیطره کلیسا بر کلیه امور عمومی و خصوصی و تقدیس پاپ باعث شده بود که پاپ و متصدیان کلیسا خود را مطلق العنان فرض نمایند. آنها در عین تاکید بر تفسیر قرون وسطایی از دین، خود را پاسخگو در مقابل افراد عادی نمی دیدند.
    رفتار و انگیزه های پاپ قرون وسطی تماما جنبه روحانی و ربانی نداشت، بلکه در مواردی، امور دنیوی همچون کسب قدرت بیشتر، سرزمین های وسیع تر و اموال فزون تر را نیز شامل می شود.
    مارتین لوتر (1546-1483) کشیش کاتولیک آلمانی، در اکتبر 1517 بر علیه جمع آوری اعانات توسط کلیسا که برای آمرزش اخروی بود، اعلامیه ای اعتراض آمیز صادر نمود. بدین ترتیب وی مبارزه ای طولانی را با کلیسای کاتولیک اغاز کرد و قدرت پاپ و کشیشان و سلطه کلیسا را زیر سوال برد. لوتر در سال 1520 توسط کلیسای کاتولیک تکفیر شد.
    لوتر در سال 1532 برای اولین بار ترجمه آلمانی تورات و انجیل را به انجام رساند تا همه معتقدان آلمانی زبان به کلام خدا دسترسی بدون واسطه داشته باشند. از نظر وی هیچ فرقی بین یک کشیش و فرد عادی وجود ندارد و هر کسی می تواند مستقیما با خدا رابطه داشته باشد. لوتر همچنین برگزاری مراسم عبادی در کلیسا را به زبان آلمانی توصیه و اجرا نمود. تا پیش از این، تورات و انجیل فقط به زبان های عبری و لاتین موجود بودند. مراسم کلیسا نیز در همه جا به زبان لاتین برگزار می شد که قابل استنباط برای همه کس نبود و عمدتا افراد روحانی با زبان لاتین آشنایی داشتند.
    لوتر سلسله مراتب و رسوم موجود در کلیسا را زائد و خرافی اعلام نمود. در کلیسای کاتولیک همه با هم برابر نبودند و سلسله مراتب تقدس از پاپ، کاردینال ها، کشیش ها و در نهایت افراد عادی برقرار بود. ولی از نظر لوتر، همه معتقدان در جهان مسیحیت باهم برابرند و همه کشیش هستند. «یک فرد عادی که با اعتقاد انجیل می خواند به حقیقت الهی نزدیکتر است تا پاپ تاسوتی که برای کلیسا احکام جزمی اعلام می کند». وی اگرچه خود یک کشیش کاتولیک بود ولی با یک راهبه ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد. لوتر نطفه خودباوری را نیز پرورش داد زیرا اساس مذهب مسیحیت را بر دو موضوع یعنی پیام خدا ـــ انجیل ـــ و وجدان انسان قرار داد. لذا داوری باطنی انسان به صورت یکی از ارکان مسیحیت عنوان گردید.
    لوتر بنیادهای جزمی کلیسای کاتولیک را زیر سوال برد. وی فرائت جدیدی از مسیحیت مطرح نمود که با قرائت قرون وسطی بسیار متفاوت بود. لوتر با زیر سوال بردن سنت های رایج کلیسا در قرون وسطی و اعلام برابری همه در برابر خداوند، اساس قرار دادن وجدان و قضاوت درونی انسان، مجاز دانستن دسترسی بلا واسطه و مستقیم پیروان کلیسا به خداوند و ترجمه انجیل و برگزاری مراسم مذهبی به زبان آلمانی، زمینه های نقد سنت و توسعه چارچوب مدرنیته را فراهم نمود. گسترش خردمداری و فرد باوری از جمله مهم ترین اثرات مبارزه وی بود که با بینش و جهان بینی مدرن همخوانی دارد.
    هگل معتقد است: «مذهب پروتستان در حقیقت ذهنین نوینی را در دنیای غرب بوجود آورد و سبب شد که سنت های قرون وسطی پشت سر گذاشته شود».

    3.1. علم مداری
    در زمینه علمی، نیکولاس کپرنیک (1543-1473) منجم لهستانی، برای اولین بار عقاید ارسطو، بطلیموس و کلیسای قرون وسطی را زیر سوال برد و در مقاله خود به نام «در مورد انقلابات اجرام سماوی» اعلام نمود که خورشید و نه زمین مرکز این عالم است و زمین و سایر سیارات به دور خورشید می چرخند. «این کتاب تا سال 1822 میلادی در زمره کتب ممنوعه کلیسا بودند».
    یوهانس کپلر (1630-1571) منجم و ریاضیدان آلمانی، پی برد که مدار سیارات به دور خورشید بصورت بیضی است و خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد. وی سرعت گردش سیارات به دور خورشید را که بستگی به فاصله هر سیاره از خورشید دارد، با یک معادله ریاضی نشان داد.
    گالیله ئو گالیله (1642-1564) استاد دانشگاه پادوا و پیزا، با استفاده از عدسی های شیشه ای که در زمان او تکمیل شده بود دوربینی ساخت و با آن به سیر و سیاحت در دنیای ناشناخته آسمانها پرداخت. وی مشاهده نمود که کرات آسمانی بر خلافاعتقادات قرون وسطی، اجرامی کامل و بی نقص نیستند. در روی کره ماه پستی و بلندیهایی وجود دارد. روی کره خورشید لکه هایی وجود دارد که در حال تغییر و تحول می باشد. سیاره زهره مانند ماه در اوقات مختلف ساعت از حالت کره کامل به حالت هلال و سپس به حالت کره کامل در می آید. سیاره مشتری دارای چهار سیاره کوچکتر یا قمر است که به دور آن می چرخند و زحل دارای کمر بند نورانی به دور خود است.
    پس از این مشاهدات، دیگر مسائل مطروحه توسط کپرنیک و کپلر حالت فرضیه نداشت و انسان توانسته بود به کمک صنعت و ذهن جستجو گر خود به این ممقولات جنبه عینی بخشد. اگرجه کلیسا با وی به مخالفت جدی پرداخت و وی مجبور شد در دادگاه تفتیش عقاید حضور یابد، ولی گالیله همچنان معتقد بود که زمین به دور خورشید می گردد. گالیله در مورد سقوط اجسام نیز تحقیق نمود و با یک فرمول ساده ریاضی نشان داد که فاصله ای که یک جسم هنگام سقوط طی می کند، با جذر زمان سقوط آن رابطه مستقیم دارد. همچنین گالیله مشاهده نمود مسیر یک گلوله هنگامیکه از یک توپ خارج می شود به صورت یک منحنی منظم یعنی سهمی است. در نتیجه این تحقیقات و مشاهدات گالیله اعلام کرد «خداوند اصول این جهان را با قوانین ریاضی نگاشته است».
    -اسحاق نیوتن (1727-1642) ریاضیدان و فیزیکدان شهیر انگلیسی، آخرین ضربه را به باورهای قرون وسطی در مورد اجرام سماوی و لاهوت وارد نمود.
    در قرون وسطی اعتقاد بر این بود که جهان همانند یک کره است که زمین در مرکز آن قرار دارد. بین مرکز و محیط کره، نه کره شفاف قرار دارد که ماه، خورشید، سیارات و ثوابت در روی آنها به دور زمین در طی شبانه روز در گردش هستند. قوانین زمینی با قوانین سماوی تفاوت دارند. در روی زمین، تغییر، فساد و از بین رفتن مطرح است، در حالیکه در دنیای لاهوت همه چیز کامل و بدون نقص است. خورشید و ماه و سایر اجرام سماوی بصورت دایره هایی کامل هستند و گردش کل جهان بصورت دایره ای بدون نقص است.
    نیوتن در سال 1687 میلادی در کتابی که به زبان لاتین منشر نمود به نام اصول ریاضی فلسفه طبیعی، اعلام کرد که نیرویی که یک سیب را از روی درخت در روی کره خاکی به زمین می اندازد، همان نیرویی است که در آسمان ها و اجرام را به حالت گردش به دور یکدیگر نگه میدارد. وی این نیرو را نیروی جاذبه نام گذارد و با یک معادله ساده ریاضی نشان داد که نیروی جاذبه بین دو جسم بستگی به جرم آن دو جسمو فاصله آنها از یکدیگر دارد.
    کاری که این بزرگان دنیای علم در طلیعه عصر مدرن انجام دادند این بود که نشان دادند پندارهای جهان سنت در قرون وسطی لزوما صحیح و مقدس نیست. جهان پیرامون ما یک جهان اسرار آمیز و نامکشوف نیست. و بالاخره این که انسان می تواند به کمک علم و قوانین ریاضی و اصول تجربی و با اتکا به ذهن خود به مکاشفه و مطالعه این جهان بپردازد و اصول و ضوابط آنرا بشناسد.

    4.1 عصر روشنگری
    در عرصه تفکر و اندیشه نیز تغییرات بنیادین در شرف تکوین بود. فرانسیس بیکن (1626-1561) فیلسوف و حقوقدان انگلیسی در کتابهای خود روش استنتاج علمی به طریقه قیاسی و کسر گرایی را که در روش مدرسی قرون وسطی معمول بود، به شدت مورد انتقاد قرار داد. در منطق قیاسی، قضیه ای را که یک فرد مورد مقبول (که معمولا این فرد یا ارسطو یا فلاسفه یونان باستان بودند و یا اندیشمندان دنیای لاتین) عنوان کرده بود فرض می کردند و سپس تمام مطالبی را که در رد آن بود به طریقه منطقی حذف و رد می نمودند. بیکن اعتقاد داشت که این روش برای تایید اصولی که دانسته فرض شده ممکن است صحیح باشد، ولی هرگز نمی تواند به کشف حقایق جدید کمک کند. به نظر بیکن تنها به طریقه مشاهده مستقیم یک پدیده و بسط اصولی که این مشاهدات را توضیح می دهد، می توان به حقایق جدید دست پیدا نمود. بیکن استدلال استقرایی به به معنای قریه به قریه یا رسیدن از جزء به کل را صحیح می دانست. به این ترتیب وی اصول استدلالی کشف حقایق در جهان بینی قرون وسطی را زیر سوال برد. بیکن به عنوان پایه گذار فلسفه انگلوساکسون تجربه گرایی معتقد به تجربه مستقیم و عینی و استنتاج بر اساس آن یافته بود.
    توماس هابز (1679-1588)، جان لاک (1704-1632)، دیوید هیوم (1776-1711) و سایر فلاسفه تجربه گرایی انگلستان،اندیشه بیکن را در زمینه استنتاج عینی بسط و گسترش دادند.
    در فرانسه پایه گذار فلسفه مدرن، رنه دکارت (1650-1596) بود. دکارت با بیان بیان جمله معروف خود من می اندیشم پس هستم، کل فلسفه و جهان بینی دنیای سنت را زیر سوال برد. در دنیای سنت همه چیز یقین و ایمان است. ولی دکارت اعتقاد داشت برای رسیدن به یقین و حقیقت باید از شک شروع کرد. پس دکارت به همه چیز شک نمود و در جلوی گفته های پیشینیان و باورهای جهان سنت یک علامت سوال قرار داد. وی برای رسیدن به یقین، یک پایگاه ائلیه نیاز داشت و آن ذهن و تفکر انسان بود. بنابراین وی ذهن و قدرت تفکر را به عنوان پایه و یقین قرار داد و آن را برای سنجش باورهای سنتی و کشف حقایق بکار برد. بدین ترتیب دکارت خردباوری و خردگرایی در جهان نوین را که از پایه های اساسی دنیای مدرن محسوب می شود، پایه گذاری کرد.
    از دیگر دستاوردهای مهم دکارت، ابداع محور مختصات و ریاضی نمودن جهان بود. بوسیله محور مختصات، طول و عرض و ارتفاع ــــ فاصله، بعد و عمق ــــ کلیه پدیده های جهان محسوس قابل اندازه گیری، قیاس، و سنجش به طریق ریاضی شد. بدین ترتیب ریاضی که برای اثبات امور لاهوتی بکار می رفت، به جهان ناسوت آورده شد و کاربرد آن مورد استفاده امور محسوس و دنیوی قرار گرفت.
    پژوهش ها و دستاوردهایی که در قرن شانزده و هفده میلادی حاصل شده بود، باعث دگرگونی های شگرف در فضای اندیشه قرن هجدهم و در فرانسه گردید که عصر منطق یا دوره روشنگری حاصل آن بود. مفهوم دوره روشنگری به معنی طلیعه روشنایی علم و منطق در عصر تاریک ذهنیت قرون وسطی و باورهای سنتی است. چنانچه الکساندر پوپ، شاعر نامی قرن هجدهم انگلستان، می نویسد: «طبیعت و قوانین طبیعی در پشت تاریکی شب پنهان شده بود، خداوند فرمود بگذارید نیوتن باشدف و همه جا روشن گرد».
    شاخص ترین شخصیت عصر روشنگری، فرانسیس ولتر (1778-1694) شاعر، نمایشنامه نویس، تاریخدان، طنز نویس و فیلسوف فرانسوی بود. ولتر بین سال های 1729-1726 به انگلستان سفر کرد و حکومت پارلمانی و آزادی نسبی آنجا مورد توجه وی قرار گرفت. ولتر در انگلستان با نظرات جان لاک و نیوتن آشنا گردید. هنگامیکه وی به پاریس بازگشت، کتابی با عنوان نامه های فلسفی در مورد انگلستان در سال 1733 منشر کرد. ولتر بر ضد تنگ نظری های سیاسی و مذهبی مبارزات بسیاری نمود. وی در جمله ای معروف می گوید: «ممکن است با تو مخالف باشم ولی از جان می گذرم تا تو نظرت را بیان کنی».
    چهره بارز دیگر این عصر منتسکیو (1755-1689) حقوق دان، نویسنده و فیلسوف فرانسوی بود. وی پایه گذار علوم اجتماعی محسوب می شود. منتسکیو در کتاب معروف خود به نام روح القوانین برای جلوگیری از تمرکز قدرت در یک جا،سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را از یکدیگر جدا کرد، به نحویکه هر یک مستقل از یکدیگر و اجازه دخالت در سایر قوا را نداشته باشند. این شیوه نظام حکومتی، اساس و زیربنای ساختار نظام های حکومتی در اروپای غربی گردید. با توسعه طرز تفکر اروپای غربی و جهان بینی مدرن در سایر نقاط جهان، امروز شاهد آن هستیم که سه قوه در اکثر نظام های حک.متی جهان تقسیم شده اند.
    دنیس دیدرو (1784-1713) فیلسوف، نمایشنامه نویس و منتقد فرانسوی، سومین پایه گذار مهم عصر روشنگری محسوب می شود. وی به رابطه علم و تکنولوژی بیش از سایرین توجه نمود. دیدرو مولف دایره المعارف است. او به کمک ولتر و سایر اندیشمندان آن دوره این کتاب را در سی و پنج جلد و در طی سی سال به رشته تحریر در آورد. دایره المعارف دستاورد بزرگ عصر روشنگری است و کلیه علوم آن دوره در این کتاب جمع آوری شده است.
    عصر روشنگری نفطه عطفی در گذر از جهان سنت به دنیای مدرن بود. به این دوره عصر منطق نیز گفته می شود، زیرا منطق بر اساس شواهد ملموس برای کشف حقیقت، از اصول زیربنایی این عصر محسوب می گردد. طبیعت و قوانین طبیعی از دیگر موضوعات مورد توجه این دوره بود. به نظر اندیشمندان این دوره، طبیعت و جهان پیرامون انسان دارای قوانین و ضوابط مشخص و معینی است و انسان به کمک ذهن و تجربه عینی قادر است این جهان نامکشوف و پر رمز و راز را به دنیایی قابل استنباط و بهره برداری تبدیل کند.
    قلاسفه این دوران خواهان مسرت و خوشبختی برای مردم و جامعه در این دنیا بودند. بر خلاف اندیشمندان قرون وسطی، که خواهان تحمل مشقت در این دنیا برای آمرزش در آخرت بودند، روشنفکان عصر روشنگری خوشبختی را در این جهان می خواستند.
    اعتقاد به علم و پیشرفت و برقرار نمودن رابطه مستقیم بین این دو از دیگر موارد تاکید در عصر روشنگری بود. توجه به علم برای علم به عقیده نظریه پردازان این دوره مردود بود و در عوض آنها خواهان توسعه علم برای پیشرفت شرایط زیستی و اجتماعی بودند. و بالاخره آزادی عقیده، بیان، مذهب، کسب و حرفه آزادی انتخاب از دیگر مئارد زیربنایی تفکر عصر روشنگری بود.
    اگرچه در غرب عصر انسان مداری و خرد باوری از دوره رنسانس آغاز شده بود، ولی دنیای رنسانس کماکان در چارچوب های فکری عصر سنت قرار داشت متفکران دوره رنسانس ایده آل ها و آرمانهای خود را در دوره کلاسیک یونان و روم جستجو می کردند. عصر روشنگری توجه به آینده داشت و سنت و گذشته زا مترادف خرافات و عقاید غیر واقعی قلمداد می نمود. اندیشمندان عصر روشنگری آرمانهای خود را در علم و منطق و تحقیق در قوانین طبیعت پیدا کرده بودند.
    موضوعات مطروحه در عصر روشنگری یک سری عقاید صرف فلسفی نبود و تاثیر ان بر دنیای سیاست، نوع حکومت، رابطه فرد با جامعه و پیشرفت علم و تکنولوژی شگرف و زیربنایی بود.قانون اساسی کشور آمریکا که پس از استقلال این کشور از انگلستان در سال 1776 توسط بنجامین فرانکلین (1790-1706) و توماس جفرسون (1826-1743)نگاشته شد در حقیقت منشور عصر روشنگری اشت. نکاتی که زیربنای فکری عصر روشنگری را تشکیل می داد، به عنوان اصول اصلی چارچوب حکومت در قانون اساسی آمریکا مورد تاکید قرار گرفت.
    در پی انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 که بر ضد نمادهای جهان سنت، یعنی طبقه اشراف و کلیسا بود، طبقات اجنماعی تحت ستم خواهان حکومت قانونمند، نهادهای مدنی، رفع هرگونه تبعیض و استبداد و آزادیهای فردی و اجتماعی شدند. انقلاب فرانسه باعث سرنگونی حکومت پادشاهی و طبقه اشراف و همچنین کاهش قدرت کلیسا گردید. به دنبال آن دولت کدرن، نهادهای مدرن و اصولی که در عصر روشنگری مطرح شده بود برقرار گردید. امرای حکومت های استبداد قرن هجده مانند کاترین دوم در روسیه، ژوزف دوم در امپراطوری روم مقدس و فردریک دوم در پروس تحت تاپیر نظرات روشنگری، اصلاحاتی هر چند سطحی در کشورهای خوذ انجام دادند. میشل فوکو، فیلسوف معاصر فرانسوی معاقد است که: «خشن ترین چهره مدرنیت هدر انقلاب کبیر فرانسه اتفاق افتاد».
    امانوئل کانت (1804-1724) فیلسوف آلمانی، بانی عصر روشنگری در آلمان بود. کانت در جواب «روشنگری چیست؟» می نویسد: «روشنگری بیرون آمدن از کمینگی و کودکی عقلی و نوید دهنده آزادی است».
    شاید این جملات کانت به بهترین نحو اصل انسان مداری و خرد ورزی مدرنیته را بیان می کند: «به خود جسارت بده و پروای آن را داشته باش که عقل و فهم خود را بکار گیری».
    هگل اولین فیلسوفی بود که بین دو جهان سنت و مدرن صراحتا تفاوت قائل شد و خصوصیات هر یک را مشخصا تبیین نمود. هگل در مورد روشنگری می گوید: «جنبش روشنگری حرکتی بود فرهنگی که زمینه چیرگی خرد انتقادی و مفهوم جدید آزادی و فردیت را آغاز نمود. روشنگری مشعل عقلانیت جدید را فرا راه مردم قرار داد».
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  5. #4
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    5.1. انقلاب صنعتي
    درطي چهار قرن ــــ شانزده، هفده، هجده و نوزده ــــ که تغييرات زير بنايي در جهان بيني دنياي غرب پديد آمد بينش انسان غربي نسبت به خود و جهان پيرامون بطور اساسي دگرگون شد. بايد ها و نبايد ها و مقدسات و نامقدسات جهان سنت زير سوال رفت و به جاي آن هستي ها و واقعيات و کارکردها و عملکردهاي دنياي مدرن جايگزين شدو علم لاهوتي تبديل به علم ناسوتي گرديد.لذا همه امور محسوس موضوع شناخت شد. زمين شناسي، اقيانوس شناسي، زيست شناسي، انسان شناسي، روان شناسي، جامعه شناسي و غيره بصورت موضوعاتي در آمد که بطور پيوسته و نظام مند مورد تحقيق و تفحص قرار گرفت. علم و شناخت به صورت غايت انسان مدرن در آمد.
    تاکيد بر قوه تفکر انسان، واقعيات عيني، کشف قوانين طبيعت و تجربه و آزمايش باعث پديد آوردن شرايطي شد که علم و به تبع آن تکنولوژي به سرعت رشد و توسعه يافت. هر تحقيق و پژوهشي باعث اختراع و اکتشاف جديدي شد که آن نيز به نوبه خود پديده ها و ابداعات جديدتري را به دنبال داشت.
    دز سال 1769 ماشين بخار توسط جيمز وات (1819-1736) در انگلستان اختراع شد و طليعه انقلاب صنعتي و تکنولوژي مدرن ظهور کرد. استفاده از نيروي بخار به عنوان توليد نيروي محرکه، توان قدرت بي اندازه براي توسعه صنايع ايجاد کرد. توليد خانگي و کارگاهي در مقياس خرد و محلي به سرعت تبديل به توليد انبوه در کارخانجات با استفاده از قدرت ماشين و انرژي گرديد. از اولين نمونه کارخانجات مدرن مي توان از نخ ريسي، پارچه بافي، ابزارآلات،مصالح ساختماني و وسايل حمل و نقل مانند کشتي سازي و راه آهن نام برد.
    اولين خط آهن در انگلستان در سال 1825 احداث شد. تا سال 1840، هشتصد کيلومتر راه آهن و تا سال 1850، شش هزار کيلومتر راه آهن در انگلستان کشيده شد. اولين کشتي بخار در سال 1807 در آمريکا ساخته شد و در سال 1840 اولين کشتي بخار از اقيانوس اطلس عبور کرد. تلگراف در سال 1844 و تلفن در سال 1876 اختراع شد. در سال 1879 توماس اديسون (1931-1847) چراغ برق را اختراع کرد. کارل بنز (1929-1844) اولين اتومبيل با سوخت بنزيني را در سال 1855 اختراع نمود.
    صنايع مربوط به ساختمان نيز به سرعت پيشرفت کرد. صنعت شيشه سازي در نيمه دوم قرن هجدهم گسترش بسيار يافت. در سال 1806 جام هاي شيشه اي به ابعاد 2.50*1.70 متر توليد شد. آسانسور در اواسط قرن نوزده در نيويورک اختراع شد. توليد تير آهن، فولاد و سيمان در طي قرن 19 در کليه کشورهاي غربي رشد بسيار سريع داشت.
    از تبعات انقلاب صنعتي، رشد سريع شهر نشيني بود. صنعتي شدن کشاورزي و احداث کارخانجات در اطراف شهرها و همچنين ارائه خدمات جديد در شهرها باعث جابجايي جمعيت گرديد و ساکنان عمدتا کشاورز در روستا به عنوان نيروي کار روانه کارخانجات در شهرها شدند.
    ساختار جمعیتی در انگلستان در اوایل انقلاب صنعتی به گونه ای بود که یک پنجم جمعیت در شهرها و چهار پنجم در روستا ها سکنی داشتند. در اواسط قرن 19 نیمی در شهرها و نیمی دیگر در روستا بودند.در حال حاضر چهار پنجم مردم در شهرهر و یک پنجم در روستاها زندگی می کنند. بوجود آمدن طبقات جدید اجتماعی به نام کارگر صنعتی و مالکان کارخانجات یا بورژوازی و پدیدآمدن اختلافات شدید طبقاتی باعث پیدایش نظریه های ضد سرمایه داری مانند سوسیالیسم و کمونیسم شد. در بعضی از کشورهای اروپایی انقلاب کارگری رخ داد و بعضی اصلاحات در قانون کار برای کاهش فشار بر این طبقه صورت گرفت.
    تغییرات زیربنایی در شهرها فقط تغییرات جمعیتی و اجتماعی نبود، بلکه شهرها از نظر کالبدی نیز بکلی دگرگون شدند. پیشرفت تسلیحات جنگی باعث از بین رفتن برج ها، دروازه ها و خندق ها در اطراف شهرها و همچنین در اطراف مقرهای حکومتی شد.
    شاید بتوان اذعان نمود که هیچ پدیده ای در تاریخ شهرسازی، چه در اروپا و چه در سایر نقاط جهان به اندازه اتومبیل بافت و کالبد شهرها را تغییر نداده است. اتومبیل مقیاس شهرها را عوض کرد. مجاورت محل کار با محل زندگی،متراکم بودن ساختمانها در مرکز شهر، کوچه های باریک با مقیاس انسانی و مراکز محلات همه از بین رفت و مقیاس انسانی تبدیل به مقیاس اتومبیل شد. مدرنیته، نهادهای مدرن و ساختمانهای جدیدی را هم با خود به داخل شهر همراه آورد، ازجمله دانشگاه، وزارتخانه، ایستگاه راه آهن، موزه، نمایشگاه، بیمارستان، شهرداری، دادگستری و پارلمان.


    ساختمان پارلمان [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند. ] و ساعت معروف در کنار رود تیمز در لندن

    6.1. اولین ساختمانهای مدرن
    از اواخر قرن هجدهم میلادی، به تدریج تولیدات جدید صنعتی وارد امور ساختمانی گردید. در ابتدا این تولیدات برای احداث پل ها، کارخانجات، تاسیسات بندرگاهیف سیلوهای گندم، بناهای عمومی و سپس ساختمانهای مسکونی مورد استفاده قرار گرفت.
    پل رودخانه سورن (1779-1775) در انگلستان یکی از اولین نمونه پل هایی است که با مصالح مدرن، یعنی تیر چدنی احداث شد. ابن پل دارای سی متر دهانه و پانزده متر ارتفاع بود که در زمان خود دستاورد بزرگی محسوب می شود.

    پل ساندرلند (1796-1793) که آن هم در انگلستان و با تیرهای چدنی ساخته شد؛ بیش از دو برابر پل قبلی، یعنی هفتاد و دو متر، دهانه داشت و بالاخره پل معلق کلیفتون (1836) در بریستول انگلستان با 214 متر دهانه ساخته شد.
    اسکلت فلزی به عنوان سازه ساختمان برای اولین بار در یک کارخانه ریسندگی در شرابزی در انگلستان (1797-1796) مورد استفاده قرار گرفت. در این ساختمان دیوارهای خارجی، آجری و باربر بودند و از تیر و ستون های چدنی برای سازه داخلی استفاده شده بود. متعاقب آن یک کارخانه ریسندگی در هفت طبقه بین سال های 1801-1799 در سالفورد انگلستان احداث گردید. طول ساختمان 46 متر و عرض آن 14 متر بود.
    اولین نمایشگاه بین المللی در هایدپارک شهر لندن در سال 1851 میلادی برگزار شد. ساختمان عظیم قصر بلورین (Crystal Palace) توسط جوزف پاکستن برای این نمایشگاه طراحی گردید. می توان گفت که این ساختمان اولین اثر معماری با مصالح کاملا مدرن، یعنی شیشه و آهن بود که اجزا بصورت پیش ساخته در کارخانه تولید و در محل نصب شدند، اگرچه پوشش سقف بنا بصورت سنتی یا قوس نیم دایره اجرا شده بود.

    مساحت این ساختمان با 71500 متر مربع زیربنا، بزرگترین ساختمان ساخته شده تا آن زمان بود. در این ساختمان انواع و اقسام گل ها و گیاهان از اقصی نقاط جهان برای بازدید مشتاقان انگلیس به نمایش گذاشته شده بود.

    این قصر که در سیدنهم هیل مجددا ساخته شده بود، در سال 1936 بصورت اتفاقی در اثر آتش سوزی از بین رفت.


    نمایشگاه مهم بین المللی دیگری در شهر پاریس در سال 1889 به مناسبت یکصدمین سال انقلاب کبیر فرانسه برگزار شد. دو بنای مهم به نامهای برج ایفل و تالار بزرگ ماشین در این نمایشگاه جلب توجه می کرد.برج ایفل توسط گوستاو ایفل، مهندس راه و ساختمان، طراحی و اجرا شد.این برج تمام فولادی با 330 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان ساخته شده تا آن دوران محسوب می شد. برج ایفل بصورت نمادی از صنعت و تکنولوژی جدید و نوید دهنده شکوفایی عصر مدرن بود.
    بعد از پایان نمایشگاه، بسیاری از هنرمندان، ادبا و متفکران، که بیشتر عقیده به شیوه های تاریخی هنر و معماری داشتند، خواستار برچیده شدن این هیولای تکنولوژیک از میان بافت تاریخی شهر پاریس شدند. ولی این بنا باقی مانده و هم اکنون بصورت نماد شهر پاریس و کشور فرانسه در آمده است. برج ایفل یکی از پر جاذبه ترین ساختمانهای مورد توجه جهانگردان در جهان است و سالانه بیش از شش میلیون نفر از این برج دیدن می کنند.




    ساختمان تالار ماشین نیز در نوع خود بی نظیر بود. این ساختمان برای نمایش آخرین و جدیدترین انواع ماشین آلات و تولیدات صنعتی طراحی شده بود. مصالح بکار رفته در این ساختمان تماما با مصالح جدید، یعنی شیشه و فولاد بود.دهانه وسط این بنا با خرپای فولادی به طول 115 متر پوشیده شده بود که خود رکورد استثنایی در صنعت ساختمان در این زمان بود. مهندس معمار این ساختمان فردیناند دوترت و مهندس سازه آن کنتمین بود.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  6. #5
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    فصل دوم: معماری مدرن اولیه
    ساختمانهای اشاره شده در فصل قبل تحولات بسیار گسترده ای در زمینه ساختمان سازی به وجود آورد و راه را برای بکار گیری مصالح و تکنولوژی جدید باز نمود. ولی باید توجه داشت که معماری مدرن بصورت یک مکتب معماری یا مبانی نظری مدون و ساختمانهای ساخته شده بر اساس اندیشه مدرن از اواخر قرن 19 میلادی شکل گرفت. خاستگاه این معماری در آمریکا شهر شیکاگو و در اروپا شهرهای پاریس، برلین و وین بود. دوره زمانی معماری مدرن اولیه (Early Modern Architecture) از نیمه دهه 1880 تا اوایل جنگ جهانی اول، یعنی سال 1914 بود.
    1.2. مکتب شیکاگو
    شیکاگو در اواخر قرن نوزده مرکز خطوط راه آهن و ارتباط بین شرق و غرب آمریکا بود. همچنین این شهر مرکز تجاری مهمی به شمار می آمد و ار سال 1885 میلادی، فعالیت شدید اقتصادی و به تبع آن اجرای ساختمانهای اداری و تجاری آغاز شده بود. با توجه به اینکه آتش سوزی سال 1871 بیشتر قسمت های این شهر را ار بین برده بود، لذا زمینه برای تحولات جدید آماده بود. در طی دو دهه آخر قرن نوزدهم، اولین نمونه های ساختمانهای مدرن به دور از هرگونه تاریخ گرایی و تزیینات در شهر شیکاگو ساخته شد. در طی این مدت ساختمانهای بلند مرتبه با اسکلت فولادی، دیوار غیر باربر و پنجره های وسیع برای اولین بار احداث گردید. در این زمان در شیکاگو تعدادی مهندسان سازه و معمار جوان وجود داشت که عمدتا تحصیل کرده اروپا و شهرهای شرق آمریکا همچون بوستون و نیویورک بودند. اولین مهندس مطرح در این مکتب، ویلیام لی برون جنی تحصیل کرده مدرسه هنر و تولیدات در فرانسه بود. وی به عنوان مهندس سازه دفتر مهندسی و معماری خود را در سال 1868 در شیکاگو تاسیس کرد. او در سال 1869 کتابی به نام اصول و عمل در معماری (Principal and Practices Architecture) به رشته تحریر در آورد.
    جنی ساختمان بیمه را بین سالهای 1883-1885 ساخت. این بنای ده طیقه (تخریب شده)، اولین ساختمان با سازه فولادی و دیوارهای پرده ای غیر باربر (Curtian Wall) در طبقات فوقانی بود.
    ساختمان مهم دیگری توسط جنی به نام فراستور (Fair Store)بین سالهای 1890-1891در شیکاگو احداث گردید. فراستور ساختمانی با سازه کاملا فولادی و با دیوارهای پرده ای بود.
    به جز شرکت جنی، سه شرکت مهم ساختمانی دیگر در شیکاگو بودند که ساختمانهای بلند مرتبه مدرن را در این شهر و سایر شهرهای آمریکا احداث می نمودند. نام هر یک از این سه شرکت به اسم دو مهندس اصلی آن شرکت نامیده می شد.
    شرکت هولابرد و راچ (Holabird and Roche) ساختمان دوازده طبقه تاکوما را در سال 1877 احداث کردند. این برج اولین برج تمام فولادی بود. هولابرد قبل از تاسیس شرکت با راچ، مدتی به عنوان مهندس در دفتر جنی کار کرده بود.
    شرکت برنهم و روت (Burnham and Root) ساختمان شانزده طبقه بلوک مانودناک(Monadnock building) را بین سالهای 1891-1889 ساختند. دیوارهای خارجی این برج، دیوار باربر و سازه داخلی آن، اسکلت فلزی بود. این برج فاقد هرگونه تزیینات و یا تاریخ گرایی در نمای آن بود. این شرکت ساختمان 22 طبقه معبد مسونیک (Masonic Temple) را در سال 1892 ساخت.این ساختمان (تخریب شده) دارای اسکلت تمام فولادی بود و بلندترین ساختمان در آن زمان در جهان بود.

    ساختمان شانزده طبقه ریلاینس با پنجره های سبک شیکاگو (1895-1894)، طراح برنهم و شرکا
    شرکت آدلر و سالیوان (َAdler and Sullivan) دیگر شرکت مهم در مکتب شیکاگو محسوب می شد. لویی سالیوان، معروفترین معمار این سبک، یکی از مدیران این شرکت بود. وی مدتی محدود به صورت ناتمام در دانشگاه M.I.T در بوستون و مدرسه هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد و در این بین مدتی در دفتر جنی کار کرد. سالیوان ساختمانهای بلند مرتبه متعددی در شیکاگو، نیویورک، سنت لوئیس و بوفالو در چارچوب مکتب شیکاگو طراحی نمود. وی برای اولین بار شعار فرم تابع عملکرد (Form Follows Function) را که از شعارهای محوری معماری مدرن است، مطرح کرد. وی از تزیینات بصورت محدود برای ساختمانهای خود استفاده کرد و در این زمینه تحت تاثیر نهضت هنر نو در اروپا بود. ولی در کتاب خود به نام صحبت های کودکستانی 1901 (Kindergarten chats)، استفاده از هرگونه تزیینات در ساختمان را رد کرده بود. روش های طراحی، اجرایی و اصول نظری این معماران، که به نام مکتب شیکاگو شهرت یافت و می توان آن را منشور اولیه معماری مدرن محسوب کرد، به قرار زیر است:

    • استفاده از اسکلت فولادی برای ساختار کل بنا
    • نمایش ساختار بنا در نمای ساختمان
    • عذم تقلید از سبک های گذشته
    • استفاده بسیار اندک از تزیینات
    • استفاده از پنجره های عریض که کل دهانه بین ستون ها را می پوشاند.


    ساختمانهای مکتب شیکاگو در سایر شهرهای بزرگ و صنعتی آمریکا به صورت الگو مورد توجه قرار گرفت. در شهرهایی همچون نیویورک، بوستون، فیلادلفیا، پیتسبورگ، دیترویت و کلیولند تعداد زیادی ساختمان بلند مرتبه به تاسی از مکتب شیکاگو احداث شد.
    در شهر شیکاگو در سال 1893 نمایشگاهی به نام نمایشگاه بین المللی کلمبیا (Worlds Columbian Exposition) به مناسبت چهارصدمین سال کشف قاره آمریکا برگزار شد. این نمایشگاه آغازی بر پایان معماری مکتب شیکاگو بود. ساختمانهای ساخته شده در این نمایشگاه عمدتا به سبک نئوکلاسیک طراحی شدند و دو تن از معماران معروف مکتب شیکاگو نیز در طراحی این نمایشگاه شرکت داشتند. برنهم رئیس اجرایی ساختمانهای نمایشگاه بود. وی سایت پلان مجموعه نمایشگاه را نیز طراحی کرد. سالیوان جزو گروه طراحان معماری بود. او ساختمان ترابری را طراحی کرد و یک قوس بسیار بزرگ رومی در بالای سردر ورودی ساختمان قرار داد. نمایشگاه بین المللی کلمبیا ضربه مهلکی به مکتب شیکاگو و نهضت معماری مدرن در آمریکا وارد کرد. لذا ستاره اقبال معماری مدرن به تدریج تا بعد از پایان جنگ جهانی اول رو به افول رفت و سبک های تاریخ گرایی مجددا به عنوان سبک های غالب در شهرهای بزرگ آمریکا مطرح گردیدند.
    در اینجا لازم است نام دو معمار دیگر که مرتبط با مکتب شیکاگو بودند عنوان شود.
    نفر اول هنری هابسون ریچارد سون است. وی تحصیلات خود را در دانشگاه هارواد بوستون و هنرهای زیبا در پاریس به اتمام رساند. از او می توان به عنوان اولین معمار معروف آمریکایی با شهرت جهانی نام برد. اگرچه قبل از وی معمار دیگری به نام توماس جفرسون (1826-1743) فردی شناخته شده در سطح بین الملل بود، ولی معروفیت جفرسون بیشتر به علت همکاری در تدوین قانون اساسی آمریکا و همچنین به عنوان سومین رئیس جمهور آمریکاست، تا به لحاظ یک معمار شناخته شده. ریچاردسون ساختمان هقت طبقه مفازه مارشال فیلد (1987-1985) را اجرا نمود. این ساختمان بسیار مورد توجه معماران مکتب شیکاگو قرار گرفت. سازه داخلی تبن بنا فلزی و دیوار های خارجی آن باربر بود. نمای خارجی ساختمان با سنگ پوشش شده و ساختمان فاقد تزیینات بود. در طرح های روت و سالیوان، تاثیر ساختمان های ریچاردسون محسوس است.
    نفر دوم فرانک لوید رایت است. وی تحصیلات دانشگاهی نداشت، ولی اولین تجربه حرفه ای خود را در یکی از معروف ترین دفاتر معماری آن زمان، یعنی دفتر آدلر و سالیوان، به مدت پنج سال (1893-1888) کسب کرد. اگرچه به نظر نگارنده، او معروفترین معمار آمریکای تا به امروز است، ولی رایت همواره برای دو نفر ذکر شده احترام خاص قائل بود. رایت از سالیوان به عنوان استاد محبوب و از آدلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کرد. ساختمانهای اولیه طراحی شده توسط رایت مانند خانه چارنلی (1892) در شیکاگو و ساختمان لارکین (1905-1904) در بوفالو در ایالت نیویورک تحت تاپیر مکتب شیکاگو بود. البته رایت مقید به این مکتب باقی نماند و پس از جدا شدن از شرکت فوق، به تدریج از مبانی این مکتب فاصله گرفت و پس از مدتی ــــ خصوصا بعد از اجرای خانه روبی 1909 ــــ به عنوان شاخص ترین چهره سبک معماری ارگانیک معروفیت بین الملل یافت. در مورد رایت در فصل بعد بحث خواهد شد.
    اگرچه عمر مکتب شیکاگو از دو دهه فراتر نرفت، ولی از جند جهت این مکتب حائز اهمیت است.
    نخست آنکه پیشرفت تکنولوژی و استفاده از تکنیک ها و مصالح جدید ساختمانی مانند اسکلت فلزی، شیشه ای وسیع، انرژی برق، تاسیسات مرگزی و آسانسور، مقتضیات جدیدی را در معماری ایجاب می کرد که برای اولین باردر مکتب شیکاگو این مقتضیات تدوین و به مورد اجرا گذارده شد.
    دوم آنکه احداث ساختمانهای مرتفع با اسکلت تمام فولادی برای اولین بار در شهر شیکاگو صورت گرفت. تا قبل از آغاز مکتب شیکاگو، از چدن به عنوان ستون در ساختمان استفاده می شد. چدن در مقابل کشش، برش و تنش مقاومت فولاد را ندارد.
    سوم آنکه این اولین سبک با گستره جهانی بود که در آمریکا آغاز شد. برای اولین بار معماران آمریکایی به جای پیروی از اروپاییان، خود بانی سبک جدید در معماری بودند. معماران اروپایی همچون آدولف لوس و کوربوزیه و همچنین جنبش فوتوریست ها به تحسین این نوع معماری پرداختند و تحت تاثیر آن قرار داشتند.
    به تحقیق باید عنوان نمود که برج سازی به شیوه مدرن ــــ چه از لحاظ ساختار و چه از جهت نما ــــ که شاخصه معماری مدرن است، در شهر شیکاگو شکل گرفت.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  7. #6
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    2.2. نهضت هنر نو
    نهضت هنر نو (Art Nouveau) نام سبکی در اروپا بود که ابتدا در هنرهای تزیینی مانند طراحی پارچه، تولید کتاب و مبلمان از دهه 1880 آغاز گردید. سپس این سبک در زمینه های دیگر هنرهای تزیینی همچون گرافیک، نقاشی، طراحی داخلی، پیکر تراشی و حتی عکاسی ظهور نمود. در معماری این سبک از اوایل دهه 1890 آغاز و عمدتا تا سال 1910 ادامه داشت.
    هنر نو نام مغازه ای بود که طراحی داخلی آن توسط معمار بلژیکی، وان دوولد، انجام شده بود و در سال 1885 در پاریس گشایش یافت. در این مغازه اشیاء مدرن و نوظهور فروخته می شد. نام این مغازه به سبکی تعلق گرفت که به جای تقلید از گذشته، در پی ابداع احجام و فرم های جدید بود.
    باید توجه داشت که سبک های مختلف معماری از قبیل نئوکلاسیک و رمانتیک در قرن نوزده، تقلید دقیق از گذشته را سرلوحه کار خود قرار داده بودند. ولی پیروان نهضت هنر نو برای اولین بار بینش جدیدی را در معماری اروپا پایه ریزی کردند که به جای الهام از گذشته، توجه به آینده و تکنولوژی و ابداعات جدید داشت. معماران این سبک از مصالح مئ=دذن مانند چدن، آهن، فولاد و بتن استفاده می کردند، ولی ظاهر کلی و جزییات ساختمان را با تزیینات فرم های طبیعی و گیاهی شکل می دادند.
    زمینه های فکری این سبک را می توان در سبک هنرها و صنایع دستی در نیمه قرن نوزدهم در انگلستان یافت. لازم به یادآوری است که اگرچه سبک هنرها و صنایع دستی شعار خود را ابداع به جای تقلید از گذشته قرار داده بود، ولی بنیانگذاران این سبک تولید صنعتی را رد می کردند و خواهان بازگشت به معماری روستایی و محلی بودند. اما در مقابل، نهضت هنر نو از تولیدات صنعتی بصورت گسترده استفاده می کردند و معماری روستایی برای آنها الگوی مناسبی نبود.
    این سبک در انگلستان به نام سبک مئرنف در فرانسه به نام هنر نو و یا سبک گیومارد، در آلمان به نام سبک جوان (Jungedstil) به لحاظ مجله ای به نام نشریه جوان که مبلغ این سبک در آلمان بود، در ایتالیا به نام سبک آزاد (Stile Liberty)، در اسپانیا مدرنیسم (Modernismo) و در اتریش سبک جدایی (Sezessionstil) ـــ بدلیل جدایی معماران این سبک از معماران تاریخ گرا در اتریش ـــ خوانده می شد.
    اصول فکری پیروان این نهضت را می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:


    • انتقاد شدید از اشیا و مکتب های تقلیدی
    • جدایی از گذشته
    • ابداع فرم های جدید
    • هنر مناسب زمان
    • استفاده از تولیدات مدرن (فلز) برای اسکلت ساختمان و تزیینات
    • استفاده از تزیینات و فرم های طبیعی و رمانتیک.


    ویکتور ارتا اولین معمار معروف این سبک محسوب می شود. وی از اوایل قرن دهه 1890 ساختمانهای بسیاری به این سبک در موطن خود، بلژیک ساخت. در طرح های وی دیوارهای سنگی، ستون های چدنی، نرده های آهنی و تزیینات روی کف، دیوارها، سقف و حتی چارچوب بازشوها و لوسترها همه بصورت فرم های نرم و سیال و در هم تنیده ظاهر می شدند.
    در خانه تاسل 1893-1892 در بروکسل، ارتا نه تنها ستون های آهنی را که طبقه دوم را نگه می داشتند به نمایش می گذارد، بلکه فرم آن را بصورت ساقه گیاهی در آورد که به انفجاری از پیچک های در هم فرو رفته در محل اتصال با عناصر سازه ای دیگر ختم می شد. در راه پله این خانه همه عناصر ساختمان مانند نرده ها، ستون ها، پله ها، لوسترها و سطوح کف دیوار بصورت شاعرانه ای در حال حرکت و وزیدن هستند.

    ارتا در سال 1927 عضو هیئت داوری مسابقه طراحی ساختمان مجمع اتفاق ملل (1927-1926) در ژنو بود و با رای خود باعث ناکام ماندن طرح کوربوزیه شد.
    هکتور گیومارد معمار نامی این سبک در فرانسه بود. وی تحت تاثیر ارتا بود و در طرح های وی تاثیر کارهای ارتا بخوبی مشاهده می شود. با ارزش ترین کار گیومارد در چارچوب این نهضت، طراحی سردرهای ورودی متروی پاریس (1904-1899) است. متروی پاریس در سال 1900 افتتاح شد. وی در طرح های متنوع خود برای سردرهای مترو، چدن و آهن را بصورت هنری و نوظهور با خطوط منحنی و خمیده در معرض دید اهالی پاریس قرار داد.

    چارلز رنه مکنتاش در انگلستان، معمار معروف این سبک تلقی می شد. طرح وی برای مدرسه هنر گلاسکو در اسکاتلند، که نمادی زیبا از سبک هنر نو است،در سال 1897 برنده مسابقه اعلام شد. اگرچه احجام و خطوط کلی ساختمان وی برخلاف طرح های منحنی شکل ارتا و گیومارد، بیشتر مستقیم و راست گوشه بود، ولی جزییات اجرا شده بر ردوی نرده ها و بازشوها ملهم از طرح های طبیعی و گیاهی بود. مکنتاش علاوه بر معمار، طراح مبلمان و نقاش نبز بود.
    در اتریش، طلایه دار این سبک اتو واگنر و دو تن از شاگردانش به نام های جوزف البریش و جوزف هافمان بودند. با وجودی که سبک واگنر در ابتدا نئوکلاسیک بود، وی در سال 1894 در یک سخنرانی در آغاز سمت استادی خود در آکادمی وین، خواستار روش جدیدی در معماری، مستقل از گذشته شد. وی در همین سخنرانی اعلام کرد: «هر چیزی که عملکردی نیشت، زیبا نمی باشد». فرم های این سه معمار به طرح های مکنتاش بیشتر شباهت دارد تا طرح های منحنی وار ارتا و گیومارد.
    شاید بتوان به جرات بیان نمود که خلاق ترین معمار در این سبک فردی به نام آنتونی گادی در شهر بارسلون اسپانیا بود. پدر و اجداد گادی مسگر بودند و خود او علاوه بر معماری، کارهای بسیار زیبا و بدیع در طراحی مبلمان، محوطه سازی و آهنگری انجام داده است.گادی معتقد بود که «در طبیعت هیچ خط مستقیمی وجود ندارد». و تقریبا در کلیه کارهای مختلف و متنوع او، هیپگاه خط مستقیم چه در طرح کلی و چه در جزییات آن دیده نمی شود.
    اگرچه گادی جزو معماران سبک هنر نو محسوب می شود ولی کارهای او فراتر از این سبک است.وی از سبک های گوتیک، مراکشی و موریش نیز الهام گرفته است. گادی با وجودی که تاریخ گرا بود و از منابع و اشکال تاریخی در طرح های خود استفاده می کرد، ولی کارهای او هیچگاه تقلید صرف از گذشته نبود، بلکه همواره گذشته را بصورت جدید و بدیع و با طرح ها و جزییات نو ظهور اجرا می کرد. به همین دلیل وی پدر معماری پست مدرن محسوب می شود و کارهای او منبع الهام پست مدرن است.
    وی فردی بسیار مذهبی بود و در سالهای آخر عمر، وقت و تلاش خود را فقط صرف تکمیل مهم ترین ساختمان طراحی شده توسط او، یعنی کلیسای خانواده مقدس کرد. طرح اولیه این کلیسا که توسط ویلار انجام شده، ملهم از سبک معماری گوتیک بود. ولی گادی خلاقیت و نوآوری خود را در اجرای این کلیسا به نمایش گذارد و حجم و شکل کلی بنا و همچنین قوس های سهمی، ستون های کج و تزیینات و حجاری های روی نمای این ساختمان کاملا جدید و مبتکرانه است. با وجودی که اجرای این ساختمان پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز به اتمام نرسیده، ولی این کلیسا بصورت نماد و نشانی شاخص از شهر بارسلون در آمده است.




    گادی در طرح و اجرای پارک گوئل (1914-1900) در بارسلون، همچون دیگر کارهای خود کلا از خطوط مورب، منحنی و شکسته استفاده کرده است. این موضوع شامل جزییات و تزیینات طرح ها نیز می باشد.

    باید توجه داشت که نهضت هنر نو در اوج اقتدار سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رومانتیک و التقاط گرایی در اروپا ظاهر گردبد. این نهضت روش و طریقی را برای اولین بار در اروپا پایه ریزی کرد که پس از چندین قرن به جای نگاه به گذشته به عنوان منبع الهام، عنایت به تکنولوژی زمان و آینده نگری مورد توجه قرار داده بود. به همین دلیل نهضت هنر نو جزو یکی از زیر مجموعه های معماری مدرن محسوب می شود، اگرچه در سبک هنر نو از تزیینات به افراط استفاده می شد.
    در ایران بهترین نمونه طرح های هنر نو را می توان در ساختمانهای طراحی شده توسط وارطان آوانسیان، معمار ارمنی تبار دوره پعلوی اول و دوم، در تهران مشاهده کرد.
    در سال 1925 نمایشگاهی در پاریس به نام هنر تزیینات و صنعت برگزار شد که هدف آن آشتی بین هنر و صنعت بود. این نمایشگاه باعث پیدایش سبکی شد که به نام هنر تزیینات (Art DECO) که در دهه بیست و سی قرن بیستم در اروپا و آمریکا طرفداران بسیاری پیدا کرد. این سبک را می توان ادامه سبک هنر نو تلقی کرد زیرا در این سبک اخیر نیز از تزیینات و فرم های جدید استفاده بسیار می شد. ولی تزیینات در سبک هنر تزیینات فقط گیاهی و طبیعی نبود، بلکه از انواع و اقسام تزیینات از جمله تزیینات با صفحات براق فلزی استفاده می شد. معماران این سبک سعی در تلفیق هنر با تولیدات و مصنوعات صنعتی داشتند.
    ساختمان کرایسلر در نیویورک (1930-1927) در نیویورک توسط ویلیام ون الن طراحی شد و شاخص ترین ساختمان این سبک محسوب می شود. این ساختمان با 319 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان در جهان تا قبل از احداث برج امپایر استیت بود.
    مرکز راکفلر (1940-1931) و تالار موسیقی رادیو سیتی هر دو در نیویورک جزو بهترین نمونه ساختمانهای ساخته شده در این سبک است. این سبک در نقاشی، گرافیک، مجسمه سازی و تزیینات نیز پیروان بسیاری داشت.
    در اینجا باید از سه تن از معماران مهم به نام های پیتر بهرنز در آلمان، آگوست پره در فرانسه و آدولف لوس در اتریش نام برد. این معماران برای نزدیک نمودن حرفه معماری و صنعت مدرن تاثیر زیادی در اروپا داشتند و به تحقیق باید از آنان به عنوان سه تن از بنیانگذاران مهم معماری مدرن در غرب نام برد.
    بهرنز در ابتدا کار خودش را به عنوان نقاش اغاز نمود و بعد از سال 1890 تحت تاثیر سبک هنرها و صنایع دستی قرار گرفت. وی در سال 1901 خانه خودش را به سبک هنر نو ساخت. او در سال 1907 مشاور کارخانه عظیم AEG شد و در همین سال ساختمان کارخانه عظیم توربین را برای این شرکت احداث کرد. برای اولین بار بود که طرح کارخانه به عنوان یک موضوع معماری مطرح می شد. علاه بر ساختمانها، بهرنز طرح تولیدات صنعتی، آرم مکاتبات و مغازه های شرکت AEG را نیز انجام داد. نکته قابل توجه اینکه سه تن از نامدارترین معماران مدرن اروپا، یعنی والتر گروپیوس، لودویک میس ونده رو و کوربوزیه در بین سال های 1911-1907 هر یک به مدت یک الی سه سال در دفتر بهرنز کار کردند. بهرنز نخستین معمار نامدار در اروپا است که طراحی کارخانه و تولیدات صنعتی را بصورت گسترده انجام داد. او در نزدیک نمودن حرفه معماری با مقتضیات عصر مدرن و شرایط ویژه آن تاثیر بسزایی در غرب داشت.
    کار شایان آگوست پره، تبدیل بتن مسلح به یک نوع مصالح معماری مدرن بود. وی در سال 1905 گاراژ چهار طبقه پونتیو را با بتن مسلح در پاریس احداث کرد و در نمای ساختمان، اسکلت بتنی را به نمایش گذارد. همچنین تئاتر شانزلیزه (1914-1911) و کلیسای نوتردام در لورنس (1923-1922) را نیز با بتن مسلح اجرا کرد، به نحویکه بتن نه تنها به عنوان مصالح و اسکلت ساختمان، بلکه بخشی از طرح نمای خارجی و فضاهای داخلی ساختمان را تشکیل می داد. پره در ساختمان شانزلیزه، خصوصا در طرح سالن اصلی تئاتر، نمونه ای زیبا از سبک هنر نو را به نمایش گذارد. کوربزیه بین سال های 1909-1908 در دفتر کار پره کار می کرد.
    آدولف لوس، اگرچه در زمانی زندگی می کرد که اوج اقتدار نهضت هنر نو در اروپا محسوب می شد، ولی یکی از مخالفان زیبایی ارائه شده توسط معماران لین سبک بود. وی در سال 1893 به آمریکا سفر کرد و برای مدت سه سال در آنجا اقامت گزید. در این مدت تحت تاثیر کارهای معماران مکتب شیکاگو و خصوصا طرح ها و مطالب عنوان شده توسط لویی سالیوان قرار گرفت.
    لوس پس از بازگشت به موطن خود، اتریش، در وین اقامت گزید. او با کارهای البریش و هافمان به مخالفت برخواست و تزیینات سبک هنر نو را موضوعی بر خلاف فرهنگ و تمدن اروپا عنوان کرد. از نظر لوس «فرم خوب باید زیبایی خود را در میزان سودمندی که نشان می دهد پیدا کند و وحدت و یکپارچگی آن قابل جدا شدن نباشد».
    لوس در سال 1908 در مقاله معروف خود به نام تزیینات و جنایت اعلام کرد که تزیینات جناینت است، زیرا در جهان عملکردی مدرن، تزیینات موضوعی ارتجاعی، بیهوده و متعلق به گذشته است. این شعار به عنوان یکی از اهداف غایی معماری مدرن همواره مورد توجه بوده است.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  8. #7
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    3.2. جنبش فوتوریسم
    انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن و مقتضیات و خصوصیات آن در جنبش فوتوریسم در ایتالیا در پیش از جنگ جهانی اول ظهور کرد. بانیان و پدید آورندگان این مکتب فکری و هنری خواستار جهانی بودند که یکسره خود را با شرایط جدید بوجود آمده در اثر انقلاب صنعتی و ظهور تکنولوژی جدید تطبیق دهد و آنچه را که مربوط به گذشته و جهان قبل از صنعت مدرن است، به بوته فراموشی و یا به عبارتی به زباله دان تاریخ بسپارد.
    بنیانگذار این سبک، نویسنده و نقاش ایتالیایی، فیلیپو توماسو مارینتی تحصیل کرده دانشگاه سوربن در فرانسه بود. وی در سال 1909 در روزنامه معروف فیگارو در پاریس منشور فوتوریسم را منشر کرد. او در بخشی از این منشور می نویسد: «ما تاکید می کنیم که زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت، غنای فزون تری یافته است». این جمله را می توان به عنوان موضوع اصلی این سبک تلقی کرد.
    این جنبش یه سرعت حوزه فکری و هنری پیشرو در ایتالیا را تحت تاثیر قرار داد. در طی مدت کوتاهی، نویسندگان، نقاشان، مجسمه سازان، معماران، طراحان صحنه، موسیقیدانان و فیلمسازان معروف ایتالیا به این جنبش گرویدند. انها معتقد بودند که تحولات بنیادی که با سرعتی شابان جهان قرن جدید را تغییر داده، باید در همه عرصه ها نمود و بروز پیدا کند و می بایست خود را کاملا در مسیر آهنگ این تحولات قرار داد. عصر حرکت و سرعت باید نمودی بارز در هنر مناسب این عصر باشد.
    برای اولین بار پس از گذشت حدود سه قرن از ظهور سبک باروک در ابتالیا (قرن 17) بود که مجددا این کشور به عنوان خاستگاه اندیشه و سبکی جدید در هنر مطرح گردید. به همین دلیل پیروان این جنبش خود را نخستین جوانان ایتالیا پس از قرن ها خواندند.
    بعد از پیوستن یک معمار جوان و تازه فارغ التحصیل به نام آنتونیو سانت الیا و انتشار منشور معماری فوتوریست در سال 1914 توسط وی، سبک فوتوریسم رسما وارد حوزه معماری شد. نکات مهم ذکر شده توسط سانت الیا در این منشور که زیربنای فکری این جنبش در حیطه معماری و شهرسازی را تشکیل می داد به این قرار است:
    «ما در خیابانهایی که برای نیاز بشر چهار، پنج و شش قرن پیش ساخته شده زندگی می کنیم... محاسبات بر اساس مقاومت مصالح استفاده از بتن آرمه و فولاد، مانع از معماری به مفهوم قدیمی و کلاسیک شده اشت...
    ما دیگر این احساس را نداریم که مردان کلیساهای بزرگ، قصرها و تریبون ها هستیم. ما مردان هتل های بزرگ، ایستگاه های راه آهن، خیابانهای وسیع، بنادر عظیم، بازارهای سرپوشیده، رواق های روشن، جاده های مستقیم و تخریب های سودمند هستیم.
    ما باید شهر فوتوریسم را همچون یک کارگاه کشتی سازی پهناور و پرهیاهو، متحرک و فعال با تمام جزییاتش، ابداع و مجددا بازسازی کنیم. خانه فوتوریسم باید همانند یک ماشینی عظیم باشد. آسانسورها دیگر نباید همچون سوراخ های کرم در گوشه های راه پله پنهان شوند. خود قفسه راه پله بدلیل بلا استفاده بودن، باید حذف شود. آسانسورها می بایست مانند اژدهایی ساخته شده از آهن و شیشه بر پیکر ساختمان بالا روند. خانه ساخته شده با بتن، شیشه و آهن و عاری از نقاشی و مجسمه و غنی به سبب زیبایی خطوط و برجستگی هایش، و بسیار زشت به لحاظ سادگی مکانیکی اش با توجه به احتیاجات و نیازها و نه بر طبق قوانین شهرداری ساخته خواهد شد...
    تزیین بایستی برچیده شود... همه چیز باید دگرگون گردد...
    بیایید بناهای تاریخی، پیاده روها، پاساژها و راه پله ها را واژگون کنیم. بیایید خیابانها و میدان ها را پایین ببریم و سطح شهر را بالا بیاوریم.
    همانگونه که پیشینیان منبع الهام خود در هنر را در طبیعت جستجو می کردند، ما باید منیع الهام خود را در جهان مکانیکی که به وجود آورده ایم پی ج.یی کنیم...
    هر نسلی باید شهر خود را بسازد...».
    سانت الیا در ابتدا تحت تاثیر نهضت هنرنو و خصوصا البریش قرار داشت. اگرچه سانت الیا هیچ ساختمانی به سبک فوتوریسم طراحی نکرد، ولی کار بزرگ او علاوه بر تبیین منشور معماری فوتوریسم، ترسیم شهر جدید مطابق با اصول نظری جنبش فوتوریسم بین سالهای 1914-1913 بود. تصاویر این شهر خیالی بسیار مدرن شامل یک سری آسمانخرش های بسیار مرتفع، بدون هیچ گونه تزیینات و رجعت به تاریخ بود. از زیر و مجاور این سازه های بتنی و فولادی عظیم، پل ها و خطوط ارتباطی برای اتومبیل، قطار و مترو در چندین طبقه عبور می کرد. وی شهرهایی را در ذهن خود تصور کرده بود که مشابه آن در آن زمان در اروپا وجود نداشت. شاید فقط نمونه های ناقص و ابتدایی آنها را می شد در نیویورک و شیکاگو، پیش از جنگ جهانی اول در آمریکا مشاهده کرد.
    طرح سانت الیا به اتفاق سایر طرفداران این جنبش، از جمله ماریو چیاتونه و مارسلو نیزولی در سال 1914 در میلان در نمایشگاهی به نام «ساختارهایی برای یک کلان شهر مدرن» به نمایش گذارده شد و بسیار مورد توجه محافل هنری و معماری قرار گرفت. از سانت الیا حدود سبصد تصویر بر جای مانده است.
    شروع جنگ جهانی اول، آغازی بود بر پایان جنبش فوتوریسم. در سال 1915 ایتالیا وارد جنگ شد و بسیاری از پیروان فوتوریسم با توجه به افکار ملی گرایانه خود و به طرفداری از افکار انقلابی فاشیست ها راهی جبهه های جنگ شدند. سانت الیا هم در جنگ شرکت کرد و یک سال بعد در سال 1916 در خط مقدم جبهه کشته شد. اگرچه بعد از پایان جنگ نمایشگاه هایی از فوتوریست ها در دهه 1920 و اوایل دهه 1930 برگزار شد، ولی اهمیت این جنبش بعد از جنگ چندان مورد توجه نبود.
    عمر جنبش فوتوریسم نسبتا کوتاه بود. هیچ ساختمان مهمی به این سبک ساخته نشد. این جنبش به عنوان یک نظریه فکری فراگیر فقط در شمال ایتالیا مطرح بود. ولی با وجود همه این موارد، به علت مباحث مطرح شده توسط نظریه پردازان این سبک، که همه در راستای تبیین عصر جدید و خصوصیات و مقتضیات جهان مدرن بود، این جنبش حائز اهمیت بسیار است. خصوصا در اشکال و تصاویر کشیده شده توسط سانت الیا و سایر معماران فتوریسم، شهرهایی به نمایش گذاشته شد که پس از نیم قرن، یعنی در دهه 1960، به منصه ظهور رسید. سیطره اتومبیل و تکنولوژی باعث بوجود آمدن شهرهایی شد که تنها در تصور و ذهن این معماران انقلابی وجود داشت.
    مطالب نظری معماری فوتوریسم همچون توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده، حمل و نقل سریع السیر، گست از گذشته، حذف تزیینات، بلند مرتبه سازی و نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک ساختمان، همه مواردی بودند که بعدها تاثیر بسیار زیادی بر افکار و طرح های معماران مدرن متعالی، همچون کوربوزیه و گروپیوس و همچنین سبک هایی چون کانستراکتیویسم (ساختارگرایی) و های - تک داشتند.
    در پایان باید عنوان کرد که هنرمندان جنبش فوتوریسم، زبان هنری عصر مدرن را بصورتی شفاف و عریان تبیین کردند و چهره جهان مدرن در قرن بیستم را بسیار پیش از سایرین در تصاویر خود نشان داد.



    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  9. #8
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    فصل سوم: معماری مدرن متعالی
    معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول دوم، یعنی عمدتا در دهه های 20 و 30 میلادی، در اروپا و آمریکا مطرح بود.
    در دوره معماری مدرن اولیه، کماکان سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رمانتیک و بالاخص التقاطی به عنوان سبک های مهم و رایج در غرب حائز اهمیت بودند. همچنان که در فصل قبل عنوان شد، مکتب شیکاگو بعد از یک دوره نسبتا کوتاه بیست ساله، در مقابل سبک های تاریخ گرایی نتوانست دوام بیاورد. نهضت هنرنو نیز در اروپا بلا رقیب نبود و بسیاری از ساختمانهای مهم به سبک های مختلف تاریخی در اروپا همچنان احداث می شد.
    ولی با پایان جنگ جهانی اول و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مدرن، پیش ساختگی، عملکرد گرایی و دوری از سبک های پر زرق و برگ تاریخی مورد توجه قرار گرفت. در این دوره، معماری مدرن به عنوان تنها سبک مهم و آوانگارد در غرب مطرح شد و دامنه نفوذ آن بصورت یک سبک جهانی، در اقصی نقاط گیتی گسترش یافت.
    یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره مدرم متعالی مسئله صنعت، تولیدات صنعتی و تکنولوی بود. تمامی معماران صاحب نام در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی درگیر بودند. عده ای مانند والتر گروپیوس، میس ونده رو و کوربوزیه سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. به جای آن، آنها خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد به عنوان منبع الهام معماری شدند. گروهی دیگر مانند هوگو هرینگ، فرانک لوید رایت و آلوار آلتو خواهان استفاده از امکانات مدرن برای رسیدن به معماری همگون با طبیعت بودند.

    1.3. مدرسه باهاس
    در سال 1906 در شهر ویمار آلمان، مدرسه هنرها و صنایع دستی به ریاست هانری وان دو ولد (1957-1863) تاسیس شد. وی بلژیکی بود و در ابتدا به نقاشی علاقه داشت. در سال 1890 وان دو ولد تخت تاثیر موریس (از پایه گذارارن مکتب هنرها و صننایع دستی) و راسکین به معماری و طراحی داخلی رو آورد. سپس وی سبک هنر نو را، که سبک رایج بود، انتخاب کرد. او در سال 1897 از بروکسل به برلین رفت. از سال 1906 تا 1919 رئیس مدرسه هنرها و صنایع دستی در ویمار بود. او معتفد بود که دروس به جای آتلیه باید در کارگاه و بصورت عملی تدریس شود. از نظر او، کارگاه و تولید یدی مهم بود.
    وان دو ولد در سال 1919، والتر گروپیوس را به جای خود به عنوان رئیس مدرسه معرفی کرد. گروپیوس در این سال مدرسه را تغییر سازمان داد و نام آن را باهاس (خانه معمار) گذارد. در این مدرسه هنرمندان و معماران باهم کار می کردند و تحت تاثیر موریس و اکسپرسیونیست ها، صنایه دستی در مدرسه تدریس می شد.
    بعد از جنگ جهانی اول، مدرسه بیشتر به سمت طراحی صنعتی و فرم های مکعب شکل ساده گرایش یافت. در سال 1924، گروپیوس در یک یادداشت به نام هنر و تکنولوژی – یک وحدت جدید اعلام موضع کرد و در آن تفکر و بینش غالب در مدرسه را تبیین نمود. وی تکنولوژی را یک موضوع مستقل از مقوله هنر نمی دانست و بر این نظر بود که در تکنولوژی و تولیدات صنعتی، زیبایی و هنر وجود دارد. لذا از مصالح مدرن در ساختمان و طرح های تولید صنعتی در این مدرسه به دور از هرگونه تزیینات و تنها با نمایش عملکرد ذاتی آن استفاده می شد. از وی و سایر همفکران او، زیبایی هواپیما در پرواز، لوکوموتیو در حرکت بر روی ریل و دستگیره در باز کردن در است.
    در همین سال گروپیوس به لحاظ فشارهای سیاسی مجبور شد که مدرسه را به شهر دسوا منتقل کند. وی در این شهر در سالهای 1926-1925 ساختمان مدرسه باهاس را طراحی و اجرا کرد. بر سردر این مدرسه عبارت فرم تابع عملکرد نصب شد که نشانه اهمیت عملکرد گرایی و توجه به عملکرد فرم بود. چنانکه وی می نویسد: «یک ساختمان مدرن باید به دور از هرگونه تحریف های زائد و بی مورد و هرگونه تزیینات و جزئی گرایی باید و جهان مکانیکی و جابجایی سریع معاصر را منعکس کند». گروپیوس عملکردهای مختلف مدرسه، همچون کلاس های درس، دفاتر آموزش، خوابگاه دانشجویان و کارگاه ها را در ساختمانهایی با کالبدهای متفاوت جای داد.


    Click here to view the original image of 900x647px.


    Click here to view the original image of 763x334px.
    در سال 1926 گروه معماری تاسیس شد و هانز مایر، معمار سوئدی، به ریاست آن انتخاب شد. گروپیوس در سال 1927 از ریاست مدرسه کنار رفت و هانز ملیر را به جای خود پیشنهاد کرد. مایر پس از انتصاب، گروه معماری را سازماندهی کرد. ولی او به دلیل سیاسی در سال 1930 برکنار گردید. به جای وی، میس ونده رو به ریاست انتخاب شد. وی نیز در سال 1932 به دلیل توسعه نفوذ نازیها برکنار و مدرسه تعطیل شد. میس مدرسه ره به برلین منتقل کرد ولی نازیها آن مدرسه را نیز در سال 1933 تعطیل کردند. نازیها علاقه به یک معماری با عظمت و جاودنه، همچون معماری کلاسیک داشتند و تمامی فعالیت های هنری و روشنفکری می بایست که تحت نظر آنها صورت می گرفت. لذا عقاید مدرن و متمایل به چپ مدیریت مدرسه باهاس نمی توانست جایی در حکومت نازیها داشته باشد.
    باهاس مهم ترین مدرسه هنری در دهه 1920 و اولین مدرسه معماری مدرن بود. اساتید این مدرسه در همه زمینه های هنری از قبیل نقاشی، صنایع دستی، تولیدات صنعتی و بالاخص معماری، توجه خود را به آینده و راه رسیدن به آن را به کار گیری و الهام گرفتن از تکنولوژی مدرن می دانستند. گروپیوس بنیانگذار و متفکر اصلی این مدرسه در سال 1911 به اتفاق آدولف مایر، یکی دیگر از اساتید مدرسه باهاس، کارخانه فاگوس را طراحی کرد. این بنا را می توان اولین ساختمان سبک بین الملل نامید. سطوح خارجی این ساختمان مکعب شکل، با دیوارهای شیشه ای پوشش شده و دیوارهای غیر باربر نماد اصلی ساختمان بود. در این ساختمان، همچون سایر ساختمان های گروپیوس، از هیچگونه تزیینات استفاده نشده بود بلکه عملکرد بنا، زیبایی آن بود همچون فرم هواپیما که زیبایی آن عملکرد بلند شدن از سطح زمین است.
    گروپیوس در اثر فشارهای سیاسی تازیها به آمریکا مهاجرت کرد و در دانشگاه هاروارد مشغول به تدریس شد. وی در آنجا به همراه تعدادی از معماران جوان تعاونی معماران را تشکیل داد. مرکز فارغ التحصیلان هاروارد در محل همان دانشگاه، ساختمان پان امریکن در نیویورک و سفارت آمریکا در شهر آتن جزو مهم ترین کارهای گروپیوس در طی سال های اقامت او در آمریکا بود.
    گروپیوس تا اواخر عمر خود نیز به نقش و اهمیت صنعت در زندگی مدرن و معماری مرتبط با آن معتقد بود. وی در سخنرانی خود در شیکاگو در سال 1965 برای انجمن معاران چنین بیان می دارد:
    «امروز معمار دیگر ارباب صنایع ساختمانی نیست. بهترین صنعتگران رهایش کرده اند و او تنها بر روی تلی ازآجرهای شکل نیافته جا مانده و از ضربه عظیم صنعتی شدن بی خبر است. معمار اگر رفتار و اهدافش را برای مقابله با وضعیت تازه اصلاح نکند، ناچار به واگذاری نقش خود به مهندسین و مردان علم و سازندگان است».
    دیگر رئیس مهم این مدرسه و معمار نامدار این قرن میس ونده رو بود. کارهای اولیه وی تحت تاثیر کارل فردریک شینکل (1841-1781) معمار نئوکلاسیک آلمانی بود. ولی میس به تدریج و خصوصا بعد از جنگ جهانی اول به سمت معماری مدرن گرایش پیدا کرد و تا آخر عمر به اصول نظری و کالبدی معماری مدرن وفادار ماند. بدون شک میس ونده رو را می توان استاد ممتاز به کار گیری مصالح مدرن، مانند شیشه و فولاد دانست. احجام مکعب شکل و ساده او عمدتا با شیشه و فولاد پوشش می شدند. ساختمانهای وی بدون استفاده از هرگونه نزییناتی، به زیباترین شکل ممکن مصالح مدرن و معماری مدرن را به نمایش می گذاشتند.وی در سال 1921 ماکت یک آسمانخراش را ساخت که دیوارهای خارجی آن فقط با شیشه پوشش شده بودند. کاری که شاید در آن زمان اجرای آن مشکل بود، ولی اکنون شاهدیم که اکثر ساختمانهای بلند مرتبه در سراسر جهان عمدتا و گاهی منحصرا با شیشه پوشش می شوند.
    پاویون آلمان در نمایشگاه بارسلون در سال 1929، تبحر وی را در زمینه نوآوری و معماری نشان داد. طراحی استادانه فضاها، پلان آزاد، استفاده از مصالح در نهایت زیبایی و کیفیت اجرا و جزییات بسیار دقیق و ماهرانه در این پاویون به نمایش گذاشته شده است.

    سایت پلان پاویون


    پلان


    پرسپکتیو خارجی




    میس نیز همچون سلف دیگر خود گروپیوس، مجبور به ترک آلمان و مهاجرت به آمریکا شد. وی در آمریکا رئیس دانشکده معماری دانشکده فنی ایلی نویز شد و یک سایت جدید برای این دانشگاه در سال 1939 طراحی نمود. او مکعب های زیبای خود را در ساسر سایت برای عملکردهای مختلف با شیشه و فولاد اجرا کرد.
    میس ونده رو نظر خود را در برلین در مورد صنعت در سال 1924 چنین بیان می کند:
    «اگر ما موفق شویم که صنعت را جلو بریم، تمام مسائل اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، و هنری حل خواهد شد». این گفته میس از طرف معماران پست مدرن در دهه شصت و هفتاد شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت.
    ساختمانهای میس ونده رو از دهه سی میلادی تا کنون در غرب و سرتاسر جهان بصورت الگویی برای ساختمان های بلند مرتبه اداری،دولتی و تجاری در آمده است. یکی از دلایل آن برگزاری نمایشگاهی است که در سال 1932 در موزه هنرهای معاصر نیویورک برگزار شد. این نمایشگاه به کوشش فیلیپ جانسون و هنری راسل هیچکاک برگزار شد.آنها نام این نمایشگاه را سبک بین الملل گذاردند. در این نمایشگاه طرح های معماران نامدار مدرن و بالاخص میس ونده رو عرضه شد و عنوان سبک بین الملل بصورت یکی از مشخصه های معماری مدرن مطرح شد.
    بر اساس نظریه فکری این سبک، ساختمان باید فاقد هرگونه خصوصیات منطقه ای، شهری، محله ای و آب و هوایی باشد، همانگونه که تولیدات صنعتی مانند اتومبیل، هواپیما، یخچال، رادیو و دیگر تولیدات فاقد خصوصیات منطقه ای هستند. همام رادیویی که در پایتخت های اروپایی مورد استفاده قرار می گیرد، می تواند در روستاهای آفریقایی نیز مورد استفاده باشد.
    این گفته میس ونده رو که کمتر بیشتر است (Less is More) ـــ یعنی ساختمان باید فاقد هرگونه تزیینات و اجزای اضافه باشد ـــ مشخصه سبک میس ونده رو و در نهایت سبک بین الملل بود.

    میس ونده رو در طرح های خود به ندرت از خطوط منحنی و یا مورب استفاده می کرد. سادگی و خطوط مستقیم از مشخصه های کار این معمار است. عکس فوق ویلای توگندات در برنوی آلمان (1930-1928) است.

    به جز مدیران نامدار این مدرسه،استادان و هنرمندان معروف دیگری با شهرت جهانی در مدرسه باهاس تدریس می کردند. از آن جمله می توان از واسیلی کاندینسکی (1944-1866) نقاش پیشگام روس تبار، پل کلی (1940-1879) نقاش و نظریه پرداز سوئیسی و یوهانس ایتن (1967-1888) هنرمند اکسپرسیونیست سوئیسی نام برد. ایتن بین سال های 1923-1919 در باهاس تدریس کرد. پس از خروج ایتن، موهولی ناگی (1946-1895) هنرمند مجاری تبار، جانشین او شد. وی تا سال 1928 در باهاس تدریس کرد. موهولی ناگی نظرات کانستراکتیویسم را به جای عقاید اکسپرسیونیست ایتن بین وارد دروس باهاس نمود. او پس ار ترک باهاس، نهایتا به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا در شهر شیکاگو مدرسه باهاس جدید را تاسیس نمود.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  10. #9
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    2.3. کانستراکتیویسم
    معماری کانستراکتیویسم به لحاظ مبانی نظری و ساختمانهای طراحی شده توسط معماران آن، یکی از سبک های مهم برای تبیین اصول و ارائه ساختمان های مدرن در بین دو جنگ جهانی بود. خاستگاه این معماری شوروی بود. می توان عنوان نمود که تنها سبکی که در طی چند سده گذشته در این کشور ظهور کرده و بر معماری و هنر غرب تاثیر گذارده، سبک کانستراکتیویسم بوده است.
    روسیه تزاری در سال 1914 وارد جنگ با آلمان شد و متحمل تلفات و خسارات بسیار زیادی گردید. در اکتبر 1917 انقلاب سوسیالیستی به رهبری ولادیمیر لنین در این کشور صورت گرفت. تا سال 1920، دولت جدیدالتاسیس سوسیالیستی درگیر جنگ های داخلی، عودتا با طرفداران روسیه تزاری بود. لذا این کش.ر به مدت قریب به شش سال متمادی درگیر جنگ، خونریزی و انقلاب بوده است.
    «از سال 1914 تا پایان جنگ داخلی، روسیه 20 میلیون کشته به جای می گذارد. در سال 1920 تولیدات کشاورزی هنوز به میزان نصف تولیدات 1913 نرسیده و تولیدات صنعت سنگین فقط یک هفتم تولیدات سال 1913 می باشد. تولید ساختمانی تقریبا متوقف و کمبود مسکن مشکل بزرگ و غیر قابل حلی در طی چند سال آتی تشکیل می دهد».
    در بحبوحه همین بحران های عظیم در این کشور پهناور است که سبکی به نام کانستراکتیویسم، که توجه و هدف خود را ساختار قرار داده بود در شوروی ظاهر می شود.
    نمی توان گفت که کانستراکتیوسیم یک سبک برآمده از ایدئولوژی سوسیالیسم است و نمی توان اهداف آنرا کاملا منطبق بر اصول سوسیالیسم دانست. به عبارتی نمی توان هنر کانستراکتیوسیم را مترادف هنر سوسیالیسم یا هنر پرولتاریا قلمداد کرد. ولی با وجود این، نکات مشترک متعددی بین این دو وجود دارد.
    کانستراکتیوسیسم در بین عده ای ار نخبگان هنری که عمدتا شامل نقاشان، مجسمه سازان و معماران بودند، در بعد از انقلاب سوسیالیستی در شوروی مطرح شد. آنها همچون فوتوریست ها و سایر مدرنیست ها، اعتقاد به تکنولوژی، صنعت و عملکرد داشتند. کانستراکتیوسیت ها خود را مدرنیست های شوروی محسوب می کردند و خواستار توسعه و پیشرفت و ورود این کشور عقب مانده به جهان مدرن بودند. هم سوسیالیسم به عنوان یک مشی سیاسی و هم کانستراکتیویسم بصورت یک سبک هنری هردو به گسست از گذشته و نگاه به آینده معتقد بودند. هر دو ترقی و تعالی در آینده و بازسازی شوروی را از طریق اتکا به علم و تکنولوژی دست یافتنی می دانستند.
    همکاری بین سوسیالیسم و کانستراکتیوسیم برای یکدیگر نیز مفید بود، چنانچه دولت نوپای سوسیالیستی با طرفداری از عقاید و طرح های کانستراکتیوسیم، خود را مدافع پیشرفت و توسعه علم و تکنولوژی معرفی می کرد. معماران کانستراکتیوسیم نیز با حمایت حکومت قادر به اجرای پروژه های بزرگ بودند.
    یکی از اولین ساختمانهای سبک کانستراکتیوسیم که نماد این سبک نیز محسوب می شود، ماکت بنای یادبود بین الملل سوم است که توسط ولادیمیر تاتلین در سال 1920 طراحی شد. این بنای مارپیچ حلزونی شکل ـــ به ارتفاع حدودا 390 متر ــــ نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند تکامل تاریخ، یصورتی که تاریخ خود را تکرار می کند، ولی هر تکرار مرحله ای بالاتر و فراتر از مرحله قبل است و در نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم و کمونیسم منتهی می شود. از وسط این برج فولادی مرتفع، ساختمان شیشه ای پارلمان آویزان شده بود. اگر برج ایفل طلیعه عصر تکنولوژی مدرن را نوید میداد، این برج اخیر بشارت دهنده سپیده دمان عصر سوسیالیسم بود. متاسفانه این نماد بسیار زیبا و گویا از سوسیالیسم، کانسنراکتیویسم و جهان مدرن هیچ گاه ساخته نشد.

    در کمیته مرکزی حزب کمونیست، نظرات متفاوتی در باره معماری انقلابی و پیشرو ابراز شده بود، چنانچه لئون تروتسکی، وزیر امور خارجه و سپس رهبر ارتش سرخ شوروی معتقد بود: «جدایی میان هنر و صنعت محو خواهد شد. سبک بزرگ هنری، شکل دهنده ـــ و نه تزیینی ـــ خواهد بود. در این زمینه حق با فوتوریست ها است».
    ولی بوریسوویچ کامنف از دیگر رهبران سوسیالیستی و عضو کمیته مرکزی حزب بیان داشته: «دولت کارگران باید جدا از اعتباری که تا به حال به تمام فوتوریست ها، کوبیسم ها، تخیل گرایان و سایر پیچ و تاب طلبان اعطا نموده دست بردارد. این هنرمندان زحمتکش نبوده و هنرشان متعلق به ما نیست. آنها فراورده های فساد و زوال بورژوازی می باشند».
    کانستراکتیویست ها خواستار دگرگونی بنیادین در روش های ساخت و ساز سنتی و بطور کلی نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند. یکی از اولین شعارهای آنها در اوایل دهه 1920 چنین بود: «مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی... زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست».
    کنستانتین ملنیکوف اولین معمار روس بود که شهرت بین المللی کسب کرد. از کارهای مهم وی، طراحی غرفه شوروی در نمایشگاه هنرهای تجسمی در پاریس در سال 1925 بود. از دیگر کارهای مورد توجه او، طراحی پنج باشگاه کارگران در مسکو بین سال های 1929-1927 بود. هر کدام از این بناها دارای خصوصیات ویژه بودند و فضاهای سیرکولاسیون و آمفی تئاتر بر روی نمای خارجی ساختمان به نمایش گذارده شده بود.
    در زمینه نقاشی، کازیمیر مالویچ (1935-1878) معروف ترین نقاش مرتبط با این سبک بود. وی عمدتا خواستار آزاد ساختن هنر از قید اشیا بود. جنبش موسوم به گروه برتر (Suprematism) را در سال 1913 و یا بنا به روایتی در سال 1915 در مسکو بنیان نهاد. مالویچ هنر انتزاعی را با نوعی سادگی هندسی در هم آمیخت. الکساندر رودچنکو (1956-1891) دیگر نقاش معروف وابسته به گروه برتر است.
    الکساندر وسنین یکی از نظریه پردازان و معماران مهم کانستراکتیویسم و طراح ساختمان روزنامه پراودا در سال 1923 بود. ال لیسیتزکی معمار و هنرمند کانستراکتیویست در سال 1929 در تبیین طرح ساختمان روزنامه پراودا می نویسد:
    «همه ملزومات ... همچون تابلو اعلانات، تبلیغات، ساعت های دیواری، بلندگوها و حتی آسانسورهای داخل بنا، به عنوان اجزاء جداناپذیر در طرح ساختمان به کار گرفته شده اند و یک مجموعه واحد را تشکیل داده اند. این زیبایی کانستراکتیویسم است».
    دو برادر دیگر وسنین به نام های لئونید و ویکتور نیز جزو معماران سبک کانستراکتیوسیم محسوب می شوند. ویکتور طراح بزگترین پروژه ساختمانی اجرا شده در بین دو جنگ شوروی یعنی سد عظیم دنییپر در سال 1932 بود.
    ال لیسیتزکی در طراحی بنای یادبود بین الملل سوم با تاتلین همکاری کرده بود. وی یکی از بنیانگذاران کانستراکتیویسم محسوب می شود. او بیش از هر معمار دیگر روس با غرب در ارتباط بود و بین سال های 1928-1922 در آلمان و سوئیس زندگی و در این دو کشور تدریس کرد. لیسیتزکی با میس ونده رو و تئوفن دویسبورگ (1931-1883) معمار و هنرمند شاخص گروه دیستیل همکاری کرده بود. لیسیتزکی در سال 1922 در نمایشگاهی در برلین کانستراکتیویسم را به اروپاییان معرفی نمود.
    موهولی ناگی نقاش و مجسمه ساز مجارستانی نیز در معرفی این سبک به غریبان نقش اساسی داشت. همانگونه که در قسمت قبل عنوان شد، او با تدریس در مدرسه باهاس به مدت پنج سال، عقاید و نظریات کانستراکتیویست ها را به دانشجویان این مدرسه منتقل کرد.
    از اواخر دهه 1920 کانستراکتیوسیم بر کشورهای غربی تاثیر گذارد و در فرانسه، هلند، سوئیس، چکسلواکی و انگلستان نمونه هایی از ساختمان ها به این سبک اجرا شد. ساختمان های هانز مایر و والتر گروپیوس در آلمان که با اسکلت فلزی و پوسته شیشه ای ساخته شده بودند، شباهت زیادی به کارهای کانستراکتیویست ها دارد. در آمریکا، در فیلادلفیا، ساختمان انجمن وجوه پس انداز (1932-1929) تحت تاثیر کانستراکتیویسم بوده است.
    از اوایل ده سی، معماری کانستراکتیوسیم رو به افول گذارد. به جای آن مجددا رجعت به گذشته و تاریخ گرایی و بالاخص سبک نئوکلاسیک در شوروی مورد توجه قرار گرفت.
    امروزه بسیاری از نظرات و طرح های معماری کانستراکتیویم همچون نمایش تکنولوژی، نمایان کردن عملکرد، سازه، تاسیسات و سیرکولاسیون و پرهیز از هرگونه تزیینات در طرح های معماران های-تک مشاهده می شود.
    زاها حدید معمار معروف دیکانستراکشن نیز کارهای مالویچ و نقاشی های گروه برتر را منبع الهام خود قرار داده است.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  11. #10
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    كشتي دزدان دريايي
    نوشته ها
    5,783
    پسندیده
    1,039
    مورد پسند : 1,174 بار در 633 پست
    حالت من : Delvapas
    3.3. کوربوزیه

    کوریوزیه که نام اصلی وی شارل ادوارد ژانره است، در دفتر دو تن از معروفترین معاران آن دوره در اروپا یعنی اگوشت پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد. وی سپس به بالکان، آسیای صغیر، یونان و رم سفر نمود و نقاشی های بسیاری از این سفر با خود به همراه آورد. کوربوزیه در طی فعالیت حرفه ای خود، استفاده از یکی از شاخص ترین مصالح مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.
    کوربوزیه در دهه بیست میلادی دو کتاب بسیار مهم به رشته تحریر در آورد که اولی را می توان منشور بینش مدرن در معماری و دومی را منشور بینش مدرن در شهرسازی محسوب نمود.
    کتاب اول وی به نام به سوی یک معماری نوین در سال 1923 در پاریس منتشر شد. در این کتاب، مولف توجه معماران را به فن آوری مدرن جلب می کند. او کار معماران را با حرفه مهندسین مکانیک مقایسه کرده و بیان می دارد که صنعت ساخت وسایل حمل و نقل مانند هواپیما، اتومبیل، قطار و کشتی در اثر تحولات سریع تکنولوژی به کلی دگرگون شده، ولی ساختمان سازی هنوز در چارچوب فنون گذشته باقی مانده و نظریه پردازان معماری به دنبال تقلید از سبک های گذشته هستند. در این کتاب کوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده معماری تلقی می نماید. وی عنوان می کند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی، باید با استفاده از تکنولوژی جدید به صورت گسترده برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد.
    کتاب دوم کوربوزیه به نام شهر آینده در سال 1924 در پاریس انتشار یافت. وی در این کتاب نیز سعی نمود که توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. کوربوزیه شهرهای آمریکا، بالاخص نیویورک و شیکاگو را با آسمانخراش های مرتفع و خیابان های چند طبقه را بسیار تحسین کرد و آنها را به عنوان الگوی آینده شهرهای اروپا و سایر نقاط جهان معرفی کرد. وی رشد سریع جمعیت در شهرهای بزرگ اروپا مانند پاریس، لندن و برلین را در کنار نیویورک از سال 1800 تا 1910 مطرح می کند. بر اساس آمار، جمعیت در این شهرها بین پنج تا بیست برابر افزایش یافته است. وی تنها راه حل شهرهای آینده را بلند مرتبه سازی و پسش ساختگی می داند.
    کوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی تجسم نموده که از آسمانخراش های عظیم و مرتفع تشکیل شده است. در هر یک از این آسمانخراش های چند عملکردی حدود صد هزار نفر زندگی و کار خواهند کرد. در این ساختمان ها، آپارتمان های مسکونی، ادارات، فروشگاه ها، مدارس، مراکز تجمع و کلیه احتیاجات یک محله بسیار بزرگ فراهم آمده است. ساکنان این مجتمع ها از دود و سر و صدای ترافیک اتومبیل ها به دور هستند و به جای آن از افتاب و دید و منظر زیبا استفاده می کند.
    بر اساس این نظریه، دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود کوربوزیه طراحی شد. دیگری شهر برازیلیا توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر به عنوان پایتخت جدید کشور برزیل طراحی گردید.
    ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر، معمار این سبک های-تک، به نام برج هزاره توکیو (1989) در ساحل شهر توکیو را می توان نمونه کاملی از برج های چند منظوره کوربوزیه تلقی کرد. در فصل هفتم در مورد این بحث خواهد شد.
    در زمینه معاری، کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است. وی پنج اصل را در ساختمانهای مدرن معرفی کرد که عبارتند از:


    • ستون ها ساختمان را از روی زمین بلند می کنند.
    • بام مسطح و باغ روی بام
    • پلان آزاد
    • پنجره های طویل و سرتاسری
    • نمای آزاد، کف ها و دیوارها به صورت کنسول


    کوربوزیه عقاید مطرح شده در معماری مدرن را در طرح ویلا ساوا در پوآسی در شمال پاریس (1930-1928) به نمایش گذارد. وی تکنولوژی به عنوان منبع الهام معماری مدرن و پنج اصل ساختمان مدرن را به صورتی هنرمندانه و شاعرانه در این ماشین زیستی پیاده کرد. عملکرد این ساختمان همچون ماشینی بی آلایش در وسط و مسلط بر محیط اطراف قرار گرفته، فراهم نمودن شرایط آسایش برای انسان است.

    Click here to view the original image of 900x510px.



    Click here to view the original image of 900x675px.


    Click here to view the original image of 900x675px.


    Click here to view the original image of 900x695px.


    Click here to view the original image of 900x695px.


    Click here to view the original image of 812x700px.


    Click here to view the original image of 900x695px.
    یہ وقتآیے،یہ حرفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
طراحی توسط: مرجع حرفه ای ویبولتین
انجمن دانشجویان ایران در یک سال اخیر به وضعیت مقاله در ایران کمک شایانی کرده است.این انجمن هم اکنون به مرجع مقاله در ایران تبدیل شده است. از بودن در جمع صمیمی دانشجویان ایرانی لذت ببرید.
ارتباط با ما در مورد انجمن ارتباط با در مورد مارکت ورود به مدیریت انجمن ایمیل مدیریت انجمن : irdoc.net@gmail.com
تلفن همراه: 0933333333
تلفن ثابت: 00000000-0511

آیدی یاهو:
انتخاب كاربر برتر ماه انجمن دانشجويان ايران