انتقادات و پیشنهادات سوالات و مشکلات کاربران مكاتبه با گروه مديريت
انجمن پايان نامه ها بخش درخواست مقاله مجله الكترونيكي انجمن
بهترين كاربران هفته (به زودي) بهترين مديران هفته ( به زودي) جايزه ويژه ماه (به زودي)

Page 1 of 3 123 LastLast
Results 1 to 10 of 21

Thread: مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب

  1. #1
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas

    مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب

    با سلام خدمت دوستان عزیز و معمار.
    میخوام تو این تاپیک متن کامل کتاب مبانی و مفاهیم در معماری غرب تالیف دکتر وید قبادیان رو قرار بدم تا دوستان بتونن در صورت نیاز ازش استفاده کنن.
    در مورد تصاویر کتاب هم تا اونجایی که بتونم سعی می کنم در ذیل مطالب مربوطه قرار بدم.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  2. # ADS
    Circuit advertisement
    Join Date
    Always
    Location
    Advertising world
    Posts
    Many



     

  3. #2
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    بخش اول
    معماری مدرن
    مبانی معماری مدرن، که سبکی غالب و جهانگیر در سده بیستم میلادی بوده، ریشه در تولاتی دارد که خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ایتالیا در دود چهارصد سال پیش از ظهور معماری مدرن بوده است.
    بررسی معماری بدون توجه به زمینه های فکری و اجتماعی مدرنیته و تولات متعاقب آن، همانند انسان گرایی، علم مداری، دین پیرایی، روشنگری و انقلاب صنعتی، امری ناقص و ابتر خواهد بود. هر یک از این تولات در پیشبرد تفکر ذهنی مدرن و جهان مدرن نقشی اساسی و تعیین کننده داشته است و معماری مدرن اصل و نمود کالبدی چهر سده اخیر است.
    بخش اضر شامل چهار فصل است که در فصل اول مدرنیته و زمینه ها و خصوصیات آن تبیین شده است. پس از آن در سه فصل، معماری مدرن و زیر مجموعه های آن در سه دوره معماری مدرن اولیه، نتعالی و متاخر مورد بث و شر قرار گرفته است.
    فصل اول: مدرنیته
    جهان مدرن در مقابل دنیای کهن، منظر متفاوتی از هستی عرضه میدارد که برخاسته از باورهای عقلی و انسان مداری است. در جهان مدرن، داوریهای ارزشی بر اساس این باورهای جدید تعریف می شود. شروع چنین تفکری از زمانی است که انسان به عنوان مور سنجش تمام ارزش ها مطر گردید. از زمانی که توجه به ذهن و تفکر عقلی به عنوان مبنای ارزیابی پدیده های جهان مطر شد، باور به عقل ــ که در این دوره جانشین تفکرات ذهنی و روانی دوران قرون وسطی گردید ــ انسان را به عنوان نماینده عقل و اندیشه، مور همه چیز قرار داد. انسان مداری، که بعدها مبنای شکل گیری جامعه مدرن شد، ریشه در همین جایگزینی دارد.
    دکتر هاشم آغاجری، استاد تاریخ، در تعریف مدرنیته چنین بیان می دارد: «چارچوب معنای مدرنیته به عصری گفته می شود که انسان در آن به عنوان فاعل شناسایی و اقتدار به گونه ای خود بنیاد همه عالم و آدم را تبدیل به آبژه معرفتی و اقتدار خود می کند. به عبارت دیگر مدرنیته به مثابه یک دوران تاریخی به عصری می گویند که اومانسیم (انسان گرایی) به معنی فلسفه کلمه ظخور پیدا میکند...
    در این دوران بشر معنای همه چیز می شود و طبیعت و جهان اخلاقی و روابط قدرت، علم و تکنولوژی خاستگاه بشری پیدا می کند و همچنین در خدمت بشر قرار می گیرد. طبعا مدرنیته به این معنی نوعی گسست از دوران ماقبل مدرن ـــ که عصر مسیی اروپاست و در مور و مرکز عامل خدای مسیی قرار دارد و همه ارزش ها به خداوند و مسی و تسجد تاریخی و خارجی اروپا یعنی کلیسا ارجاع داده می شود ـــ است. در دوران ماقبل مدرن، نظام ارزش گذاری و اخلاقی و تمام نهادها و ساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و انوادگی مبتنی بر چنین انگاره خدا مورانه ای از عالم آدم است. مدرنبته به عنوان یک دوران تاریخی، عصر انسان موری است و در مقابل نگاه سنتی ماقبل خودش قرار دارد که عصر کلیسا موری یا خدا موری است».

    در اینجا لازم است تفاوتی بین دو واژه مدرنیته و مدرنیسم تبیین شود: مدرنیته وضعیت و التی است که در تاریخ اتفاق افتاده و نوعی نگرش به هستی و زندگی است، ولی مدرنیسم ایدئولوی و بنابه رویکردی، فهم مدرنیته از خودش است.
    اکثر فلاسفه مدرن بر این نظر هستند که آغاز عصر مدرن با پیدایش انسان گرایی و خرد گرایی دوره رنسانس در قرن 15 میلادی در شمال ایتالیا همراه بوده است. از این دوره است که جهان بینی انسان غربی تغییر جهت داده و از آسمان به سمت زمین متوجه شده است. این تغییر و بینش فکری چنان گسترده و فراگیر بوده که باعث واژگونی بسیاری از باورهای ذهنی شد و تفسیر و قرائت جدیدی از اصول و چارچوب های هنری، مذهبی، علمی، فلسفی، سیاسی، تکنیکی، اجتماعی و فرهنگی ارائه گردید.

    1.1. رنسانس
    رنسانس نهضتی هنری، ادبی و فلسفی
    بود که نقطه عطفی در تمدن غرب مسوب می شود، زیرا با وقوع آن باورهای ذهنی قرون وسطی و جهان سنت مورد شک و تردید قرار گرفت.
    در اینکه چرا رنسانس در شمال ایتالیا اتفاق افتاد، دلایل مختلف ذکر شده که
    به اختصار عنوان می گردد.
    اولا در قرن 14 و 15 میلادی در شمال ایتالیا همانند یونان باستانف دولت مرکزی وجود نداشت بلکه یکسری دولت شهرها که هیچگونه اقتداری بر یکدیگر نداشتند وجود داشته است.
    دوما، فئودالیسم در شمال ایتالیا هیچگاه همانند سایر کشورهای اروپایی گسترش نیافت. شهرهایی مانند ونیز، فلورانس، جنوا و میلان شهرهای مهم تجاری و صنعتی به شمار می رفتند.
    سوما،در این زمان خطوط جدید دریایی به نقاط تازه کشف شده جهان گشایش یافت و تجارت با خاورمیانه و شمال آفریقا، به سرعت در ال گسترش بود.
    چهارما، به لاظ وجود اختلاف بزرگ در کلیسا (1417-1378) قدرت و نفوذ روانیت کاهش یافته بود.
    و بالاخره اینکه مدارس غیر دینی متعددی در ایتالیا برای آموزش اروپاییان دایر بود و طالبان علم از سرتاسر اروپا برای تصیل به ایتالیا می رفتند.

    در مورد تاریخ آغاز رنسانس نظرات متفاوت است و سالهای مختلفی عنوان گردیده. سال 1420 میلادی، تاریخ اداث گنبد کلیسای جامع فلورانس توسط اولین معمار بزرگ عصر رنسانس، فیلیپو برولنسکی (1446-1377)؛ سال 1453، تاریخ سقوط قسطنطنیه، مرکز کومت روم شرقی یا بیزانس توسط سلطان ممد فات پادشاه مقتدر عثمانی، و همچنین سال 1453، تاریخ پایان جنگ های صد ساله (1453-1337) بین انگلستان و فرانسه، به عنوان مبدا تاریخ رنسانس مطر شده است.
    جنبش رنسانس در فلورانس آغاز گردید و از آنجا به شمال ایتالیا و رم و سپس فرانسه، اسپانیا، آلمان و سایر مناطق اروپایی غربی گسترش یافت. رنسانس تا سال 1530 در ایتالیا ادامه پیدا کرد.
    رنسانس به معنای زندگی دوباره و تجدید یات و اصول و نمادهای روم باستان است. از نظر اندیشمندان رنسانس، عصر طلایی روم تمام شده و جای آن را دوران تاریک قرون وسطی گرفته و ال زمان روشنایی مجدد و تجدید یات مجدد پدید آمده است. آنها دوره کلاسیک یونان و روم باستان را دوره منطق گرایی، خردورزی، علم و زیبایی می دانستند و رجعت به آن دوره برای گریز از دوران تاریک قرون وسطی را برای خود و هم عصران خود لازم و ضروری می دیدند.
    جورجیو واساری (1574-1511) معمار، نقاش و زندگینه نویس معروف ایتالیایی، در مقدمه کتاب خود به نام
    زندگی نقاشان و مجسمه سازان و معماران ایتالیایی می نویسد:«تمام این مردان روم باستان را عصر طلایی هنر می دانستند و با تلاش مردانی همانند خودشان، می خواستند این دوره را تجدید کنند». از نظر هنرمندان رنسانس، هنر قرون وسطی یا هنر گوتیک، هنر وشی ها بود.
    اگرچه مذهب رنسانس همانند همانند مذهب قرون وسطای مسی است، ولی سردرها و تناسبات معابد بت پرستان یونان و روم باستان بر روی کلیساهای رنسانس نمایش پیدا کرد. برای کشیدن تصاویر و ساختن مجسمه های ضرت مسی و قدیسان نیز بت های یونان باستان الگو قرار گرفت. کتاب ویتروویوس به نام
    در باب معماری در ده جلد در سال 1520 زیر نظر رافائل، به ایتالیایی ترجمه شد. این کتاب مورد توجه بسیار زیاد معماران رنسانس قرار گرفت.
    خصوصیات اصلی عصر رنسانس را می توان در انسان گرایی، واقع گرایی و خردگرایی خلاصه کرد. رنسانس آغاز انسان گرایی و اعتقاد به انسان و توانایی های اوست. فرد و فردگرایی در عصر رنسانس اهمیت پیدا می کند و هنرمند و اثر هنری به نام هنرمند دارای ارزش می شود. این نگرش به انسان با بینش قرون وسطایی که انسان را موجودی گناهکار و رانده شده از بهشت تلقی می کرد که باید کفاره گناهان خود را پس بدهد به کلی متفاوت است.
    از نظر اندیشمندان عصر رنسانس، جهان به گونه ای که هست باید نظاره و مشاهده شود. واقع گرایی در نقاشی و مجسمه سازی در این زمان آغازشد. مازاچیو (1428-1401) نقاش فلورانسی، در نیمه اول قرن 15 پرسپکتیو را در نقاشی ابداع کرد. لئوناردو داوینچی (1519-1452) هنرمند و نابغه عصر رنسانس، اولین کسی است که کالبد شناسی را مطر کرد و خود در بیمارستان ها به تشری بدن انسان و تی جنین در رم مادر پرداخت. زیرا می خواست آنچه می کشد به واقعیت نزدیکتر باشد. «داوینچی در یادداشت هایش تاکید کرده که هدف اصلی تمام پژوهش های علمی او این بوده که از خود نقاش ماهرتر و برتری بسازد».
    نیکولو ماکیاولی (1527-1469) فیلسوف فلورانسی، در کتاب
    شهریار(1532)می نویسد: «در این جهان به گونه ای که هست، آن چیزی که به ساب می آید قدرت است». لذا وی جامعه آرمانی و معنوی قرون وسطی را با این گفته خود به زیر سوال برد.
    خرد گرایی دیگر خصیصه عصر رنسانس است. در این دوره با گسترش مدارس غیر مذهبی، ادبیات، هنرهای آزاد، فنون جنگی، ورزش، تاریخ و خصوصا تاریخ عصر کلاسیک تدریس می شود. در هنر و معماری، اجام اولیه مانند مکعب، استوانه، کره و هرم اهمیت پیدا می کند. زیرا این اشکال قابل ادراک و استنباط توسط ذهن انسان هستند و هیچگونه ابهامی در مورد آنها وجود ندارد. تناسبات ریاضی، همگونی و تقارن که در هنر کلاسیک یونان و روم باستان اهمیت داشت مجددا در دوره رنسانس واجد ارزش بسیار می شود. کلیساهای عصر رنسانس کاملا متقارن در نما و پلان هستند، چنانچه اگر انسان در مرکز کلیسا بایستد، از هر چهار طرف منظره ای مشابه و بدون ابهام مشاهده می کند. لذا عنوان شده که در هنر رنسانس ذهن انسان در مرکز پرگار است.
    اصول فکری معماری رنسانس مجددا در معماری نئوکلاسیک غرب در طی قرون 18 و 19 میلادی ــــ تقریبا همزمان با عصر قاجاریه ــــ و دو دهه پایانی قرن بیستم مطر شد.
    داریوش آشوری در مورد عصر رنسانس می نویسد:
    «رنسانس عبارت است از چیرگی رو یونانیت بر مسییت قرون وسطی».
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  4. #3
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    2.1. دین پیرایی
    در زمینه دین و مذهبی نیز اروپای غربی شاهد دگرگونی های زیربنایی بود. در طی قرون وسطی بالاخص قرون 14 و 15 میلادی اوج اقتدار کلیسا و کومت مذهبی در غرب بود. در طی این دوران هر تفکر و اندیشه ای که خلاف اعتقادات و رسوم کلیسا بود، با شدت هرچه تمام تر توسط کلیسا و دادگاه های تفتیش عقاید پاسخ داده می شد. «از برقراری دادگاه های تفتیش عقاید در سال 1525 میلادی تا انقراض آن در عصر روشنگری، یعنی در بیش از پنج قرن، روایت مسیس کاتولیک جای پایی مرگبار و خونین از خود به جا گذاشت... مورخان مافظه کار تعداد قربانیان این دادگاه ها را یک میلیون نفر و برخی تی تعدادشان را تا مرز 10 میلیون نفر تخمین می زنند». کم ارتداد، تکفیر و سوزاندن از جمله اقدامات این دادگاه ها بوده است.
    اقتدار و سیطره کلیسا بر کلیه امور عمومی و خصوصی و تقدیس پاپ باعث شده بود که پاپ و متصدیان کلیسا خود را مطلق العنان فرض نمایند. آنها در عین تاکید بر تفسیر قرون وسطایی از دین، خود را پاسخگو در مقابل افراد عادی نمی دیدند.
    رفتار و انگیزه های پاپ قرون وسطی تماما جنبه روانی و ربانی نداشت، بلکه در مواردی، امور دنیوی همچون کسب قدرت بیشتر، سرزمین های وسیع تر و اموال فزون تر را نیز شامل می شود.
    مارتین لوتر (1546-1483) کشیش کاتولیک آلمانی، در اکتبر 1517 بر علیه جمع آوری اعانات توسط کلیسا که برای آمرزش اخروی بود، اعلامیه ای اعتراض آمیز صادر نمود. بدین ترتیب وی مبارزه ای طولانی را با کلیسای کاتولیک اغاز کرد و قدرت پاپ و کشیشان و سلطه کلیسا را زیر سوال برد. لوتر در سال 1520 توسط کلیسای کاتولیک تکفیر شد.
    لوتر در سال 1532 برای اولین بار ترجمه آلمانی تورات و انجیل را به انجام رساند تا همه معتقدان آلمانی زبان به کلام خدا دسترسی بدون واسطه داشته باشند. از نظر وی هیچ فرقی بین یک کشیش و فرد عادی وجود ندارد و هر کسی می تواند مستقیما با خدا رابطه داشته باشد. لوتر همچنین برگزاری مراسم عبادی در کلیسا را به زبان آلمانی توصیه و اجرا نمود. تا پیش از این، تورات و انجیل فقط به زبان های عبری و لاتین موجود بودند. مراسم کلیسا نیز در همه جا به زبان لاتین برگزار می شد که قابل استنباط برای همه کس نبود و عمدتا افراد روانی با زبان لاتین آشنایی داشتند.
    لوتر سلسله مراتب و رسوم موجود در کلیسا را زائد و خرافی اعلام نمود. در کلیسای کاتولیک همه با هم برابر نبودند و سلسله مراتب تقدس از پاپ، کاردینال ها، کشیش ها و در نهایت افراد عادی برقرار بود. ولی از نظر لوتر، همه معتقدان در جهان مسییت باهم برابرند و همه کشیش هستند. «یک فرد عادی که با اعتقاد انجیل می خواند به قیقت الهی نزدیکتر است تا پاپ تاسوتی که برای کلیسا اکام جزمی اعلام می کند». وی اگرچه خود یک کشیش کاتولیک بود ولی با یک راهبه ازدواج کرد و صاب شش فرزند شد. لوتر نطفه خودباوری را نیز پرورش داد زیرا اساس مذهب مسییت را بر دو موضوع یعنی پیام خدا ـــ انجیل ـــ و وجدان انسان قرار داد. لذا داوری باطنی انسان به صورت یکی از ارکان مسییت عنوان گردید.
    لوتر بنیادهای جزمی کلیسای کاتولیک را زیر سوال برد. وی فرائت جدیدی از مسییت مطر نمود که با قرائت قرون وسطی بسیار متفاوت بود. لوتر با زیر سوال بردن سنت های رایج کلیسا در قرون وسطی و اعلام برابری همه در برابر خداوند، اساس قرار دادن وجدان و قضاوت درونی انسان، مجاز دانستن دسترسی بلا واسطه و مستقیم پیروان کلیسا به خداوند و ترجمه انجیل و برگزاری مراسم مذهبی به زبان آلمانی، زمینه های نقد سنت و توسعه چارچوب مدرنیته را فراهم نمود. گسترش خردمداری و فرد باوری از جمله مهم ترین اثرات مبارزه وی بود که با بینش و جهان بینی مدرن همخوانی دارد.
    هگل معتقد است: «مذهب پروتستان در قیقت ذهنین نوینی را در دنیای غرب بوجود آورد و سبب شد که سنت های قرون وسطی پشت سر گذاشته شود».

    3.1. علم مداری
    در زمینه علمی، نیکولاس کپرنیک (1543-1473) منجم لهستانی، برای اولین بار عقاید ارسطو، بطلیموس و کلیسای قرون وسطی را زیر سوال برد و در مقاله خود به نام «در مورد انقلابات اجرام سماوی» اعلام نمود که خورشید و نه زمین مرکز این عالم است و زمین و سایر سیارات به دور خورشید می چرخند. «این کتاب تا سال 1822 میلادی در زمره کتب ممنوعه کلیسا بودند».
    یوهانس کپلر (1630-1571) منجم و ریاضیدان آلمانی، پی برد که مدار سیارات به دور خورشید بصورت بیضی است و خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد. وی سرعت گردش سیارات به دور خورشید را که بستگی به فاصله هر سیاره از خورشید دارد، با یک معادله ریاضی نشان داد.
    گالیله ئو گالیله (1642-1564) استاد دانشگاه پادوا و پیزا، با استفاده از عدسی های شیشه ای که در زمان او تکمیل شده بود دوربینی ساخت و با آن به سیر و سیات در دنیای ناشناخته آسمانها پرداخت. وی مشاهده نمود که کرات آسمانی بر خلافاعتقادات قرون وسطی، اجرامی کامل و بی نقص نیستند. در روی کره ماه پستی و بلندیهایی وجود دارد. روی کره خورشید لکه هایی وجود دارد که در ال تغییر و تول می باشد. سیاره زهره مانند ماه در اوقات مختلف ساعت از الت کره کامل به الت هلال و سپس به الت کره کامل در می آید. سیاره مشتری دارای چهار سیاره کوچکتر یا قمر است که به دور آن می چرخند و زل دارای کمر بند نورانی به دور خود است.
    پس از این مشاهدات، دیگر مسائل مطروه توسط کپرنیک و کپلر الت فرضیه نداشت و انسان توانسته بود به کمک صنعت و ذهن جستجو گر خود به این ممقولات جنبه عینی بخشد. اگرجه کلیسا با وی به مخالفت جدی پرداخت و وی مجبور شد در دادگاه تفتیش عقاید ضور یابد، ولی گالیله همچنان معتقد بود که زمین به دور خورشید می گردد. گالیله در مورد سقوط اجسام نیز تقیق نمود و با یک فرمول ساده ریاضی نشان داد که فاصله ای که یک جسم هنگام سقوط طی می کند، با جذر زمان سقوط آن رابطه مستقیم دارد. همچنین گالیله مشاهده نمود مسیر یک گلوله هنگامیکه از یک توپ خارج می شود به صورت یک مننی منظم یعنی سهمی است. در نتیجه این تقیقات و مشاهدات گالیله اعلام کرد «خداوند اصول این جهان را با قوانین ریاضی نگاشته است».
    -اساق نیوتن (1727-1642) ریاضیدان و فیزیکدان شهیر انگلیسی، آخرین ضربه را به باورهای قرون وسطی در مورد اجرام سماوی و لاهوت وارد نمود.
    در قرون وسطی اعتقاد بر این بود که جهان همانند یک کره است که زمین در مرکز آن قرار دارد. بین مرکز و میط کره، نه کره شفاف قرار دارد که ماه، خورشید، سیارات و ثوابت در روی آنها به دور زمین در طی شبانه روز در گردش هستند. قوانین زمینی با قوانین سماوی تفاوت دارند. در روی زمین، تغییر، فساد و از بین رفتن مطر است، در الیکه در دنیای لاهوت همه چیز کامل و بدون نقص است. خورشید و ماه و سایر اجرام سماوی بصورت دایره هایی کامل هستند و گردش کل جهان بصورت دایره ای بدون نقص است.
    نیوتن در سال 1687 میلادی در کتابی که به زبان لاتین منشر نمود به نام اصول ریاضی فلسفه طبیعی، اعلام کرد که نیرویی که یک سیب را از روی درخت در روی کره خاکی به زمین می اندازد، همان نیرویی است که در آسمان ها و اجرام را به الت گردش به دور یکدیگر نگه میدارد. وی این نیرو را نیروی جاذبه نام گذارد و با یک معادله ساده ریاضی نشان داد که نیروی جاذبه بین دو جسم بستگی به جرم آن دو جسمو فاصله آنها از یکدیگر دارد.
    کاری که این بزرگان دنیای علم در طلیعه عصر مدرن انجام دادند این بود که نشان دادند پندارهای جهان سنت در قرون وسطی لزوما صی و مقدس نیست. جهان پیرامون ما یک جهان اسرار آمیز و نامکشوف نیست. و بالاخره این که انسان می تواند به کمک علم و قوانین ریاضی و اصول تجربی و با اتکا به ذهن خود به مکاشفه و مطالعه این جهان بپردازد و اصول و ضوابط آنرا بشناسد.

    4.1 عصر روشنگری
    در عرصه تفکر و اندیشه نیز تغییرات بنیادین در شرف تکوین بود. فرانسیس بیکن (1626-1561) فیلسوف و قوقدان انگلیسی در کتابهای خود روش استنتاج علمی به طریقه قیاسی و کسر گرایی را که در روش مدرسی قرون وسطی معمول بود، به شدت مورد انتقاد قرار داد. در منطق قیاسی، قضیه ای را که یک فرد مورد مقبول (که معمولا این فرد یا ارسطو یا فلاسفه یونان باستان بودند و یا اندیشمندان دنیای لاتین) عنوان کرده بود فرض می کردند و سپس تمام مطالبی را که در رد آن بود به طریقه منطقی ذف و رد می نمودند. بیکن اعتقاد داشت که این روش برای تایید اصولی که دانسته فرض شده ممکن است صی باشد، ولی هرگز نمی تواند به کشف قایق جدید کمک کند. به نظر بیکن تنها به طریقه مشاهده مستقیم یک پدیده و بسط اصولی که این مشاهدات را توضی می دهد، می توان به قایق جدید دست پیدا نمود. بیکن استدلال استقرایی به به معنای قریه به قریه یا رسیدن از جزء به کل را صی می دانست. به این ترتیب وی اصول استدلالی کشف قایق در جهان بینی قرون وسطی را زیر سوال برد. بیکن به عنوان پایه گذار فلسفه انگلوساکسون تجربه گرایی معتقد به تجربه مستقیم و عینی و استنتاج بر اساس آن یافته بود.
    توماس هابز (1679-1588)، جان لاک (1704-1632)، دیوید هیوم (1776-1711) و سایر فلاسفه تجربه گرایی انگلستان،اندیشه بیکن را در زمینه استنتاج عینی بسط و گسترش دادند.
    در فرانسه پایه گذار فلسفه مدرن، رنه دکارت (1650-1596) بود. دکارت با بیان بیان جمله معروف خود من می اندیشم پس هستم، کل فلسفه و جهان بینی دنیای سنت را زیر سوال برد. در دنیای سنت همه چیز یقین و ایمان است. ولی دکارت اعتقاد داشت برای رسیدن به یقین و قیقت باید از شک شروع کرد. پس دکارت به همه چیز شک نمود و در جلوی گفته های پیشینیان و باورهای جهان سنت یک علامت سوال قرار داد. وی برای رسیدن به یقین، یک پایگاه ائلیه نیاز داشت و آن ذهن و تفکر انسان بود. بنابراین وی ذهن و قدرت تفکر را به عنوان پایه و یقین قرار داد و آن را برای سنجش باورهای سنتی و کشف قایق بکار برد. بدین ترتیب دکارت خردباوری و خردگرایی در جهان نوین را که از پایه های اساسی دنیای مدرن مسوب می شود، پایه گذاری کرد.
    از دیگر دستاوردهای مهم دکارت، ابداع مور مختصات و ریاضی نمودن جهان بود. بوسیله مور مختصات، طول و عرض و ارتفاع ــــ فاصله، بعد و عمق ــــ کلیه پدیده های جهان مسوس قابل اندازه گیری، قیاس، و سنجش به طریق ریاضی شد. بدین ترتیب ریاضی که برای اثبات امور لاهوتی بکار می رفت، به جهان ناسوت آورده شد و کاربرد آن مورد استفاده امور مسوس و دنیوی قرار گرفت.
    پژوهش ها و دستاوردهایی که در قرن شانزده و هفده میلادی اصل شده بود، باعث دگرگونی های شگرف در فضای اندیشه قرن هجدهم و در فرانسه گردید که عصر منطق یا دوره روشنگری اصل آن بود. مفهوم دوره روشنگری به معنی طلیعه روشنایی علم و منطق در عصر تاریک ذهنیت قرون وسطی و باورهای سنتی است. چنانچه الکساندر پوپ، شاعر نامی قرن هجدهم انگلستان، می نویسد: «طبیعت و قوانین طبیعی در پشت تاریکی شب پنهان شده بود، خداوند فرمود بگذارید نیوتن باشدف و همه جا روشن گرد».
    شاخص ترین شخصیت عصر روشنگری، فرانسیس ولتر (1778-1694) شاعر، نمایشنامه نویس، تاریخدان، طنز نویس و فیلسوف فرانسوی بود. ولتر بین سال های 1729-1726 به انگلستان سفر کرد و کومت پارلمانی و آزادی نسبی آنجا مورد توجه وی قرار گرفت. ولتر در انگلستان با نظرات جان لاک و نیوتن آشنا گردید. هنگامیکه وی به پاریس بازگشت، کتابی با عنوان نامه های فلسفی در مورد انگلستان در سال 1733 منشر کرد. ولتر بر ضد تنگ نظری های سیاسی و مذهبی مبارزات بسیاری نمود. وی در جمله ای معروف می گوید: «ممکن است با تو مخالف باشم ولی از جان می گذرم تا تو نظرت را بیان کنی».
    چهره بارز دیگر این عصر منتسکیو (1755-1689) قوق دان، نویسنده و فیلسوف فرانسوی بود. وی پایه گذار علوم اجتماعی مسوب می شود. منتسکیو در کتاب معروف خود به نام رو القوانین برای جلوگیری از تمرکز قدرت در یک جا،سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را از یکدیگر جدا کرد، به نویکه هر یک مستقل از یکدیگر و اجازه دخالت در سایر قوا را نداشته باشند. این شیوه نظام کومتی، اساس و زیربنای ساختار نظام های کومتی در اروپای غربی گردید. با توسعه طرز تفکر اروپای غربی و جهان بینی مدرن در سایر نقاط جهان، امروز شاهد آن هستیم که سه قوه در اکثر نظام های ک.متی جهان تقسیم شده اند.
    دنیس دیدرو (1784-1713) فیلسوف، نمایشنامه نویس و منتقد فرانسوی، سومین پایه گذار مهم عصر روشنگری مسوب می شود. وی به رابطه علم و تکنولوژی بیش از سایرین توجه نمود. دیدرو مولف دایره المعارف است. او به کمک ولتر و سایر اندیشمندان آن دوره این کتاب را در سی و پنج جلد و در طی سی سال به رشته تریر در آورد. دایره المعارف دستاورد بزرگ عصر روشنگری است و کلیه علوم آن دوره در این کتاب جمع آوری شده است.
    عصر روشنگری نفطه عطفی در گذر از جهان سنت به دنیای مدرن بود. به این دوره عصر منطق نیز گفته می شود، زیرا منطق بر اساس شواهد ملموس برای کشف قیقت، از اصول زیربنایی این عصر مسوب می گردد. طبیعت و قوانین طبیعی از دیگر موضوعات مورد توجه این دوره بود. به نظر اندیشمندان این دوره، طبیعت و جهان پیرامون انسان دارای قوانین و ضوابط مشخص و معینی است و انسان به کمک ذهن و تجربه عینی قادر است این جهان نامکشوف و پر رمز و راز را به دنیایی قابل استنباط و بهره برداری تبدیل کند.
    قلاسفه این دوران خواهان مسرت و خوشبختی برای مردم و جامعه در این دنیا بودند. بر خلاف اندیشمندان قرون وسطی، که خواهان تمل مشقت در این دنیا برای آمرزش در آخرت بودند، روشنفکان عصر روشنگری خوشبختی را در این جهان می خواستند.
    اعتقاد به علم و پیشرفت و برقرار نمودن رابطه مستقیم بین این دو از دیگر موارد تاکید در عصر روشنگری بود. توجه به علم برای علم به عقیده نظریه پردازان این دوره مردود بود و در عوض آنها خواهان توسعه علم برای پیشرفت شرایط زیستی و اجتماعی بودند. و بالاخره آزادی عقیده، بیان، مذهب، کسب و رفه آزادی انتخاب از دیگر مئارد زیربنایی تفکر عصر روشنگری بود.
    اگرچه در غرب عصر انسان مداری و خرد باوری از دوره رنسانس آغاز شده بود، ولی دنیای رنسانس کماکان در چارچوب های فکری عصر سنت قرار داشت متفکران دوره رنسانس ایده آل ها و آرمانهای خود را در دوره کلاسیک یونان و روم جستجو می کردند. عصر روشنگری توجه به آینده داشت و سنت و گذشته زا مترادف خرافات و عقاید غیر واقعی قلمداد می نمود. اندیشمندان عصر روشنگری آرمانهای خود را در علم و منطق و تقیق در قوانین طبیعت پیدا کرده بودند.
    موضوعات مطروه در عصر روشنگری یک سری عقاید صرف فلسفی نبود و تاثیر ان بر دنیای سیاست، نوع کومت، رابطه فرد با جامعه و پیشرفت علم و تکنولوژی شگرف و زیربنایی بود.قانون اساسی کشور آمریکا که پس از استقلال این کشور از انگلستان در سال 1776 توسط بنجامین فرانکلین (1790-1706) و توماس جفرسون (1826-1743)نگاشته شد در قیقت منشور عصر روشنگری اشت. نکاتی که زیربنای فکری عصر روشنگری را تشکیل می داد، به عنوان اصول اصلی چارچوب کومت در قانون اساسی آمریکا مورد تاکید قرار گرفت.
    در پی انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 که بر ضد نمادهای جهان سنت، یعنی طبقه اشراف و کلیسا بود، طبقات اجنماعی تت ستم خواهان کومت قانونمند، نهادهای مدنی، رفع هرگونه تبعیض و استبداد و آزادیهای فردی و اجتماعی شدند. انقلاب فرانسه باعث سرنگونی کومت پادشاهی و طبقه اشراف و همچنین کاهش قدرت کلیسا گردید. به دنبال آن دولت کدرن، نهادهای مدرن و اصولی که در عصر روشنگری مطر شده بود برقرار گردید. امرای کومت های استبداد قرن هجده مانند کاترین دوم در روسیه، ژوزف دوم در امپراطوری روم مقدس و فردریک دوم در پروس تت تاپیر نظرات روشنگری، اصلااتی هر چند سطی در کشورهای خوذ انجام دادند. میشل فوکو، فیلسوف معاصر فرانسوی معاقد است که: «خشن ترین چهره مدرنیت هدر انقلاب کبیر فرانسه اتفاق افتاد».
    امانوئل کانت (1804-1724) فیلسوف آلمانی، بانی عصر روشنگری در آلمان بود. کانت در جواب «روشنگری چیست؟» می نویسد: «روشنگری بیرون آمدن از کمینگی و کودکی عقلی و نوید دهنده آزادی است».
    شاید این جملات کانت به بهترین نو اصل انسان مداری و خرد ورزی مدرنیته را بیان می کند: «به خود جسارت بده و پروای آن را داشته باش که عقل و فهم خود را بکار گیری».
    هگل اولین فیلسوفی بود که بین دو جهان سنت و مدرن صراتا تفاوت قائل شد و خصوصیات هر یک را مشخصا تبیین نمود. هگل در مورد روشنگری می گوید: «جنبش روشنگری رکتی بود فرهنگی که زمینه چیرگی خرد انتقادی و مفهوم جدید آزادی و فردیت را آغاز نمود. روشنگری مشعل عقلانیت جدید را فرا راه مردم قرار داد».
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  5. #4
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    5.1. انقلاب صنعتي
    درطي چهار قرن ــــ شانزده، هفده، هجده و نوزده ــــ که تغييرات زير بنايي در جهان بيني دنياي غرب پديد آمد بينش انسان غربي نسبت به خود و جهان پيرامون بطور اساسي دگرگون شد. بايد ها و نبايد ها و مقدسات و نامقدسات جهان سنت زير سوال رفت و به جاي آن هستي ها و واقعيات و کارکردها و عملکردهاي دنياي مدرن جايگزين شدو علم لاهوتي تبديل به علم ناسوتي گرديد.لذا همه امور مسوس موضوع شناخت شد. زمين شناسي، اقيانوس شناسي، زيست شناسي، انسان شناسي، روان شناسي، جامعه شناسي و غيره بصورت موضوعاتي در آمد که بطور پيوسته و نظام مند مورد تقيق و تفص قرار گرفت. علم و شناخت به صورت غايت انسان مدرن در آمد.
    تاکيد بر قوه تفکر انسان، واقعيات عيني، کشف قوانين طبيعت و تجربه و آزمايش باعث پديد آوردن شرايطي شد که علم و به تبع آن تکنولوژي به سرعت رشد و توسعه يافت. هر تقيق و پژوهشي باعث اختراع و اکتشاف جديدي شد که آن نيز به نوبه خود پديده ها و ابداعات جديدتري را به دنبال داشت.
    دز سال 1769 ماشين بخار توسط جيمز وات (1819-1736) در انگلستان اختراع شد و طليعه انقلاب صنعتي و تکنولوژي مدرن ظهور کرد. استفاده از نيروي بخار به عنوان توليد نيروي مرکه، توان قدرت بي اندازه براي توسعه صنايع ايجاد کرد. توليد خانگي و کارگاهي در مقياس خرد و ملي به سرعت تبديل به توليد انبوه در کارخانجات با استفاده از قدرت ماشين و انرژي گرديد. از اولين نمونه کارخانجات مدرن مي توان از نخ ريسي، پارچه بافي، ابزارآلات،مصال ساختماني و وسايل مل و نقل مانند کشتي سازي و راه آهن نام برد.
    اولين خط آهن در انگلستان در سال 1825 اداث شد. تا سال 1840، هشتصد کيلومتر راه آهن و تا سال 1850، شش هزار کيلومتر راه آهن در انگلستان کشيده شد. اولين کشتي بخار در سال 1807 در آمريکا ساخته شد و در سال 1840 اولين کشتي بخار از اقيانوس اطلس عبور کرد. تلگراف در سال 1844 و تلفن در سال 1876 اختراع شد. در سال 1879 توماس اديسون (1931-1847) چراغ برق را اختراع کرد. کارل بنز (1929-1844) اولين اتومبيل با سوخت بنزيني را در سال 1855 اختراع نمود.
    صنايع مربوط به ساختمان نيز به سرعت پيشرفت کرد. صنعت شيشه سازي در نيمه دوم قرن هجدهم گسترش بسيار يافت. در سال 1806 جام هاي شيشه اي به ابعاد 2.50*1.70 متر توليد شد. آسانسور در اواسط قرن نوزده در نيويورک اختراع شد. توليد تير آهن، فولاد و سيمان در طي قرن 19 در کليه کشورهاي غربي رشد بسيار سريع داشت.
    از تبعات انقلاب صنعتي، رشد سريع شهر نشيني بود. صنعتي شدن کشاورزي و اداث کارخانجات در اطراف شهرها و همچنين ارائه خدمات جديد در شهرها باعث جابجايي جمعيت گرديد و ساکنان عمدتا کشاورز در روستا به عنوان نيروي کار روانه کارخانجات در شهرها شدند.
    ساختار جمعیتی در انگلستان در اوایل انقلاب صنعتی به گونه ای بود که یک پنجم جمعیت در شهرها و چهار پنجم در روستا ها سکنی داشتند. در اواسط قرن 19 نیمی در شهرها و نیمی دیگر در روستا بودند.در ال اضر چهار پنجم مردم در شهرهر و یک پنجم در روستاها زندگی می کنند. بوجود آمدن طبقات جدید اجتماعی به نام کارگر صنعتی و مالکان کارخانجات یا بورژوازی و پدیدآمدن اختلافات شدید طبقاتی باعث پیدایش نظریه های ضد سرمایه داری مانند سوسیالیسم و کمونیسم شد. در بعضی از کشورهای اروپایی انقلاب کارگری رخ داد و بعضی اصلاات در قانون کار برای کاهش فشار بر این طبقه صورت گرفت.
    تغییرات زیربنایی در شهرها فقط تغییرات جمعیتی و اجتماعی نبود، بلکه شهرها از نظر کالبدی نیز بکلی دگرگون شدند. پیشرفت تسلیات جنگی باعث از بین رفتن برج ها، دروازه ها و خندق ها در اطراف شهرها و همچنین در اطراف مقرهای کومتی شد.
    شاید بتوان اذعان نمود که هیچ پدیده ای در تاریخ شهرسازی، چه در اروپا و چه در سایر نقاط جهان به اندازه اتومبیل بافت و کالبد شهرها را تغییر نداده است. اتومبیل مقیاس شهرها را عوض کرد. مجاورت مل کار با مل زندگی،متراکم بودن ساختمانها در مرکز شهر، کوچه های باریک با مقیاس انسانی و مراکز ملات همه از بین رفت و مقیاس انسانی تبدیل به مقیاس اتومبیل شد. مدرنیته، نهادهای مدرن و ساختمانهای جدیدی را هم با خود به داخل شهر همراه آورد، ازجمله دانشگاه، وزارتخانه، ایستگاه راه آهن، موزه، نمایشگاه، بیمارستان، شهرداری، دادگستری و پارلمان.


    ساختمان پارلمان [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند. ] و ساعت معروف در کنار رود تیمز در لندن

    6.1. اولین ساختمانهای مدرن
    از اواخر قرن هجدهم میلادی، به تدریج تولیدات جدید صنعتی وارد امور ساختمانی گردید. در ابتدا این تولیدات برای اداث پل ها، کارخانجات، تاسیسات بندرگاهیف سیلوهای گندم، بناهای عمومی و سپس ساختمانهای مسکونی مورد استفاده قرار گرفت.
    پل رودخانه سورن (1779-1775) در انگلستان یکی از اولین نمونه پل هایی است که با مصال مدرن، یعنی تیر چدنی اداث شد. ابن پل دارای سی متر دهانه و پانزده متر ارتفاع بود که در زمان خود دستاورد بزرگی مسوب می شود.

    پل ساندرلند (1796-1793) که آن هم در انگلستان و با تیرهای چدنی ساخته شد؛ بیش از دو برابر پل قبلی، یعنی هفتاد و دو متر، دهانه داشت و بالاخره پل معلق کلیفتون (1836) در بریستول انگلستان با 214 متر دهانه ساخته شد.
    اسکلت فلزی به عنوان سازه ساختمان برای اولین بار در یک کارخانه ریسندگی در شرابزی در انگلستان (1797-1796) مورد استفاده قرار گرفت. در این ساختمان دیوارهای خارجی، آجری و باربر بودند و از تیر و ستون های چدنی برای سازه داخلی استفاده شده بود. متعاقب آن یک کارخانه ریسندگی در هفت طبقه بین سال های 1801-1799 در سالفورد انگلستان اداث گردید. طول ساختمان 46 متر و عرض آن 14 متر بود.
    اولین نمایشگاه بین المللی در هایدپارک شهر لندن در سال 1851 میلادی برگزار شد. ساختمان عظیم قصر بلورین (Crystal Palace) توسط جوزف پاکستن برای این نمایشگاه طرای گردید. می توان گفت که این ساختمان اولین اثر معماری با مصال کاملا مدرن، یعنی شیشه و آهن بود که اجزا بصورت پیش ساخته در کارخانه تولید و در مل نصب شدند، اگرچه پوشش سقف بنا بصورت سنتی یا قوس نیم دایره اجرا شده بود.

    مسات این ساختمان با 71500 متر مربع زیربنا، بزرگترین ساختمان ساخته شده تا آن زمان بود. در این ساختمان انواع و اقسام گل ها و گیاهان از اقصی نقاط جهان برای بازدید مشتاقان انگلیس به نمایش گذاشته شده بود.

    این قصر که در سیدنهم هیل مجددا ساخته شده بود، در سال 1936 بصورت اتفاقی در اثر آتش سوزی از بین رفت.


    نمایشگاه مهم بین المللی دیگری در شهر پاریس در سال 1889 به مناسبت یکصدمین سال انقلاب کبیر فرانسه برگزار شد. دو بنای مهم به نامهای برج ایفل و تالار بزرگ ماشین در این نمایشگاه جلب توجه می کرد.برج ایفل توسط گوستاو ایفل، مهندس راه و ساختمان، طرای و اجرا شد.این برج تمام فولادی با 330 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان ساخته شده تا آن دوران مسوب می شد. برج ایفل بصورت نمادی از صنعت و تکنولوژی جدید و نوید دهنده شکوفایی عصر مدرن بود.
    بعد از پایان نمایشگاه، بسیاری از هنرمندان، ادبا و متفکران، که بیشتر عقیده به شیوه های تاریخی هنر و معماری داشتند، خواستار برچیده شدن این هیولای تکنولوژیک از میان بافت تاریخی شهر پاریس شدند. ولی این بنا باقی مانده و هم اکنون بصورت نماد شهر پاریس و کشور فرانسه در آمده است. برج ایفل یکی از پر جاذبه ترین ساختمانهای مورد توجه جهانگردان در جهان است و سالانه بیش از شش میلیون نفر از این برج دیدن می کنند.




    ساختمان تالار ماشین نیز در نوع خود بی نظیر بود. این ساختمان برای نمایش آخرین و جدیدترین انواع ماشین آلات و تولیدات صنعتی طرای شده بود. مصال بکار رفته در این ساختمان تماما با مصال جدید، یعنی شیشه و فولاد بود.دهانه وسط این بنا با خرپای فولادی به طول 115 متر پوشیده شده بود که خود رکورد استثنایی در صنعت ساختمان در این زمان بود. مهندس معمار این ساختمان فردیناند دوترت و مهندس سازه آن کنتمین بود.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  6. #5
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    فصل دوم: معماری مدرن اولیه
    ساختمانهای اشاره شده در فصل قبل تولات بسیار گسترده ای در زمینه ساختمان سازی به وجود آورد و راه را برای بکار گیری مصال و تکنولوژی جدید باز نمود. ولی باید توجه داشت که معماری مدرن بصورت یک مکتب معماری یا مبانی نظری مدون و ساختمانهای ساخته شده بر اساس اندیشه مدرن از اواخر قرن 19 میلادی شکل گرفت. خاستگاه این معماری در آمریکا شهر شیکاگو و در اروپا شهرهای پاریس، برلین و وین بود. دوره زمانی معماری مدرن اولیه (Early Modern Architecture) از نیمه دهه 1880 تا اوایل جنگ جهانی اول، یعنی سال 1914 بود.
    1.2. مکتب شیکاگو
    شیکاگو در اواخر قرن نوزده مرکز خطوط راه آهن و ارتباط بین شرق و غرب آمریکا بود. همچنین این شهر مرکز تجاری مهمی به شمار می آمد و ار سال 1885 میلادی، فعالیت شدید اقتصادی و به تبع آن اجرای ساختمانهای اداری و تجاری آغاز شده بود. با توجه به اینکه آتش سوزی سال 1871 بیشتر قسمت های این شهر را ار بین برده بود، لذا زمینه برای تولات جدید آماده بود. در طی دو دهه آخر قرن نوزدهم، اولین نمونه های ساختمانهای مدرن به دور از هرگونه تاریخ گرایی و تزیینات در شهر شیکاگو ساخته شد. در طی این مدت ساختمانهای بلند مرتبه با اسکلت فولادی، دیوار غیر باربر و پنجره های وسیع برای اولین بار اداث گردید. در این زمان در شیکاگو تعدادی مهندسان سازه و معمار جوان وجود داشت که عمدتا تصیل کرده اروپا و شهرهای شرق آمریکا همچون بوستون و نیویورک بودند. اولین مهندس مطر در این مکتب، ویلیام لی برون جنی تصیل کرده مدرسه هنر و تولیدات در فرانسه بود. وی به عنوان مهندس سازه دفتر مهندسی و معماری خود را در سال 1868 در شیکاگو تاسیس کرد. او در سال 1869 کتابی به نام اصول و عمل در معماری (Principal and Practices Architecture) به رشته تریر در آورد.
    جنی ساختمان بیمه را بین سالهای 1883-1885 ساخت. این بنای ده طیقه (تخریب شده)، اولین ساختمان با سازه فولادی و دیوارهای پرده ای غیر باربر (Curtian Wall) در طبقات فوقانی بود.
    ساختمان مهم دیگری توسط جنی به نام فراستور (Fair Store)بین سالهای 1890-1891در شیکاگو اداث گردید. فراستور ساختمانی با سازه کاملا فولادی و با دیوارهای پرده ای بود.
    به جز شرکت جنی، سه شرکت مهم ساختمانی دیگر در شیکاگو بودند که ساختمانهای بلند مرتبه مدرن را در این شهر و سایر شهرهای آمریکا اداث می نمودند. نام هر یک از این سه شرکت به اسم دو مهندس اصلی آن شرکت نامیده می شد.
    شرکت هولابرد و راچ (Holabird and Roche) ساختمان دوازده طبقه تاکوما را در سال 1877 اداث کردند. این برج اولین برج تمام فولادی بود. هولابرد قبل از تاسیس شرکت با راچ، مدتی به عنوان مهندس در دفتر جنی کار کرده بود.
    شرکت برنهم و روت (Burnham and Root) ساختمان شانزده طبقه بلوک مانودناک(Monadnock building) را بین سالهای 1891-1889 ساختند. دیوارهای خارجی این برج، دیوار باربر و سازه داخلی آن، اسکلت فلزی بود. این برج فاقد هرگونه تزیینات و یا تاریخ گرایی در نمای آن بود. این شرکت ساختمان 22 طبقه معبد مسونیک (Masonic Temple) را در سال 1892 ساخت.این ساختمان (تخریب شده) دارای اسکلت تمام فولادی بود و بلندترین ساختمان در آن زمان در جهان بود.

    ساختمان شانزده طبقه ریلاینس با پنجره های سبک شیکاگو (1895-1894)، طرا برنهم و شرکا
    شرکت آدلر و سالیوان (َAdler and Sullivan) دیگر شرکت مهم در مکتب شیکاگو مسوب می شد. لویی سالیوان، معروفترین معمار این سبک، یکی از مدیران این شرکت بود. وی مدتی مدود به صورت ناتمام در دانشگاه M.I.T در بوستون و مدرسه هنرهای زیبای پاریس تصیل کرد و در این بین مدتی در دفتر جنی کار کرد. سالیوان ساختمانهای بلند مرتبه متعددی در شیکاگو، نیویورک، سنت لوئیس و بوفالو در چارچوب مکتب شیکاگو طرای نمود. وی برای اولین بار شعار فرم تابع عملکرد (Form Follows Function) را که از شعارهای موری معماری مدرن است، مطر کرد. وی از تزیینات بصورت مدود برای ساختمانهای خود استفاده کرد و در این زمینه تت تاثیر نهضت هنر نو در اروپا بود. ولی در کتاب خود به نام صبت های کودکستانی 1901 (Kindergarten chats)، استفاده از هرگونه تزیینات در ساختمان را رد کرده بود. روش های طرای، اجرایی و اصول نظری این معماران، که به نام مکتب شیکاگو شهرت یافت و می توان آن را منشور اولیه معماری مدرن مسوب کرد، به قرار زیر است:

    • استفاده از اسکلت فولادی برای ساختار کل بنا
    • نمایش ساختار بنا در نمای ساختمان
    • عذم تقلید از سبک های گذشته
    • استفاده بسیار اندک از تزیینات
    • استفاده از پنجره های عریض که کل دهانه بین ستون ها را می پوشاند.


    ساختمانهای مکتب شیکاگو در سایر شهرهای بزرگ و صنعتی آمریکا به صورت الگو مورد توجه قرار گرفت. در شهرهایی همچون نیویورک، بوستون، فیلادلفیا، پیتسبورگ، دیترویت و کلیولند تعداد زیادی ساختمان بلند مرتبه به تاسی از مکتب شیکاگو اداث شد.
    در شهر شیکاگو در سال 1893 نمایشگاهی به نام نمایشگاه بین المللی کلمبیا (Worlds Columbian Exposition) به مناسبت چهارصدمین سال کشف قاره آمریکا برگزار شد. این نمایشگاه آغازی بر پایان معماری مکتب شیکاگو بود. ساختمانهای ساخته شده در این نمایشگاه عمدتا به سبک نئوکلاسیک طرای شدند و دو تن از معماران معروف مکتب شیکاگو نیز در طرای این نمایشگاه شرکت داشتند. برنهم رئیس اجرایی ساختمانهای نمایشگاه بود. وی سایت پلان مجموعه نمایشگاه را نیز طرای کرد. سالیوان جزو گروه طراان معماری بود. او ساختمان ترابری را طرای کرد و یک قوس بسیار بزرگ رومی در بالای سردر ورودی ساختمان قرار داد. نمایشگاه بین المللی کلمبیا ضربه مهلکی به مکتب شیکاگو و نهضت معماری مدرن در آمریکا وارد کرد. لذا ستاره اقبال معماری مدرن به تدریج تا بعد از پایان جنگ جهانی اول رو به افول رفت و سبک های تاریخ گرایی مجددا به عنوان سبک های غالب در شهرهای بزرگ آمریکا مطر گردیدند.
    در اینجا لازم است نام دو معمار دیگر که مرتبط با مکتب شیکاگو بودند عنوان شود.
    نفر اول هنری هابسون ریچارد سون است. وی تصیلات خود را در دانشگاه هارواد بوستون و هنرهای زیبا در پاریس به اتمام رساند. از او می توان به عنوان اولین معمار معروف آمریکایی با شهرت جهانی نام برد. اگرچه قبل از وی معمار دیگری به نام توماس جفرسون (1826-1743) فردی شناخته شده در سط بین الملل بود، ولی معروفیت جفرسون بیشتر به علت همکاری در تدوین قانون اساسی آمریکا و همچنین به عنوان سومین رئیس جمهور آمریکاست، تا به لاظ یک معمار شناخته شده. ریچاردسون ساختمان هقت طبقه مفازه مارشال فیلد (1987-1985) را اجرا نمود. این ساختمان بسیار مورد توجه معماران مکتب شیکاگو قرار گرفت. سازه داخلی تبن بنا فلزی و دیوار های خارجی آن باربر بود. نمای خارجی ساختمان با سنگ پوشش شده و ساختمان فاقد تزیینات بود. در طر های روت و سالیوان، تاثیر ساختمان های ریچاردسون مسوس است.
    نفر دوم فرانک لوید رایت است. وی تصیلات دانشگاهی نداشت، ولی اولین تجربه رفه ای خود را در یکی از معروف ترین دفاتر معماری آن زمان، یعنی دفتر آدلر و سالیوان، به مدت پنج سال (1893-1888) کسب کرد. اگرچه به نظر نگارنده، او معروفترین معمار آمریکای تا به امروز است، ولی رایت همواره برای دو نفر ذکر شده اترام خاص قائل بود. رایت از سالیوان به عنوان استاد مبوب و از آدلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کرد. ساختمانهای اولیه طرای شده توسط رایت مانند خانه چارنلی (1892) در شیکاگو و ساختمان لارکین (1905-1904) در بوفالو در ایالت نیویورک تت تاپیر مکتب شیکاگو بود. البته رایت مقید به این مکتب باقی نماند و پس از جدا شدن از شرکت فوق، به تدریج از مبانی این مکتب فاصله گرفت و پس از مدتی ــــ خصوصا بعد از اجرای خانه روبی 1909 ــــ به عنوان شاخص ترین چهره سبک معماری ارگانیک معروفیت بین الملل یافت. در مورد رایت در فصل بعد بث خواهد شد.
    اگرچه عمر مکتب شیکاگو از دو دهه فراتر نرفت، ولی از جند جهت این مکتب ائز اهمیت است.
    نخست آنکه پیشرفت تکنولوژی و استفاده از تکنیک ها و مصال جدید ساختمانی مانند اسکلت فلزی، شیشه ای وسیع، انرژی برق، تاسیسات مرگزی و آسانسور، مقتضیات جدیدی را در معماری ایجاب می کرد که برای اولین باردر مکتب شیکاگو این مقتضیات تدوین و به مورد اجرا گذارده شد.
    دوم آنکه اداث ساختمانهای مرتفع با اسکلت تمام فولادی برای اولین بار در شهر شیکاگو صورت گرفت. تا قبل از آغاز مکتب شیکاگو، از چدن به عنوان ستون در ساختمان استفاده می شد. چدن در مقابل کشش، برش و تنش مقاومت فولاد را ندارد.
    سوم آنکه این اولین سبک با گستره جهانی بود که در آمریکا آغاز شد. برای اولین بار معماران آمریکایی به جای پیروی از اروپاییان، خود بانی سبک جدید در معماری بودند. معماران اروپایی همچون آدولف لوس و کوربوزیه و همچنین جنبش فوتوریست ها به تسین این نوع معماری پرداختند و تت تاثیر آن قرار داشتند.
    به تقیق باید عنوان نمود که برج سازی به شیوه مدرن ــــ چه از لاظ ساختار و چه از جهت نما ــــ که شاخصه معماری مدرن است، در شهر شیکاگو شکل گرفت.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  7. #6
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    2.2. نهضت هنر نو
    نهضت هنر نو (Art Nouveau) نام سبکی در اروپا بود که ابتدا در هنرهای تزیینی مانند طرای پارچه، تولید کتاب و مبلمان از دهه 1880 آغاز گردید. سپس این سبک در زمینه های دیگر هنرهای تزیینی همچون گرافیک، نقاشی، طرای داخلی، پیکر تراشی و تی عکاسی ظهور نمود. در معماری این سبک از اوایل دهه 1890 آغاز و عمدتا تا سال 1910 ادامه داشت.
    هنر نو نام مغازه ای بود که طرای داخلی آن توسط معمار بلژیکی، وان دوولد، انجام شده بود و در سال 1885 در پاریس گشایش یافت. در این مغازه اشیاء مدرن و نوظهور فروخته می شد. نام این مغازه به سبکی تعلق گرفت که به جای تقلید از گذشته، در پی ابداع اجام و فرم های جدید بود.
    باید توجه داشت که سبک های مختلف معماری از قبیل نئوکلاسیک و رمانتیک در قرن نوزده، تقلید دقیق از گذشته را سرلوه کار خود قرار داده بودند. ولی پیروان نهضت هنر نو برای اولین بار بینش جدیدی را در معماری اروپا پایه ریزی کردند که به جای الهام از گذشته، توجه به آینده و تکنولوژی و ابداعات جدید داشت. معماران این سبک از مصال مئ=دذن مانند چدن، آهن، فولاد و بتن استفاده می کردند، ولی ظاهر کلی و جزییات ساختمان را با تزیینات فرم های طبیعی و گیاهی شکل می دادند.
    زمینه های فکری این سبک را می توان در سبک هنرها و صنایع دستی در نیمه قرن نوزدهم در انگلستان یافت. لازم به یادآوری است که اگرچه سبک هنرها و صنایع دستی شعار خود را ابداع به جای تقلید از گذشته قرار داده بود، ولی بنیانگذاران این سبک تولید صنعتی را رد می کردند و خواهان بازگشت به معماری روستایی و ملی بودند. اما در مقابل، نهضت هنر نو از تولیدات صنعتی بصورت گسترده استفاده می کردند و معماری روستایی برای آنها الگوی مناسبی نبود.
    این سبک در انگلستان به نام سبک مئرنف در فرانسه به نام هنر نو و یا سبک گیومارد، در آلمان به نام سبک جوان (Jungedstil) به لاظ مجله ای به نام نشریه جوان که مبلغ این سبک در آلمان بود، در ایتالیا به نام سبک آزاد (Stile Liberty)، در اسپانیا مدرنیسم (Modernismo) و در اتریش سبک جدایی (Sezessionstil) ـــ بدلیل جدایی معماران این سبک از معماران تاریخ گرا در اتریش ـــ خوانده می شد.
    اصول فکری پیروان این نهضت را می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:


    • انتقاد شدید از اشیا و مکتب های تقلیدی
    • جدایی از گذشته
    • ابداع فرم های جدید
    • هنر مناسب زمان
    • استفاده از تولیدات مدرن (فلز) برای اسکلت ساختمان و تزیینات
    • استفاده از تزیینات و فرم های طبیعی و رمانتیک.


    ویکتور ارتا اولین معمار معروف این سبک مسوب می شود. وی از اوایل قرن دهه 1890 ساختمانهای بسیاری به این سبک در موطن خود، بلژیک ساخت. در طر های وی دیوارهای سنگی، ستون های چدنی، نرده های آهنی و تزیینات روی کف، دیوارها، سقف و تی چارچوب بازشوها و لوسترها همه بصورت فرم های نرم و سیال و در هم تنیده ظاهر می شدند.
    در خانه تاسل 1893-1892 در بروکسل، ارتا نه تنها ستون های آهنی را که طبقه دوم را نگه می داشتند به نمایش می گذارد، بلکه فرم آن را بصورت ساقه گیاهی در آورد که به انفجاری از پیچک های در هم فرو رفته در مل اتصال با عناصر سازه ای دیگر ختم می شد. در راه پله این خانه همه عناصر ساختمان مانند نرده ها، ستون ها، پله ها، لوسترها و سطو کف دیوار بصورت شاعرانه ای در ال رکت و وزیدن هستند.

    ارتا در سال 1927 عضو هیئت داوری مسابقه طرای ساختمان مجمع اتفاق ملل (1927-1926) در ژنو بود و با رای خود باعث ناکام ماندن طر کوربوزیه شد.
    هکتور گیومارد معمار نامی این سبک در فرانسه بود. وی تت تاثیر ارتا بود و در طر های وی تاثیر کارهای ارتا بخوبی مشاهده می شود. با ارزش ترین کار گیومارد در چارچوب این نهضت، طرای سردرهای ورودی متروی پاریس (1904-1899) است. متروی پاریس در سال 1900 افتتا شد. وی در طر های متنوع خود برای سردرهای مترو، چدن و آهن را بصورت هنری و نوظهور با خطوط مننی و خمیده در معرض دید اهالی پاریس قرار داد.

    چارلز رنه مکنتاش در انگلستان، معمار معروف این سبک تلقی می شد. طر وی برای مدرسه هنر گلاسکو در اسکاتلند، که نمادی زیبا از سبک هنر نو است،در سال 1897 برنده مسابقه اعلام شد. اگرچه اجام و خطوط کلی ساختمان وی برخلاف طر های مننی شکل ارتا و گیومارد، بیشتر مستقیم و راست گوشه بود، ولی جزییات اجرا شده بر ردوی نرده ها و بازشوها ملهم از طر های طبیعی و گیاهی بود. مکنتاش علاوه بر معمار، طرا مبلمان و نقاش نبز بود.
    در اتریش، طلایه دار این سبک اتو واگنر و دو تن از شاگردانش به نام های جوزف البریش و جوزف هافمان بودند. با وجودی که سبک واگنر در ابتدا نئوکلاسیک بود، وی در سال 1894 در یک سخنرانی در آغاز سمت استادی خود در آکادمی وین، خواستار روش جدیدی در معماری، مستقل از گذشته شد. وی در همین سخنرانی اعلام کرد: «هر چیزی که عملکردی نیشت، زیبا نمی باشد». فرم های این سه معمار به طر های مکنتاش بیشتر شباهت دارد تا طر های مننی وار ارتا و گیومارد.
    شاید بتوان به جرات بیان نمود که خلاق ترین معمار در این سبک فردی به نام آنتونی گادی در شهر بارسلون اسپانیا بود. پدر و اجداد گادی مسگر بودند و خود او علاوه بر معماری، کارهای بسیار زیبا و بدیع در طرای مبلمان، موطه سازی و آهنگری انجام داده است.گادی معتقد بود که «در طبیعت هیچ خط مستقیمی وجود ندارد». و تقریبا در کلیه کارهای مختلف و متنوع او، هیپگاه خط مستقیم چه در طر کلی و چه در جزییات آن دیده نمی شود.
    اگرچه گادی جزو معماران سبک هنر نو مسوب می شود ولی کارهای او فراتر از این سبک است.وی از سبک های گوتیک، مراکشی و موریش نیز الهام گرفته است. گادی با وجودی که تاریخ گرا بود و از منابع و اشکال تاریخی در طر های خود استفاده می کرد، ولی کارهای او هیچگاه تقلید صرف از گذشته نبود، بلکه همواره گذشته را بصورت جدید و بدیع و با طر ها و جزییات نو ظهور اجرا می کرد. به همین دلیل وی پدر معماری پست مدرن مسوب می شود و کارهای او منبع الهام پست مدرن است.
    وی فردی بسیار مذهبی بود و در سالهای آخر عمر، وقت و تلاش خود را فقط صرف تکمیل مهم ترین ساختمان طرای شده توسط او، یعنی کلیسای خانواده مقدس کرد. طر اولیه این کلیسا که توسط ویلار انجام شده، ملهم از سبک معماری گوتیک بود. ولی گادی خلاقیت و نوآوری خود را در اجرای این کلیسا به نمایش گذارد و جم و شکل کلی بنا و همچنین قوس های سهمی، ستون های کج و تزیینات و جاری های روی نمای این ساختمان کاملا جدید و مبتکرانه است. با وجودی که اجرای این ساختمان پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز به اتمام نرسیده، ولی این کلیسا بصورت نماد و نشانی شاخص از شهر بارسلون در آمده است.




    گادی در طر و اجرای پارک گوئل (1914-1900) در بارسلون، همچون دیگر کارهای خود کلا از خطوط مورب، مننی و شکسته استفاده کرده است. این موضوع شامل جزییات و تزیینات طر ها نیز می باشد.

    باید توجه داشت که نهضت هنر نو در اوج اقتدار سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رومانتیک و التقاط گرایی در اروپا ظاهر گردبد. این نهضت روش و طریقی را برای اولین بار در اروپا پایه ریزی کرد که پس از چندین قرن به جای نگاه به گذشته به عنوان منبع الهام، عنایت به تکنولوژی زمان و آینده نگری مورد توجه قرار داده بود. به همین دلیل نهضت هنر نو جزو یکی از زیر مجموعه های معماری مدرن مسوب می شود، اگرچه در سبک هنر نو از تزیینات به افراط استفاده می شد.
    در ایران بهترین نمونه طر های هنر نو را می توان در ساختمانهای طرای شده توسط وارطان آوانسیان، معمار ارمنی تبار دوره پعلوی اول و دوم، در تهران مشاهده کرد.
    در سال 1925 نمایشگاهی در پاریس به نام هنر تزیینات و صنعت برگزار شد که هدف آن آشتی بین هنر و صنعت بود. این نمایشگاه باعث پیدایش سبکی شد که به نام هنر تزیینات (Art DECO) که در دهه بیست و سی قرن بیستم در اروپا و آمریکا طرفداران بسیاری پیدا کرد. این سبک را می توان ادامه سبک هنر نو تلقی کرد زیرا در این سبک اخیر نیز از تزیینات و فرم های جدید استفاده بسیار می شد. ولی تزیینات در سبک هنر تزیینات فقط گیاهی و طبیعی نبود، بلکه از انواع و اقسام تزیینات از جمله تزیینات با صفات براق فلزی استفاده می شد. معماران این سبک سعی در تلفیق هنر با تولیدات و مصنوعات صنعتی داشتند.
    ساختمان کرایسلر در نیویورک (1930-1927) در نیویورک توسط ویلیام ون الن طرای شد و شاخص ترین ساختمان این سبک مسوب می شود. این ساختمان با 319 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان در جهان تا قبل از اداث برج امپایر استیت بود.
    مرکز راکفلر (1940-1931) و تالار موسیقی رادیو سیتی هر دو در نیویورک جزو بهترین نمونه ساختمانهای ساخته شده در این سبک است. این سبک در نقاشی، گرافیک، مجسمه سازی و تزیینات نیز پیروان بسیاری داشت.
    در اینجا باید از سه تن از معماران مهم به نام های پیتر بهرنز در آلمان، آگوست پره در فرانسه و آدولف لوس در اتریش نام برد. این معماران برای نزدیک نمودن رفه معماری و صنعت مدرن تاثیر زیادی در اروپا داشتند و به تقیق باید از آنان به عنوان سه تن از بنیانگذاران مهم معماری مدرن در غرب نام برد.
    بهرنز در ابتدا کار خودش را به عنوان نقاش اغاز نمود و بعد از سال 1890 تت تاثیر سبک هنرها و صنایع دستی قرار گرفت. وی در سال 1901 خانه خودش را به سبک هنر نو ساخت. او در سال 1907 مشاور کارخانه عظیم AEG شد و در همین سال ساختمان کارخانه عظیم توربین را برای این شرکت اداث کرد. برای اولین بار بود که طر کارخانه به عنوان یک موضوع معماری مطر می شد. علاه بر ساختمانها، بهرنز طر تولیدات صنعتی، آرم مکاتبات و مغازه های شرکت AEG را نیز انجام داد. نکته قابل توجه اینکه سه تن از نامدارترین معماران مدرن اروپا، یعنی والتر گروپیوس، لودویک میس ونده رو و کوربوزیه در بین سال های 1911-1907 هر یک به مدت یک الی سه سال در دفتر بهرنز کار کردند. بهرنز نخستین معمار نامدار در اروپا است که طرای کارخانه و تولیدات صنعتی را بصورت گسترده انجام داد. او در نزدیک نمودن رفه معماری با مقتضیات عصر مدرن و شرایط ویژه آن تاثیر بسزایی در غرب داشت.
    کار شایان آگوست پره، تبدیل بتن مسل به یک نوع مصال معماری مدرن بود. وی در سال 1905 گاراژ چهار طبقه پونتیو را با بتن مسل در پاریس اداث کرد و در نمای ساختمان، اسکلت بتنی را به نمایش گذارد. همچنین تئاتر شانزلیزه (1914-1911) و کلیسای نوتردام در لورنس (1923-1922) را نیز با بتن مسل اجرا کرد، به نویکه بتن نه تنها به عنوان مصال و اسکلت ساختمان، بلکه بخشی از طر نمای خارجی و فضاهای داخلی ساختمان را تشکیل می داد. پره در ساختمان شانزلیزه، خصوصا در طر سالن اصلی تئاتر، نمونه ای زیبا از سبک هنر نو را به نمایش گذارد. کوربزیه بین سال های 1909-1908 در دفتر کار پره کار می کرد.
    آدولف لوس، اگرچه در زمانی زندگی می کرد که اوج اقتدار نهضت هنر نو در اروپا مسوب می شد، ولی یکی از مخالفان زیبایی ارائه شده توسط معماران لین سبک بود. وی در سال 1893 به آمریکا سفر کرد و برای مدت سه سال در آنجا اقامت گزید. در این مدت تت تاثیر کارهای معماران مکتب شیکاگو و خصوصا طر ها و مطالب عنوان شده توسط لویی سالیوان قرار گرفت.
    لوس پس از بازگشت به موطن خود، اتریش، در وین اقامت گزید. او با کارهای البریش و هافمان به مخالفت برخواست و تزیینات سبک هنر نو را موضوعی بر خلاف فرهنگ و تمدن اروپا عنوان کرد. از نظر لوس «فرم خوب باید زیبایی خود را در میزان سودمندی که نشان می دهد پیدا کند و ودت و یکپارچگی آن قابل جدا شدن نباشد».
    لوس در سال 1908 در مقاله معروف خود به نام تزیینات و جنایت اعلام کرد که تزیینات جناینت است، زیرا در جهان عملکردی مدرن، تزیینات موضوعی ارتجاعی، بیهوده و متعلق به گذشته است. این شعار به عنوان یکی از اهداف غایی معماری مدرن همواره مورد توجه بوده است.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  8. #7
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    3.2. جنبش فوتوریسم
    انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن و مقتضیات و خصوصیات آن در جنبش فوتوریسم در ایتالیا در پیش از جنگ جهانی اول ظهور کرد. بانیان و پدید آورندگان این مکتب فکری و هنری خواستار جهانی بودند که یکسره خود را با شرایط جدید بوجود آمده در اثر انقلاب صنعتی و ظهور تکنولوژی جدید تطبیق دهد و آنچه را که مربوط به گذشته و جهان قبل از صنعت مدرن است، به بوته فراموشی و یا به عبارتی به زباله دان تاریخ بسپارد.
    بنیانگذار این سبک، نویسنده و نقاش ایتالیایی، فیلیپو توماسو مارینتی تصیل کرده دانشگاه سوربن در فرانسه بود. وی در سال 1909 در روزنامه معروف فیگارو در پاریس منشور فوتوریسم را منشر کرد. او در بخشی از این منشور می نویسد: «ما تاکید می کنیم که زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت، غنای فزون تری یافته است». این جمله را می توان به عنوان موضوع اصلی این سبک تلقی کرد.
    این جنبش یه سرعت وزه فکری و هنری پیشرو در ایتالیا را تت تاثیر قرار داد. در طی مدت کوتاهی، نویسندگان، نقاشان، مجسمه سازان، معماران، طراان صنه، موسیقیدانان و فیلمسازان معروف ایتالیا به این جنبش گرویدند. انها معتقد بودند که تولات بنیادی که با سرعتی شابان جهان قرن جدید را تغییر داده، باید در همه عرصه ها نمود و بروز پیدا کند و می بایست خود را کاملا در مسیر آهنگ این تولات قرار داد. عصر رکت و سرعت باید نمودی بارز در هنر مناسب این عصر باشد.
    برای اولین بار پس از گذشت دود سه قرن از ظهور سبک باروک در ابتالیا (قرن 17) بود که مجددا این کشور به عنوان خاستگاه اندیشه و سبکی جدید در هنر مطر گردید. به همین دلیل پیروان این جنبش خود را نخستین جوانان ایتالیا پس از قرن ها خواندند.
    بعد از پیوستن یک معمار جوان و تازه فارغ التصیل به نام آنتونیو سانت الیا و انتشار منشور معماری فوتوریست در سال 1914 توسط وی، سبک فوتوریسم رسما وارد وزه معماری شد. نکات مهم ذکر شده توسط سانت الیا در این منشور که زیربنای فکری این جنبش در یطه معماری و شهرسازی را تشکیل می داد به این قرار است:
    «ما در خیابانهایی که برای نیاز بشر چهار، پنج و شش قرن پیش ساخته شده زندگی می کنیم... ماسبات بر اساس مقاومت مصال استفاده از بتن آرمه و فولاد، مانع از معماری به مفهوم قدیمی و کلاسیک شده اشت...
    ما دیگر این اساس را نداریم که مردان کلیساهای بزرگ، قصرها و تریبون ها هستیم. ما مردان هتل های بزرگ، ایستگاه های راه آهن، خیابانهای وسیع، بنادر عظیم، بازارهای سرپوشیده، رواق های روشن، جاده های مستقیم و تخریب های سودمند هستیم.
    ما باید شهر فوتوریسم را همچون یک کارگاه کشتی سازی پهناور و پرهیاهو، مترک و فعال با تمام جزییاتش، ابداع و مجددا بازسازی کنیم. خانه فوتوریسم باید همانند یک ماشینی عظیم باشد. آسانسورها دیگر نباید همچون سوراخ های کرم در گوشه های راه پله پنهان شوند. خود قفسه راه پله بدلیل بلا استفاده بودن، باید ذف شود. آسانسورها می بایست مانند اژدهایی ساخته شده از آهن و شیشه بر پیکر ساختمان بالا روند. خانه ساخته شده با بتن، شیشه و آهن و عاری از نقاشی و مجسمه و غنی به سبب زیبایی خطوط و برجستگی هایش، و بسیار زشت به لاظ سادگی مکانیکی اش با توجه به اتیاجات و نیازها و نه بر طبق قوانین شهرداری ساخته خواهد شد...
    تزیین بایستی برچیده شود... همه چیز باید دگرگون گردد...
    بیایید بناهای تاریخی، پیاده روها، پاساژها و راه پله ها را واژگون کنیم. بیایید خیابانها و میدان ها را پایین ببریم و سط شهر را بالا بیاوریم.
    همانگونه که پیشینیان منبع الهام خود در هنر را در طبیعت جستجو می کردند، ما باید منیع الهام خود را در جهان مکانیکی که به وجود آورده ایم پی ج.یی کنیم...
    هر نسلی باید شهر خود را بسازد...».
    سانت الیا در ابتدا تت تاثیر نهضت هنرنو و خصوصا البریش قرار داشت. اگرچه سانت الیا هیچ ساختمانی به سبک فوتوریسم طرای نکرد، ولی کار بزرگ او علاوه بر تبیین منشور معماری فوتوریسم، ترسیم شهر جدید مطابق با اصول نظری جنبش فوتوریسم بین سالهای 1914-1913 بود. تصاویر این شهر خیالی بسیار مدرن شامل یک سری آسمانخرش های بسیار مرتفع، بدون هیچ گونه تزیینات و رجعت به تاریخ بود. از زیر و مجاور این سازه های بتنی و فولادی عظیم، پل ها و خطوط ارتباطی برای اتومبیل، قطار و مترو در چندین طبقه عبور می کرد. وی شهرهایی را در ذهن خود تصور کرده بود که مشابه آن در آن زمان در اروپا وجود نداشت. شاید فقط نمونه های ناقص و ابتدایی آنها را می شد در نیویورک و شیکاگو، پیش از جنگ جهانی اول در آمریکا مشاهده کرد.
    طر سانت الیا به اتفاق سایر طرفداران این جنبش، از جمله ماریو چیاتونه و مارسلو نیزولی در سال 1914 در میلان در نمایشگاهی به نام «ساختارهایی برای یک کلان شهر مدرن» به نمایش گذارده شد و بسیار مورد توجه مافل هنری و معماری قرار گرفت. از سانت الیا دود سبصد تصویر بر جای مانده است.
    شروع جنگ جهانی اول، آغازی بود بر پایان جنبش فوتوریسم. در سال 1915 ایتالیا وارد جنگ شد و بسیاری از پیروان فوتوریسم با توجه به افکار ملی گرایانه خود و به طرفداری از افکار انقلابی فاشیست ها راهی جبهه های جنگ شدند. سانت الیا هم در جنگ شرکت کرد و یک سال بعد در سال 1916 در خط مقدم جبهه کشته شد. اگرچه بعد از پایان جنگ نمایشگاه هایی از فوتوریست ها در دهه 1920 و اوایل دهه 1930 برگزار شد، ولی اهمیت این جنبش بعد از جنگ چندان مورد توجه نبود.
    عمر جنبش فوتوریسم نسبتا کوتاه بود. هیچ ساختمان مهمی به این سبک ساخته نشد. این جنبش به عنوان یک نظریه فکری فراگیر فقط در شمال ایتالیا مطر بود. ولی با وجود همه این موارد، به علت مباث مطر شده توسط نظریه پردازان این سبک، که همه در راستای تبیین عصر جدید و خصوصیات و مقتضیات جهان مدرن بود، این جنبش ائز اهمیت بسیار است. خصوصا در اشکال و تصاویر کشیده شده توسط سانت الیا و سایر معماران فتوریسم، شهرهایی به نمایش گذاشته شد که پس از نیم قرن، یعنی در دهه 1960، به منصه ظهور رسید. سیطره اتومبیل و تکنولوژی باعث بوجود آمدن شهرهایی شد که تنها در تصور و ذهن این معماران انقلابی وجود داشت.
    مطالب نظری معماری فوتوریسم همچون توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده، مل و نقل سریع السیر، گست از گذشته، ذف تزیینات، بلند مرتبه سازی و نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک ساختمان، همه مواردی بودند که بعدها تاثیر بسیار زیادی بر افکار و طر های معماران مدرن متعالی، همچون کوربوزیه و گروپیوس و همچنین سبک هایی چون کانستراکتیویسم (ساختارگرایی) و های - تک داشتند.
    در پایان باید عنوان کرد که هنرمندان جنبش فوتوریسم، زبان هنری عصر مدرن را بصورتی شفاف و عریان تبیین کردند و چهره جهان مدرن در قرن بیستم را بسیار پیش از سایرین در تصاویر خود نشان داد.



    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  9. #8
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    فصل سوم: معماری مدرن متعالی
    معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول دوم، یعنی عمدتا در دهه های 20 و 30 میلادی، در اروپا و آمریکا مطر بود.
    در دوره معماری مدرن اولیه، کماکان سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رمانتیک و بالاخص التقاطی به عنوان سبک های مهم و رایج در غرب ائز اهمیت بودند. همچنان که در فصل قبل عنوان شد، مکتب شیکاگو بعد از یک دوره نسبتا کوتاه بیست ساله، در مقابل سبک های تاریخ گرایی نتوانست دوام بیاورد. نهضت هنرنو نیز در اروپا بلا رقیب نبود و بسیاری از ساختمانهای مهم به سبک های مختلف تاریخی در اروپا همچنان اداث می شد.
    ولی با پایان جنگ جهانی اول و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصال مدرن، پیش ساختگی، عملکرد گرایی و دوری از سبک های پر زرق و برگ تاریخی مورد توجه قرار گرفت. در این دوره، معماری مدرن به عنوان تنها سبک مهم و آوانگارد در غرب مطر شد و دامنه نفوذ آن بصورت یک سبک جهانی، در اقصی نقاط گیتی گسترش یافت.
    یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره مدرم متعالی مسئله صنعت، تولیدات صنعتی و تکنولوی بود. تمامی معماران صاب نام در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی درگیر بودند. عده ای مانند والتر گروپیوس، میس ونده رو و کوربوزیه سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. به جای آن، آنها خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد به عنوان منبع الهام معماری شدند. گروهی دیگر مانند هوگو هرینگ، فرانک لوید رایت و آلوار آلتو خواهان استفاده از امکانات مدرن برای رسیدن به معماری همگون با طبیعت بودند.

    1.3. مدرسه باهاس
    در سال 1906 در شهر ویمار آلمان، مدرسه هنرها و صنایع دستی به ریاست هانری وان دو ولد (1957-1863) تاسیس شد. وی بلژیکی بود و در ابتدا به نقاشی علاقه داشت. در سال 1890 وان دو ولد تخت تاثیر موریس (از پایه گذارارن مکتب هنرها و صننایع دستی) و راسکین به معماری و طرای داخلی رو آورد. سپس وی سبک هنر نو را، که سبک رایج بود، انتخاب کرد. او در سال 1897 از بروکسل به برلین رفت. از سال 1906 تا 1919 رئیس مدرسه هنرها و صنایع دستی در ویمار بود. او معتفد بود که دروس به جای آتلیه باید در کارگاه و بصورت عملی تدریس شود. از نظر او، کارگاه و تولید یدی مهم بود.
    وان دو ولد در سال 1919، والتر گروپیوس را به جای خود به عنوان رئیس مدرسه معرفی کرد. گروپیوس در این سال مدرسه را تغییر سازمان داد و نام آن را باهاس (خانه معمار) گذارد. در این مدرسه هنرمندان و معماران باهم کار می کردند و تت تاثیر موریس و اکسپرسیونیست ها، صنایه دستی در مدرسه تدریس می شد.
    بعد از جنگ جهانی اول، مدرسه بیشتر به سمت طرای صنعتی و فرم های مکعب شکل ساده گرایش یافت. در سال 1924، گروپیوس در یک یادداشت به نام هنر و تکنولوژی – یک ودت جدید اعلام موضع کرد و در آن تفکر و بینش غالب در مدرسه را تبیین نمود. وی تکنولوژی را یک موضوع مستقل از مقوله هنر نمی دانست و بر این نظر بود که در تکنولوژی و تولیدات صنعتی، زیبایی و هنر وجود دارد. لذا از مصال مدرن در ساختمان و طر های تولید صنعتی در این مدرسه به دور از هرگونه تزیینات و تنها با نمایش عملکرد ذاتی آن استفاده می شد. از وی و سایر همفکران او، زیبایی هواپیما در پرواز، لوکوموتیو در رکت بر روی ریل و دستگیره در باز کردن در است.
    در همین سال گروپیوس به لاظ فشارهای سیاسی مجبور شد که مدرسه را به شهر دسوا منتقل کند. وی در این شهر در سالهای 1926-1925 ساختمان مدرسه باهاس را طرای و اجرا کرد. بر سردر این مدرسه عبارت فرم تابع عملکرد نصب شد که نشانه اهمیت عملکرد گرایی و توجه به عملکرد فرم بود. چنانکه وی می نویسد: «یک ساختمان مدرن باید به دور از هرگونه تریف های زائد و بی مورد و هرگونه تزیینات و جزئی گرایی باید و جهان مکانیکی و جابجایی سریع معاصر را منعکس کند». گروپیوس عملکردهای مختلف مدرسه، همچون کلاس های درس، دفاتر آموزش، خوابگاه دانشجویان و کارگاه ها را در ساختمانهایی با کالبدهای متفاوت جای داد.


    Click here to view the original image of 900x647px.


    Click here to view the original image of 763x334px.
    در سال 1926 گروه معماری تاسیس شد و هانز مایر، معمار سوئدی، به ریاست آن انتخاب شد. گروپیوس در سال 1927 از ریاست مدرسه کنار رفت و هانز ملیر را به جای خود پیشنهاد کرد. مایر پس از انتصاب، گروه معماری را سازماندهی کرد. ولی او به دلیل سیاسی در سال 1930 برکنار گردید. به جای وی، میس ونده رو به ریاست انتخاب شد. وی نیز در سال 1932 به دلیل توسعه نفوذ نازیها برکنار و مدرسه تعطیل شد. میس مدرسه ره به برلین منتقل کرد ولی نازیها آن مدرسه را نیز در سال 1933 تعطیل کردند. نازیها علاقه به یک معماری با عظمت و جاودنه، همچون معماری کلاسیک داشتند و تمامی فعالیت های هنری و روشنفکری می بایست که تت نظر آنها صورت می گرفت. لذا عقاید مدرن و متمایل به چپ مدیریت مدرسه باهاس نمی توانست جایی در کومت نازیها داشته باشد.
    باهاس مهم ترین مدرسه هنری در دهه 1920 و اولین مدرسه معماری مدرن بود. اساتید این مدرسه در همه زمینه های هنری از قبیل نقاشی، صنایع دستی، تولیدات صنعتی و بالاخص معماری، توجه خود را به آینده و راه رسیدن به آن را به کار گیری و الهام گرفتن از تکنولوژی مدرن می دانستند. گروپیوس بنیانگذار و متفکر اصلی این مدرسه در سال 1911 به اتفاق آدولف مایر، یکی دیگر از اساتید مدرسه باهاس، کارخانه فاگوس را طرای کرد. این بنا را می توان اولین ساختمان سبک بین الملل نامید. سطو خارجی این ساختمان مکعب شکل، با دیوارهای شیشه ای پوشش شده و دیوارهای غیر باربر نماد اصلی ساختمان بود. در این ساختمان، همچون سایر ساختمان های گروپیوس، از هیچگونه تزیینات استفاده نشده بود بلکه عملکرد بنا، زیبایی آن بود همچون فرم هواپیما که زیبایی آن عملکرد بلند شدن از سط زمین است.
    گروپیوس در اثر فشارهای سیاسی تازیها به آمریکا مهاجرت کرد و در دانشگاه هاروارد مشغول به تدریس شد. وی در آنجا به همراه تعدادی از معماران جوان تعاونی معماران را تشکیل داد. مرکز فارغ التصیلان هاروارد در مل همان دانشگاه، ساختمان پان امریکن در نیویورک و سفارت آمریکا در شهر آتن جزو مهم ترین کارهای گروپیوس در طی سال های اقامت او در آمریکا بود.
    گروپیوس تا اواخر عمر خود نیز به نقش و اهمیت صنعت در زندگی مدرن و معماری مرتبط با آن معتقد بود. وی در سخنرانی خود در شیکاگو در سال 1965 برای انجمن معاران چنین بیان می دارد:
    «امروز معمار دیگر ارباب صنایع ساختمانی نیست. بهترین صنعتگران رهایش کرده اند و او تنها بر روی تلی ازآجرهای شکل نیافته جا مانده و از ضربه عظیم صنعتی شدن بی خبر است. معمار اگر رفتار و اهدافش را برای مقابله با وضعیت تازه اصلا نکند، ناچار به واگذاری نقش خود به مهندسین و مردان علم و سازندگان است».
    دیگر رئیس مهم این مدرسه و معمار نامدار این قرن میس ونده رو بود. کارهای اولیه وی تت تاثیر کارل فردریک شینکل (1841-1781) معمار نئوکلاسیک آلمانی بود. ولی میس به تدریج و خصوصا بعد از جنگ جهانی اول به سمت معماری مدرن گرایش پیدا کرد و تا آخر عمر به اصول نظری و کالبدی معماری مدرن وفادار ماند. بدون شک میس ونده رو را می توان استاد ممتاز به کار گیری مصال مدرن، مانند شیشه و فولاد دانست. اجام مکعب شکل و ساده او عمدتا با شیشه و فولاد پوشش می شدند. ساختمانهای وی بدون استفاده از هرگونه نزییناتی، به زیباترین شکل ممکن مصال مدرن و معماری مدرن را به نمایش می گذاشتند.وی در سال 1921 ماکت یک آسمانخراش را ساخت که دیوارهای خارجی آن فقط با شیشه پوشش شده بودند. کاری که شاید در آن زمان اجرای آن مشکل بود، ولی اکنون شاهدیم که اکثر ساختمانهای بلند مرتبه در سراسر جهان عمدتا و گاهی منصرا با شیشه پوشش می شوند.
    پاویون آلمان در نمایشگاه بارسلون در سال 1929، تبر وی را در زمینه نوآوری و معماری نشان داد. طرای استادانه فضاها، پلان آزاد، استفاده از مصال در نهایت زیبایی و کیفیت اجرا و جزییات بسیار دقیق و ماهرانه در این پاویون به نمایش گذاشته شده است.

    سایت پلان پاویون


    پلان


    پرسپکتیو خارجی




    میس نیز همچون سلف دیگر خود گروپیوس، مجبور به ترک آلمان و مهاجرت به آمریکا شد. وی در آمریکا رئیس دانشکده معماری دانشکده فنی ایلی نویز شد و یک سایت جدید برای این دانشگاه در سال 1939 طرای نمود. او مکعب های زیبای خود را در ساسر سایت برای عملکردهای مختلف با شیشه و فولاد اجرا کرد.
    میس ونده رو نظر خود را در برلین در مورد صنعت در سال 1924 چنین بیان می کند:
    «اگر ما موفق شویم که صنعت را جلو بریم، تمام مسائل اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، و هنری ل خواهد شد». این گفته میس از طرف معماران پست مدرن در دهه شصت و هفتاد شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت.
    ساختمانهای میس ونده رو از دهه سی میلادی تا کنون در غرب و سرتاسر جهان بصورت الگویی برای ساختمان های بلند مرتبه اداری،دولتی و تجاری در آمده است. یکی از دلایل آن برگزاری نمایشگاهی است که در سال 1932 در موزه هنرهای معاصر نیویورک برگزار شد. این نمایشگاه به کوشش فیلیپ جانسون و هنری راسل هیچکاک برگزار شد.آنها نام این نمایشگاه را سبک بین الملل گذاردند. در این نمایشگاه طر های معماران نامدار مدرن و بالاخص میس ونده رو عرضه شد و عنوان سبک بین الملل بصورت یکی از مشخصه های معماری مدرن مطر شد.
    بر اساس نظریه فکری این سبک، ساختمان باید فاقد هرگونه خصوصیات منطقه ای، شهری، مله ای و آب و هوایی باشد، همانگونه که تولیدات صنعتی مانند اتومبیل، هواپیما، یخچال، رادیو و دیگر تولیدات فاقد خصوصیات منطقه ای هستند. همام رادیویی که در پایتخت های اروپایی مورد استفاده قرار می گیرد، می تواند در روستاهای آفریقایی نیز مورد استفاده باشد.
    این گفته میس ونده رو که کمتر بیشتر است (Less is More) ـــ یعنی ساختمان باید فاقد هرگونه تزیینات و اجزای اضافه باشد ـــ مشخصه سبک میس ونده رو و در نهایت سبک بین الملل بود.

    میس ونده رو در طر های خود به ندرت از خطوط مننی و یا مورب استفاده می کرد. سادگی و خطوط مستقیم از مشخصه های کار این معمار است. عکس فوق ویلای توگندات در برنوی آلمان (1930-1928) است.

    به جز مدیران نامدار این مدرسه،استادان و هنرمندان معروف دیگری با شهرت جهانی در مدرسه باهاس تدریس می کردند. از آن جمله می توان از واسیلی کاندینسکی (1944-1866) نقاش پیشگام روس تبار، پل کلی (1940-1879) نقاش و نظریه پرداز سوئیسی و یوهانس ایتن (1967-1888) هنرمند اکسپرسیونیست سوئیسی نام برد. ایتن بین سال های 1923-1919 در باهاس تدریس کرد. پس از خروج ایتن، موهولی ناگی (1946-1895) هنرمند مجاری تبار، جانشین او شد. وی تا سال 1928 در باهاس تدریس کرد. موهولی ناگی نظرات کانستراکتیویسم را به جای عقاید اکسپرسیونیست ایتن بین وارد دروس باهاس نمود. او پس ار ترک باهاس، نهایتا به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا در شهر شیکاگو مدرسه باهاس جدید را تاسیس نمود.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  10. #9
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    2.3. کانستراکتیویسم
    معماری کانستراکتیویسم به لاظ مبانی نظری و ساختمانهای طرای شده توسط معماران آن، یکی از سبک های مهم برای تبیین اصول و ارائه ساختمان های مدرن در بین دو جنگ جهانی بود. خاستگاه این معماری شوروی بود. می توان عنوان نمود که تنها سبکی که در طی چند سده گذشته در این کشور ظهور کرده و بر معماری و هنر غرب تاثیر گذارده، سبک کانستراکتیویسم بوده است.
    روسیه تزاری در سال 1914 وارد جنگ با آلمان شد و متمل تلفات و خسارات بسیار زیادی گردید. در اکتبر 1917 انقلاب سوسیالیستی به رهبری ولادیمیر لنین در این کشور صورت گرفت. تا سال 1920، دولت جدیدالتاسیس سوسیالیستی درگیر جنگ های داخلی، عودتا با طرفداران روسیه تزاری بود. لذا این کش.ر به مدت قریب به شش سال متمادی درگیر جنگ، خونریزی و انقلاب بوده است.
    «از سال 1914 تا پایان جنگ داخلی، روسیه 20 میلیون کشته به جای می گذارد. در سال 1920 تولیدات کشاورزی هنوز به میزان نصف تولیدات 1913 نرسیده و تولیدات صنعت سنگین فقط یک هفتم تولیدات سال 1913 می باشد. تولید ساختمانی تقریبا متوقف و کمبود مسکن مشکل بزرگ و غیر قابل لی در طی چند سال آتی تشکیل می دهد».
    در ببوه همین بران های عظیم در این کشور پهناور است که سبکی به نام کانستراکتیویسم، که توجه و هدف خود را ساختار قرار داده بود در شوروی ظاهر می شود.
    نمی توان گفت که کانستراکتیوسیم یک سبک برآمده از ایدئولوژی سوسیالیسم است و نمی توان اهداف آنرا کاملا منطبق بر اصول سوسیالیسم دانست. به عبارتی نمی توان هنر کانستراکتیوسیم را مترادف هنر سوسیالیسم یا هنر پرولتاریا قلمداد کرد. ولی با وجود این، نکات مشترک متعددی بین این دو وجود دارد.
    کانستراکتیوسیسم در بین عده ای ار نخبگان هنری که عمدتا شامل نقاشان، مجسمه سازان و معماران بودند، در بعد از انقلاب سوسیالیستی در شوروی مطر شد. آنها همچون فوتوریست ها و سایر مدرنیست ها، اعتقاد به تکنولوژی، صنعت و عملکرد داشتند. کانستراکتیوسیت ها خود را مدرنیست های شوروی مسوب می کردند و خواستار توسعه و پیشرفت و ورود این کشور عقب مانده به جهان مدرن بودند. هم سوسیالیسم به عنوان یک مشی سیاسی و هم کانستراکتیویسم بصورت یک سبک هنری هردو به گسست از گذشته و نگاه به آینده معتقد بودند. هر دو ترقی و تعالی در آینده و بازسازی شوروی را از طریق اتکا به علم و تکنولوژی دست یافتنی می دانستند.
    همکاری بین سوسیالیسم و کانستراکتیوسیم برای یکدیگر نیز مفید بود، چنانچه دولت نوپای سوسیالیستی با طرفداری از عقاید و طر های کانستراکتیوسیم، خود را مدافع پیشرفت و توسعه علم و تکنولوژی معرفی می کرد. معماران کانستراکتیوسیم نیز با مایت کومت قادر به اجرای پروژه های بزرگ بودند.
    یکی از اولین ساختمانهای سبک کانستراکتیوسیم که نماد این سبک نیز مسوب می شود، ماکت بنای یادبود بین الملل سوم است که توسط ولادیمیر تاتلین در سال 1920 طرای شد. این بنای مارپیچ لزونی شکل ـــ به ارتفاع دودا 390 متر ــــ نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند تکامل تاریخ، یصورتی که تاریخ خود را تکرار می کند، ولی هر تکرار مرله ای بالاتر و فراتر از مرله قبل است و در نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم و کمونیسم منتهی می شود. از وسط این برج فولادی مرتفع، ساختمان شیشه ای پارلمان آویزان شده بود. اگر برج ایفل طلیعه عصر تکنولوژی مدرن را نوید میداد، این برج اخیر بشارت دهنده سپیده دمان عصر سوسیالیسم بود. متاسفانه این نماد بسیار زیبا و گویا از سوسیالیسم، کانسنراکتیویسم و جهان مدرن هیچ گاه ساخته نشد.

    در کمیته مرکزی زب کمونیست، نظرات متفاوتی در باره معماری انقلابی و پیشرو ابراز شده بود، چنانچه لئون تروتسکی، وزیر امور خارجه و سپس رهبر ارتش سرخ شوروی معتقد بود: «جدایی میان هنر و صنعت مو خواهد شد. سبک بزرگ هنری، شکل دهنده ـــ و نه تزیینی ـــ خواهد بود. در این زمینه ق با فوتوریست ها است».
    ولی بوریسوویچ کامنف از دیگر رهبران سوسیالیستی و عضو کمیته مرکزی زب بیان داشته: «دولت کارگران باید جدا از اعتباری که تا به ال به تمام فوتوریست ها، کوبیسم ها، تخیل گرایان و سایر پیچ و تاب طلبان اعطا نموده دست بردارد. این هنرمندان زمتکش نبوده و هنرشان متعلق به ما نیست. آنها فراورده های فساد و زوال بورژوازی می باشند».
    کانستراکتیویست ها خواستار دگرگونی بنیادین در روش های ساخت و ساز سنتی و بطور کلی نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند. یکی از اولین شعارهای آنها در اوایل دهه 1920 چنین بود: «مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی... زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست».
    کنستانتین ملنیکوف اولین معمار روس بود که شهرت بین المللی کسب کرد. از کارهای مهم وی، طرای غرفه شوروی در نمایشگاه هنرهای تجسمی در پاریس در سال 1925 بود. از دیگر کارهای مورد توجه او، طرای پنج باشگاه کارگران در مسکو بین سال های 1929-1927 بود. هر کدام از این بناها دارای خصوصیات ویژه بودند و فضاهای سیرکولاسیون و آمفی تئاتر بر روی نمای خارجی ساختمان به نمایش گذارده شده بود.
    در زمینه نقاشی، کازیمیر مالویچ (1935-1878) معروف ترین نقاش مرتبط با این سبک بود. وی عمدتا خواستار آزاد ساختن هنر از قید اشیا بود. جنبش موسوم به گروه برتر (Suprematism) را در سال 1913 و یا بنا به روایتی در سال 1915 در مسکو بنیان نهاد. مالویچ هنر انتزاعی را با نوعی سادگی هندسی در هم آمیخت. الکساندر رودچنکو (1956-1891) دیگر نقاش معروف وابسته به گروه برتر است.
    الکساندر وسنین یکی از نظریه پردازان و معماران مهم کانستراکتیویسم و طرا ساختمان روزنامه پراودا در سال 1923 بود. ال لیسیتزکی معمار و هنرمند کانستراکتیویست در سال 1929 در تبیین طر ساختمان روزنامه پراودا می نویسد:
    «همه ملزومات ... همچون تابلو اعلانات، تبلیغات، ساعت های دیواری، بلندگوها و تی آسانسورهای داخل بنا، به عنوان اجزاء جداناپذیر در طر ساختمان به کار گرفته شده اند و یک مجموعه واد را تشکیل داده اند. این زیبایی کانستراکتیویسم است».
    دو برادر دیگر وسنین به نام های لئونید و ویکتور نیز جزو معماران سبک کانستراکتیوسیم مسوب می شوند. ویکتور طرا بزگترین پروژه ساختمانی اجرا شده در بین دو جنگ شوروی یعنی سد عظیم دنییپر در سال 1932 بود.
    ال لیسیتزکی در طرای بنای یادبود بین الملل سوم با تاتلین همکاری کرده بود. وی یکی از بنیانگذاران کانستراکتیویسم مسوب می شود. او بیش از هر معمار دیگر روس با غرب در ارتباط بود و بین سال های 1928-1922 در آلمان و سوئیس زندگی و در این دو کشور تدریس کرد. لیسیتزکی با میس ونده رو و تئوفن دویسبورگ (1931-1883) معمار و هنرمند شاخص گروه دیستیل همکاری کرده بود. لیسیتزکی در سال 1922 در نمایشگاهی در برلین کانستراکتیویسم را به اروپاییان معرفی نمود.
    موهولی ناگی نقاش و مجسمه ساز مجارستانی نیز در معرفی این سبک به غریبان نقش اساسی داشت. همانگونه که در قسمت قبل عنوان شد، او با تدریس در مدرسه باهاس به مدت پنج سال، عقاید و نظریات کانستراکتیویست ها را به دانشجویان این مدرسه منتقل کرد.
    از اواخر دهه 1920 کانستراکتیوسیم بر کشورهای غربی تاثیر گذارد و در فرانسه، هلند، سوئیس، چکسلواکی و انگلستان نمونه هایی از ساختمان ها به این سبک اجرا شد. ساختمان های هانز مایر و والتر گروپیوس در آلمان که با اسکلت فلزی و پوسته شیشه ای ساخته شده بودند، شباهت زیادی به کارهای کانستراکتیویست ها دارد. در آمریکا، در فیلادلفیا، ساختمان انجمن وجوه پس انداز (1932-1929) تت تاثیر کانستراکتیویسم بوده است.
    از اوایل ده سی، معماری کانستراکتیوسیم رو به افول گذارد. به جای آن مجددا رجعت به گذشته و تاریخ گرایی و بالاخص سبک نئوکلاسیک در شوروی مورد توجه قرار گرفت.
    امروزه بسیاری از نظرات و طر های معماری کانستراکتیویم همچون نمایش تکنولوژی، نمایان کردن عملکرد، سازه، تاسیسات و سیرکولاسیون و پرهیز از هرگونه تزیینات در طر های معماران های-تک مشاهده می شود.
    زاها دید معمار معروف دیکانستراکشن نیز کارهای مالویچ و نقاشی های گروه برتر را منبع الهام خود قرار داده است.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




  11. #10
    مدیر ویژه
    ☠βlack ℓightninℊ☠'s Avatar
    Join Date
    May 2012
    Location
    كشتي دزدان دريايي
    Posts
    5,713
    Thanks
    1,033
    Thanked 1,146 Times in 609 Posts
    حالت من : Delvapas
    3.3. کوربوزیه

    کوریوزیه که نام اصلی وی شارل ادوارد ژانره است، در دفتر دو تن از معروفترین معاران آن دوره در اروپا یعنی اگوشت پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد. وی سپس به بالکان، آسیای صغیر، یونان و رم سفر نمود و نقاشی های بسیاری از این سفر با خود به همراه آورد. کوربوزیه در طی فعالیت رفه ای خود، استفاده از یکی از شاخص ترین مصال مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.
    کوربوزیه در دهه بیست میلادی دو کتاب بسیار مهم به رشته تریر در آورد که اولی را می توان منشور بینش مدرن در معماری و دومی را منشور بینش مدرن در شهرسازی مسوب نمود.
    کتاب اول وی به نام به سوی یک معماری نوین در سال 1923 در پاریس منتشر شد. در این کتاب، مولف توجه معماران را به فن آوری مدرن جلب می کند. او کار معماران را با رفه مهندسین مکانیک مقایسه کرده و بیان می دارد که صنعت ساخت وسایل مل و نقل مانند هواپیما، اتومبیل، قطار و کشتی در اثر تولات سریع تکنولوژی به کلی دگرگون شده، ولی ساختمان سازی هنوز در چارچوب فنون گذشته باقی مانده و نظریه پردازان معماری به دنبال تقلید از سبک های گذشته هستند. در این کتاب کوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده معماری تلقی می نماید. وی عنوان می کند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی، باید با استفاده از تکنولوژی جدید به صورت گسترده برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد.
    کتاب دوم کوربوزیه به نام شهر آینده در سال 1924 در پاریس انتشار یافت. وی در این کتاب نیز سعی نمود که توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. کوربوزیه شهرهای آمریکا، بالاخص نیویورک و شیکاگو را با آسمانخراش های مرتفع و خیابان های چند طبقه را بسیار تسین کرد و آنها را به عنوان الگوی آینده شهرهای اروپا و سایر نقاط جهان معرفی کرد. وی رشد سریع جمعیت در شهرهای بزرگ اروپا مانند پاریس، لندن و برلین را در کنار نیویورک از سال 1800 تا 1910 مطر می کند. بر اساس آمار، جمعیت در این شهرها بین پنج تا بیست برابر افزایش یافته است. وی تنها راه ل شهرهای آینده را بلند مرتبه سازی و پسش ساختگی می داند.
    کوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی تجسم نموده که از آسمانخراش های عظیم و مرتفع تشکیل شده است. در هر یک از این آسمانخراش های چند عملکردی دود صد هزار نفر زندگی و کار خواهند کرد. در این ساختمان ها، آپارتمان های مسکونی، ادارات، فروشگاه ها، مدارس، مراکز تجمع و کلیه اتیاجات یک مله بسیار بزرگ فراهم آمده است. ساکنان این مجتمع ها از دود و سر و صدای ترافیک اتومبیل ها به دور هستند و به جای آن از افتاب و دید و منظر زیبا استفاده می کند.
    بر اساس این نظریه، دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی طرای و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود کوربوزیه طرای شد. دیگری شهر برازیلیا توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر به عنوان پایتخت جدید کشور برزیل طرای گردید.
    ساختمان طرای شده توسط نورمن فاستر، معمار این سبک های-تک، به نام برج هزاره توکیو (1989) در سال شهر توکیو را می توان نمونه کاملی از برج های چند منظوره کوربوزیه تلقی کرد. در فصل هفتم در مورد این بث خواهد شد.
    در زمینه معاری، کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای رکت است. وی پنج اصل را در ساختمانهای مدرن معرفی کرد که عبارتند از:


    • ستون ها ساختمان را از روی زمین بلند می کنند.
    • بام مسط و باغ روی بام
    • پلان آزاد
    • پنجره های طویل و سرتاسری
    • نمای آزاد، کف ها و دیوارها به صورت کنسول


    کوربوزیه عقاید مطر شده در معماری مدرن را در طر ویلا ساوا در پوآسی در شمال پاریس (1930-1928) به نمایش گذارد. وی تکنولوژی به عنوان منبع الهام معماری مدرن و پنج اصل ساختمان مدرن را به صورتی هنرمندانه و شاعرانه در این ماشین زیستی پیاده کرد. عملکرد این ساختمان همچون ماشینی بی آلایش در وسط و مسلط بر میط اطراف قرار گرفته، فراهم نمودن شرایط آسایش برای انسان است.

    Click here to view the original image of 900x510px.



    Click here to view the original image of 900x675px.


    Click here to view the original image of 900x675px.


    Click here to view the original image of 900x695px.


    Click here to view the original image of 900x695px.


    Click here to view the original image of 812x700px.


    Click here to view the original image of 900x695px.
    یہ وقتآیے،یہ رفآیے،...چنان آتیشت میزنہ کہ دوست دارے فریاد بزنے،ولی نمیتونے!
    دوست دارےاشک بریزے،ولی نمیتونے!تے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
    تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..بہ این میگن"درد بے درمون"




Page 1 of 3 123 LastLast

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •  
طراحی توسط: مرجع حرفه ای ویبولتین
انجمن دانشجویان ایران در یک سال اخیر به وضعیت مقاله در ایران کمک شایانی کرده است.این انجمن هم اکنون به مرجع مقاله در ایران تبدیل شده است. از بودن در جمع صمیمی دانشجویان ایرانی لذت ببرید.
ارتباط با ما در مورد انجمن ارتباط با در مورد مارکت ورود به مدیریت انجمن ایمیل مدیریت انجمن : irdoc.net@gmail.com
تلفن همراه: 0933333333
تلفن ثابت: 00000000-0511

آیدی یاهو:
انتخاب كاربر برتر ماه انجمن دانشجويان ايران